یادداشت نویسنده نیویورک تایمز درباره مورین اوهارا (1920 - 2015) / محبوب همیشگی «مرد آرام»

شايد به يادماندني‌ترين فيلم رنگي او، "مرد آرام" (1952) به كارگرداني جان فورد باشد، فيلمي كه اوهارا در مقابل جان وين در آن به ايفاي نقش پرداخته. كاراكتر او، ماري كيت داناهر مغرور، لجوج و مشتاق از برقراري رابطه با همسر بوكسور آمريكايي ايرلندي‌اش با بازي وين سربازمي‌زند. تا زماني كه مرد با رفتاري شايسته زن او را به چنگ بياورد. همين اتفاق هم مي‌افتد.
نيويورک تايمز- آنيتا گيتس: مورين اوهارا، بازيگر ايرلندي پرشوري که در نقش زنان دلرباي قدرتمند بياري از فيلم‌هاي ماجراجويانه دهه 40 و 50 ميلادي به ايفاي نقش پرداخته بود شنبه شب در خانه‌اش در ايالت آيداهو درگذشت. او 95 سال داشت. جاني نيکولتي، مديربرنامه‌هاي او رسما خبر مرگ اي بازيگ را تاييد کرده است. خانم اوهارا را ملکه تکني‌کالر صدا مي‌زدند، چراکه پس از ظهور تکني‌کالر هيچ چيز بيشتر از موهاي قرمز درخشان، چشمان سبز و پوست کرم‌رنگش  در مرکز توجه نبود.يکي از منتقدان در يادداشت خود بر فيلم دهه50ايي "؟" درباره او به شکلي احساساتي مي‌نويسد: "خانم اوهارا در قاب تکني‌کالر بيشتر از درخشش خورشيد به چشم مي‌آيد." حتي خالقين تکني‌کالر هم اين بازيگر را بهترين فرد براي تبليغات خود مي‌دانند. با اين حال بسياري از فيلم‌هايي که اوهارا به عنوان يک ستاره در آن‌ها درخشيد آثاري سياه و سفيد بودند؛ اولين فيلم هاليوودي او، "گوژپشت نتردام" (1939) که در آن به جاي کاراکتر خانه بدوشي به نام ازمرالدا بازي کرده بود، "دره من چه سبز بود" (1941) که براي حضور در آن در نقش دختر ولزي خانواده‌اي معدن‌کار که وصلت نافرجامي دارد موفق به دريافت جايزه بهترين بازيگر زن شد، "اين زمين مال من است" (1943)، درامي جنگي به کارگردان ژان رنوآر و "معجزه در خيابان 34ام" (1947)، فيلم کلاسيکي که او در نقش مادري که سعي دارد دخترش را از اعتقاد به بابانوئل منصرف کند ظاهر شده.
شايد به يادماندني‌ترين فيلم رنگي او، "مرد آرام" (1952) به کارگرداني جان فورد باشد، فيلمي که اوهارا در مقابل جان وين در آن به ايفاي نقش پرداخته. کاراکتر او، ماري کيت داناهر مغرور، لجوج و مشتاق از برقراري رابطه با همسر بوکسور آمريکايي ايرلندي‌اش با بازي وين سربازمي‌زند. تا زماني که مرد با رفتاري شايسته زن او را به چنگ بياورد. همين اتفاق هم مي‌افتد.
همان‌طور که تاريخ‌نويس سينمايي، ديويد تامسون از پرسوناي اين بازيگر و چيزي که از او بر روي پرده به نمايش درمي‌آيد مي‌نويسد "او مي‌تواند هرچه در ذهن دارد به زبان بياورد تا ديگران هم به او بگويند "زمان عصبانيت جذاب به نظر مي‌رسي."
در ميان 50 فيلم اين بازيگر، نصف بيشترشان داستان بازه زماني خاصي را روايت مي‌کنند. او در فيلم‌هاي وسترني مثل "بوفالو بيل" (1944) و "ريو گرانده" (1950) در نقش زنان اهل مزرعه با وين همبازي شد، پرنسس عرب فيلم‌هايي مثل "سندباد" (1947) و با داگلاس فربنکس جونيور همبازي شد، در "بگ‌دد" (1949) مورد هدف دزدان‌دريايي قرار گرفت و در "قوي سياه" (1942) با تايرون پاور هم‌بازي شد. او حتي خودش در نقش يک کاپيتان دزددريايي در "عليه تمام پرچم‌ها" (1952) در کنار ارول فلين بازي کرد.
وين يک‌بار از او با جملاتي ياد کرد که در نظرش بزرگترين تمجيد به حساب مي‌آمدند. او درباره اوهارا گفت: "من دوستان زيادي دارم، و بيشتر به جمع‌هاي مردانه علاقه دارم، مگر اين‌که پاي مورين اوهارا در ميان باشد. اين دختر رفيق فوق‌العاده‌اي است."
مورين فيتزسايمونز در 17ام آگوست 1920 در ايرلند به دنيا آمد. او دومين دختر در ميان شش فرزند چارلز فيتزسايمونز، مدير و سرمايه‌گذار بر روي يک تيم فوتبال و همچنين يک خواننده  بود. مورين کارش را با بازي در نمايش‌هاي مدرسه‌اي شروع کرد و پس از آن در 14 سالگي به عنوان دانشجو در سالن نمايش ابي در دوبلين پذيرفته شد. حرفه هاليوودي او درواقع هيچ‌گاه پا نگرفت. پس از آن‌که در دو موزيکال بريتانيايي "Kicking the Moon Around" و "مولي ايرلندي من" در سال 1938 که استوديويي بريتانيايي ترتيب آن را داده بود بازي کرد. اوهارا از نتيجه نهايي آن دو نمايش ترسيده بود، بخصوص که در آرايش سنگين و لباس بلند طلايي‌ با آستين‌هاي بال‌گونه و عجيبش معذب به نظر مي‌رسيد.
اما چارلز لاتن يکي از تماشاچي‌هاي اين تست بود و درباره چشمان او نظر داده بود. لاتن بعدتر در  فيلم ماجراجويانه جنايي "مسافرخانه جامائيکا" که خود به عنوان تهيه‌کننده و بازيگر در آن حضور داشت از اوهارا استفاده کرد. اين فيلم آخرين پروژه بريتانيايي آلفرد هيچکاک پيش از عزيمت‌اش به هاليوود بود. اوهارا هم همان زمان به هاليوود نقل مکان کرد.
اوهارا در دودهه اول زندگي‌اش در ايالات متحده در مجموع در 40 فيلم به ايفاي نقش پرداخت که 5 عنوان در بين آن‌ها به کارگرداني جان فورد ساخته شدند. اوهارا از اين دوست/دشمن قديمي‌اش بعدتر در مصاحبه با نشريه ساندي ايندپندنت با عبارت "شيطان پير و ظالم" ياد کرد. در سال 1960 اوهارا در بازسازي تلويزيوني "خانم ميني‌ور" در نقش کاراکتر عنوان مجموعه بازي کرد و در يک شب از دختري عاشق و جوان به زن/مادري وابسته و خوددار تبديل شد. يک استثنا قابل توجه در کارنامه حرفه‌اي اين بازيگر وجود داشت؛ او در وسترن "همراهان مرگ" سم پکينپا در سال 1961 در نقش دختري رقصنده بازي کرد. اما شناخته‌شده‌ترين فيلم‌هاي او در آن دوره "تله والد" (1961)، "آقاي هابز به تعطيلات مي‌رود" (1962) و "کوه اسپنسر" (1963) بودند.
مدت‌ها پيش از آن‌که پاپاراتزي‌ها کاليفرناي جنوبي را اشغال کنند، خانم اوهارا بر روي جلد نشريات مشهور زيادي رفته بود. در سال 1957 مجله کانفيدنتيال در مقاله‌اي او را به نمايش رفتاري نامناسب در يک سالن نمايش همگاني متهم کرد. اين ماجرا به دادگاه کشيده شد و اوهارا با ارائه پاسپورتش ثابت کرد در زمان وقوع آن اتفاق خبرساز در آن محل حضور نداشته است.اين پرونده در نهايت از دادگاه بيرون آمد اما گزارش چنين اتفاقي در نهايت منجر به بسته شدن مجله خاطي شد.
خانم اوهارا سه مرتبه ازدواج کرد. رد سال 1939 درست پيش از آن‌که به ايالات متحده سفر کند با جرج ايچ.براون، يک تهيه‌کننده بريتانيايي وصلت کرد تا سال‌ها بعد پدر ويراستار نسبتا مشهور، تينا براون شود. اين وصلت در سال 1941 شکسته شد و اوهارا همان سال با همسر جديدش، ويل پرايس نويسنده و کارگردان آشنا شد. آن‌ها يک فرزند دختر به نام برانوين فيتزسايمونز داشتند و درنهايت در سال 1953 از يکديگر جدا شدند.
15 سال بعد اوهارا با چارلز اف.بلر هوانورد ازدواج کرد. او از آن پس تصميم گرفت کار نمايشي را کنار بگذارد و به سراغ انتشار يک مجله به نام ويرجين آيلندر رفت و براي ستون ثابت‌اش در آن‌جا قلم زد.خانم اوهارا در نهايت به سينما بازگشت. در اولين فيلم خود پس از گذشت دوره کار مطبوعاتي در درام کميک "تنها فرد بي‌کس" (1999) به کارگرداني جان کندي نقش‌آفريني کرد و تمام دهه بعدي را به حضور در مجموعه‌هاي تلويزيوني گذراند، "جعبه کريسمس" (1995)، "تاکسي به کانادا" (1998) و "رقص آخر" (2000) که در آخري نقش يک معلم بازنشسته را در کنار اريک استولس بازي کرد. اين آخرين حضور اوهارا بر روي صفحه نمايش بود. خانم اوهارا در سال 2004 در مراسم فيلم و تلويزيون ايرلند يموفق به دريافت جايزه يک عمر دستاورد هنري شد و همان سال کتاب اتوبيوگرافيک‌اش را منتشر کرد.
اوهارا با وجود اين‌که شهروندي آمريکا را دريافت کرده بود اما هميشه به ايرلندي‌بودن خود مي‌باليد. زماني که يک خبرنگار در سال 2004 از او درباره راز زيبايي‌اش پرسيد جواب داد: "من ايرلندي بودم و ايرلندي باقي خواهم ماند. زنان ايرلندي خودشان را فراموش نمي‌کنند."
ويسنا فولادي
نظرات
عباس دوشنبه 4 آبان 1394 اگه ميشه پرونده فيلمسازاي کلاسيکم بزنين. مث آندره د تات. پره مينجر.جوزف لوزي. باب کلارک. .......يه پرونده ابل فرارا اگه باشه خيلي خوب ميشه
5 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز