10 لحظه بیادماندنی فصل پایانی «برکینگ بد»

 والت با اسكايلر مشاجره مي‌كند و خانواده‌اش را براي هميشه از دست مي‌دهد
شايد براي فصلي كه با لحظاتِ ناخوشايندِ درگيري و دعوا تعريف شده، هيچ‌كدامشان مثل درگيريِ شديد والت و اسكايلر در قسمت 14م نباشند. تنش‌ها بين والت و اسكايلر در بيشتر اوقاتِ سرالش در حال اوج گرفتن بودند اما تا آن موقع هيچ وقت فيزيكي نشده بودند. وقتي اسكايلر چاقوي آشپزخانه را چنگ زد، خطري بين زوجِ درگير شكل گرفت كه تابحال سابقه نداشت. نه اين واقعيت كه والتر جونيور و هالي آنجا حاضر بودند و نه اين‌كه والت بعد از اتمامِ درگيري، هالي را با خود برد، هيچ‌كدام كمكي به مسئله نكردند.
7فاز:
 
10. سرنوشتِ سمِ رايسين فاش شد
رايسين علي‌رغم تمام بحث‌هايي که در طول سرال  شکل داد، هيچ وقت بطور شايسته‌اي در دنياي برکينگ بد استفاده نشد. اما طبقِ قانونِ چخوف، برکينگ بد نمي‌توانست بدون اينکه اين سم - يا بطور اخص آن شيشه‌اي از آن که والت قصد استفاده از آن براي گاس فرينک را داشت - قربانيِ خود را بشناسد به پايان برسد. در قسمتِ پايانيِ سرالآ معلوم مي‌شود که آن قرباني، هدفِ سزاواري بوده: ليديا، که وسواسش بر روي استفاده از شيرين‌کننده‌ي استويا بجاي شکر (و ميل وافرش به قتل) بدل به نقطه‌ي سقوط او مي‌شود.
 
9. والت، اسکايلر، هنک و مري عجيب و غريب‌ ترين قرار دوتاييِ دنيا را مي‌گذارند
وينس گليگان و گروه نويسندگانش ثابت کردند  همچنان که برکينگ بد از پس صحنه‌هايي با تنشِ باورنکردني برمي‌آيد،‌ بهمان اندازه در خلق کردنِ لحظاتِ ناجور هم استادند. در نيمه‌ي اول فصلِ پنجم، صحنه‌ي مراسمِ شامي با حضورِ والت، اسکايلر و جسي وجود داشت. اين بار هنک و مري جايگزينِ جسي مي‌شوند - اين بار در يک رستورانِ پرطرفدارِ مکزيکي - اما تماشاي نتيجه‌ي پاياني بهيچ وجه کمتر از آن دردناک نيست - و نه، هيچ کدام از آن‌ها چيپس سفارش ندادند
 
8. والت قصدِ انتقام مي‌کند
در قسمتِ ماقبلِ پاياني، از آن کسي که زماني بزرگ و قدرتمند بود خاطره‌اي بيش باقي نمانده و بنظر مي‌رسد والتر وايت فقط کمي بيشتر از مردي است که انزوا و سرطاني کشنده، او را درهم شکسته است. وقتي به باري محلي در نيوهمپشر مي‌رود، بنظر مي‌رسد که مي‌خواهد خودش را تسليم کند تا به حسابِ جرايمِ بي‌شمارش رسيدگي شود اما بعد از ديدنِ دشمنان قديمي‌اش گرچن و اليوت شوارتز در تلويزيون به اين نتيجه مي‌رسد که نبردي ديگر برايش باقي مانده و پخشِ موسيقيِ تمِ اصليِ سرالگ نشان از بازگشتِ قريب‌الوقوع او به نيومکزيکو دارد.
 
7. جسي پولش را واقعا دور مي‌اندازد
با وجود تمام‌ درگيري‌هايي که هر شخصيت در طول فصل پاياني دارد، هيچ کس اندازه‌ي جسي خراب، زخمي و درهم‌شکسته بنظر نمي‌رسد. او که هنوز از غيب شدن مايک در نيمه‌ي اول فصل آخر گيج است، در طول نيمه‌ي دومِ آن بکلي رها شده و اين حسش وقتي به اوج مي‌رسد که در شبي مهم با اتومبيلش به خيابان مي‌رود و ميليون‌ها دلار پولش را مثل روزنامه از پنجره به بيرون پرتاب مي‌کند.
 
6. "سلام کرول." والتر وايت به خانه برمي‌گردد
نيمه‌ي دومِ فصلِ پايانيِ برکينگ بد با پيش‌بينيِ رسيدن به يک نقطه‌ي هيجاني، درست از جايي که نيمه‌ي اول متوقف شده بود شروع مي‌شود: در آينده. والت ماشينِ ولوويِ داغان و مسلسلي با ابعاد خنده‌دار را که در صندوق عقب است به محل سکونتِ خانواده‌ي وايت مي‌آورد و متوجه مي‌شود ملکش دچار محکوميت و توسط عده‌اي اسکيت‌بازِ نوجوان اشغال شده. اگر هرگونه شکي وجود داشت که مردي که حالا بيشتر به نام هايزنبرگ معروف است تکبر خود را از دست داده است، سلام ساده‌ي او به همسايه‌اش مي‌تواند کمک بزرگي به يادآوري اين نکته کند که او چطور تبديل به ترسناک‌ترين مرد نيومکزيکو شد.
 
5.  والت با اسکايلر مشاجره مي‌کند و خانواده‌اش را براي هميشه از دست مي‌دهد
شايد براي فصلي که با لحظاتِ ناخوشايندِ درگيري و دعوا تعريف شده، هيچ‌کدامشان مثل درگيريِ شديد والت و اسکايلر در قسمت 14م نباشند. تنش‌ها بين والت و اسکايلر در بيشتر اوقاتِ سرالش در حال اوج گرفتن بودند اما تا آن موقع هيچ وقت فيزيکي نشده بودند. وقتي اسکايلر چاقوي آشپزخانه را چنگ زد، خطري بين زوجِ درگير شکل گرفت که تابحال سابقه نداشت. نه اين واقعيت که والتر جونيور و هالي آنجا حاضر بودند و نه اين‌که والت بعد از اتمامِ درگيري، هالي را با خود برد، هيچ‌کدام کمکي به مسئله نکردند.
 
4. تاد آندرا را مي‌کشد
اگر مرگِ هنگ تکان‌دهنده‌ترين مرگ بود، مرگِ آندرا بي‌احساس‌ترين‌شان بود. آندرا با اين‌که گناهي جز نگران بودن براي جسي نداشت، با خونسرديِ کاملِ تاد - کسي که هر لحظه خودش را بيشتر و بيشتر بعنوانِ يک ساديستِ جامعه‌ستيز مثل عمويش جک ثابت مي‌کند - کشته شد و آن حالتِ نگران را يک‌بار ديگر مي‌بينيم، اين بار در چهره‌ي جسي.
 
3. هنک با والت رو در رو مي‌شود
وقتي هنک کتابِ Leaves of Grass را که به والت تقديم شده بود پيدا کرد، فهميديم که مأمور DEA بزودي لو خواهد داد که باجناقش همان هايزنبرگِ بدنام است. خيلي از سرالي‌ها همچين موردي را به اندازه‌ي نصفِ يک فصل کش مي‌دهند اما هنک قبل از به پايان رسيدنِ همان اپيزود در گاراژ به والت حمله‌ور مي‌شود.
 
2.  عمو جک، هنک و استيو را مي‌کشد
قسمتِ 14م فصل پنجم يعني Ozymandias به اتفاقِ آرا، بهترينِ اپيزودِ سرال ‌هاي تلويزيوني در سال 2013 بود ( و خود گيليگان آن را بهترين قسمتِ برکينگ بد مي‌خواند) و يک دليلِ عمده‌اش، درآوردنِ مرگِ هنک و رفيق و همکارش  استيو گومز در DEA اداره‌ي مبارزه با مواد مخدر است. از همان لحظه‌اي که اين دو بهمراهِ جسي براي دستگيريِ والت به بيابان زدند، پيدا بود که سرنوشت شومي در انتظارشان است. گرچه صحنه‌ي واقعيِ مرگ گومز را نديديم اما هنک تا آخرين لحظه مقاوم باقي ماند و وقتي عمو جک دوباره چهره‌ي اصلي‌اش را نشان مي‌دهد مي‌توانيم نگراني و اضطراب را در صورتِ والت ببينيم (آن چهره تا حدي آشناست)
 
1. پيروزيِ هايزنبرگ
احتمالا هيچ قسمتِ پايانيِ فصلي در تاريخِ تلويزيون پذيراي اين مقدار از گمانه‌زني‌ها که قسمت آخر برکينگ بد داشت، نبوده. اما هيچ‌کس نتوانست پايانِ انفجاريِ آن را پيش‌بيني کند. والت توانست به کمک مسلسل بزرگي که در قسمتِ اول فصل پنج ديديم، انتقامش را از عمو جک بگيرد و در همان زمان جسي انتقامش را از تاد.
شايد از همه مناسب‌تر، فرارِ جسي بسوي يک زندگيِ تازه و مردنِ والت در محيطِ طبيعي‌اش يعني يک آشپزخانه‌ي توليدِ شيشه بود.
احسان سالم
نظرات
sadegh پنجشنبه 7 آبان 1394 واقعا بهترين سريال تمام تاريخ...
انقدر خوب و عالي بود که من دوباره دارم نگاه ميکنم
اين سريال رو
حسي که به هيچ سريالي ندارم
15 3
پاسخ

وحيد جمعه 8 آبان 1394 يک صحنه بسيار دل خنک کننده ايي را يادتان رفت(( هنگامي که اسکايلر با تمام وجود برسر ماريانو پشت سر هم داد مي زند شات آپ،شاتآاااااپ، شات، آپ!!!))
اگر اين صحنه نبود تا آخر عمر يه چيزي مثل بغض تو گلوم مي موند و خفم مي کرد.
خودش وقتي مي خواست براي شوهرش اکمک مالي بگيرد حتي به شوهرش نگفت ولي هنگام کمک به والتر بالش سخنگو راه انداخت. از اين آدمهاي خودخواه و خودمحور کم نداريم که.کافيست به رانندگي ها نگاهي بيندازيم...
13 2
پاسخ

جواد چهارشنبه 18 آذر 1394 فقط مي توان گفت يک سريال بي نظير , دوست داشتني و تکرار نشدني
6 3
پاسخ

محمد علي ستوده شنبه 30 مرداد 1395 روزي نيست که اتفاقات اين سريال رو تو ذهنم مرور نکنم . سريالي عالي با جزييات بسيار معرکه و فراموش نشدني .
دوبار ديدم و قصد دارم سه باره ببينم . چون مطمئنم جزيياتي هست که ممکنه از دست داده باشم .
2 2
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط






























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز