نوشته دیوید تامسون درباره «جری لوییس»

لوئيس جوهره كمدي امريكايي را در آثارش حفظ مي‌كند: به ستوه آمدن مرد كوچك در دنياي بزرگ بي‌رحم و غيرقابل درك. كيتون با بي‌اعتنايي به اين دنيا واكنش نشان مي‌دهد،‌ هري لانگدون با روياپردازي،‌ استن لورل با به هم ريختن نظم موجود و چاپلين با هر حيله و ترفندي كه يك پيشخدمت در چنته دارد؛ مي‌خواهد صندلي مرد چاق را تكاني بدهد. اما واكنش لوئيس به همان‌اندازه كه بديع است،‌ نگران كننده هم هست: او سر به جنون و پريشان حالي مي‌گذارد.
7فاز: پادوي هتل،‌ محبوب زن‌ها،‌ پادو،‌ پرفسور نخاله، پخمه،‌ جواهرات خانوادگي،  سه نفر روي نيمکت،‌ دهن گشاد،‌ يک بار ديگر،‌ کدام سو به طرف جلو،‌ سخت مشغول کار و ....
شش فيلم اول اين فهرست که به کارگرداني لوئيس ساخته شده‌اند،‌ قطعا در حد و اندازه‌اي هستند که جايگاهي در تاريخ کمدي امريکايي داشته باشند؛ حتي با درنظر گرفتن اينکه پرفسور نخاله،‌ بدترين نسخه داستان دکتر جکيل و مستر هايد است. فيلم آن روي ديگر محزون و غم‌زده تخيلات لوئيس را به نمايش مي‌گذارد،‌ غمي که معمولا زير سانتي‌مانتال‌گرايي پنهانش مي‌کند و به نظر مي‌آيد که بازتابي است از فيزيک لوئيس و عذاب و ناراحتي که از آن همه پچ‌پچه‌هاي تحقيرآميز در رابطه‌اش با دين مارتين متحمل مي‌شد. 
لوئيس جوهره کمدي امريکايي را در آثارش حفظ مي‌کند: به ستوه آمدن مرد کوچک در دنياي بزرگ بي‌رحم و غيرقابل درک. کيتون با بي‌اعتنايي به اين دنيا واکنش نشان مي‌دهد،‌ هري لانگدون با روياپردازي،‌ استن لورل با به هم ريختن نظم موجود و چاپلين با هر حيله و ترفندي که يک پيشخدمت در چنته دارد؛ مي‌خواهد صندلي مرد چاق را تکاني بدهد. اما واکنش لوئيس به همان‌اندازه که بديع است،‌ نگران کننده هم هست: او سر به جنون و پريشان حالي مي‌گذارد. ازجهتي مي‌توان گفت اين اغراق در تغيير خلق و خو در قياس با بلاهت يک آدم لوچ، به تته پته افتادن و تلوتلوخوران راه رفتن،‌ اغراقي زيرکانه است. اما هيچ بازيگر ديگري تا اين پيش نرفته که به شما القا کند مردي از يک دستگاه يا پردازش احساسات انساني در تبليغات شکل گرفته است.
به نظر مي‌رسد دوران کاري لوئيس با فرنک تشلين در بيرون کشيدن اين ماشين انسان نماي حراف و افليج موثر بوده و احتمالا همين همکاري سبب شد لوئيس تصميم بگيرد،‌ خودش خودش را کارگرداني کند و ديگر شخصيت‌هايش را به ديده پدرسوخته بينوايي نبيند که در انتظار دست ترحمي از جانب دين مارتين است که روي سرش کشيده شود؛ بلکه خود را يک قهرمان استن لورلي ببيند که تمامي معيارها و معادلات زندگي مدرن او را درهم پاشيده.
لوئيس همچنان در امريکا نامي آشناست آن هم به خاطر تله‌تون سالانه‌اي که در روز کارگر براي کودکاني که به ضعف عضلاني دچارند برگزار مي‌کند. کمتر برنامه‌اي تا اين اندازه مي‌تواند معرف جامعه امريکا باشد. البته اگر تعهد جدي لوئيس نبود قطعا تا امروز ادامه پيدا نمي‌کرد. تجمع پول و سانتي‌مانتاليسم از يک سو و تصوير کشوري ثروتمند با ايده‌آليسمي بي‌پايان چکيده برنامه‌اي است که لوئيس يک سال تمام براي بيست و چهار ساعت پخش آن از تلويزيون وقت و انرژي صرف مي‌کند و تمام حالت‌ها يمتضاد لوئيس را هم مي‌توان در آن ديد،‌ دلقک بازي بداهه،‌ سبک مغزي کنترل شده،‌ کم حرف شدن در اثر خستگي و فخرفروشي احساسي.
زندگي کردن در امريکا مساوي است با تجربه شک و ترديدي که در همه مردم نسبت به جدي گرفته شدن لوئيس وجود دارد. فرانسوي‌ها به هيچ چيز به اندازه عشقي که نسبت به لوئيس دارند در امريکا متهم نمي‌شوند. او ديگر اين روزها فيلمساز نيست. اين برنامه تله‌تون سال‌هاست که براي لوئيس به فيلم هر ساله‌اش،‌ زندگي‌اش و برنامه زنده‌اش تبديل شده است. در آن بيست و چهار ساعت هنوز مي‌توان هيولاي سانتي‌مانتاليسم دروني‌ و نبوغش در زمانبندي را شاهد بود. به عبارت ديگر،‌ جري لوئيس نه تنها به يک سازمان بلکه به يک مکان، به يک شهر دوست داشتني و/يا مبتذل مثل لاس‌وگاس تبديل شده که البته تله‌تونش هم در همان‌جا برگزار مي‌شود. 
قطعا مارتين اسکورسيزي تحت تاثير اين پديده قرار گرفته بود که از او در «سلطان کمدي» استفاده کرد. اما لوئيس در آن فيلم دست و پايش بسته است. او همچنين در «نوع ديگري از اسلپ استيک» (1984،‌استيون پاول)؛ جنگيدن براي زندگي، (1987 اليوت سيلورستاين)؛ و «شيريني» (1989 سوزان سيدلمن) هم ايفاي نقش کرده است. در تلويزيون هم در نقش الي استرنبرگ براي يک فصل سريال «آدم عاقل» حضور درخشاني داشت. 
در دهه نود او را در «آريزونا» امير کاستاريتسا (1993) و «شوخي» پيتر چلسوم (1995) ديده‌ايم. اما او مشکلات متعدد جسمي و البته منيت خستگي ناپذيري دارد. در سال 2009 لوئيس جايزه ژان هرشولت را از آکادمي اسکار دريافت کرد. اميدوارم روزي برسد که کتاب فوق العاده‌اي درباره لوئيس نوشته شود،‌ کتابي که در آن همنشيني هيولا و جنتلمن به درستي ديده شود. او و دين مارتين به نوعي در قلب رمزآلودترين‌هاي هاليوود جاي دارند.
ليدا صدر
نظرات
آراز سه شنبه 17 آذر 1394 مطلب خوبي بود .مرسي
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط

































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز