شخصیت‌های سریالی که دوستشان داریم - بخش هفتم: استن اسمیت در American Dad!/ پدر آمریکایی

سث مك‌فارلين، خالق سريال "فاميلي گاي" در روزهاي اوج پخش مجموعه پربيننده خود تصميم به خلق كامل‌ترين و غيرقابل‌پيش‌بيني‌ترين مخلوق كارتوني خود مي‌گيرد. استن اسميت اما با زبان خالق‌اش صحبت مي‌كند، كلمات او كلمات مك‌فارلين است و انگيزه‌ها و نقشه‌ها و طعنه‌هايش‌ هم. انتظار هرچيزي را از استن داشته باشيد تا اگر پس از تماشاي چندين فصل در ثانيه‌هاي پرحرارت يك اپيزود ديوانه‌وار و كاملا بي‌ربط متوجه عادات جنسي منزجركننده او شديد غافلگيرنشويد. 
7فاز: "اخيرا داشتم درمورد کل آدم‌هايي که تا به حال کشتم فکر مي‌کردم. خدايا، اولين 5 يا 10 نفري که ميکشي خيلي ترسناکه. همه جزئيات رو بخاطر مياري. ميتونم همه صورت‌هاشون رو ببينيم. يکي‌شون ريش داشت. هردفعه ماشه رو مي‌کشم يه گره تو مغزم ميزنم که هيچ مقدار ويسکي نميتونه بازش کنه. به هر حال آخرش برام بي‌اهميت شد. الان ميتونم يه گلوله تو مخ يه آدم بزنم درحالي که دارم فکر مي‌کنم چندتا ساندويچ تو راه خونه بگيرم. معمولا بيشتر از يه سطل نميشه! بدترين قسمتش اينه که دارم از کشتن لذت ميبرم. خاموش کردن کردن زندگي‌ها! از ته قلب مي‌خوامش. حس فرشته مرگ رو دارم. پيامبر ورودي جهنم! يه ديو بي‌رحم با يه ميلِ.. اوه، جوجه سوخاري‌هاي داغ رو گذاشتن تو بوفه! بايد عجله کنم." 
استن "آنيتا" اسميت. مامور ويژه آژانس اطلاعات مرکزي آمريکا ( از نظر او کم‌درآمدترين شغل دولتي) از دهه هشتاد ميلادي به عنوان اسلحه‌شناسي قهار در خدمت رييس از قرار معلوم بريتانيايي آن، آيوري بولاک است. در فصل‌هاي پاياني کمدي ادالت "پدر آمريکايي" او همان کسي است که اگر نداي وظيفه را بشنود به جنگ عليه تروريسم رفته تا ذات اصيل آمريکايي‌اش را براي همکاران و خانواده‌اي اثبات کند که همگي جايي از زندگي‌‌شان رازهاي خجالت‌آور و تمايلات غيرقابل‌افشايي پنهان کرده‌اند. در هر حال به نظر نمي‌رسد ترسي هم از علني شدن آن وجود داشته باشد؛ حداقل رييس آژانس که زماني با دختر هيپي مامور ويژه‌اش رابطه داشته هنوز مي‌تواند او را تهديد کند که در صورت طفره رفتن از انجام مامورتي خطير بار ديگر خاطرات‌اش با دختر او را دوره خواهد کرد. وقت آن است که با ورود به ناخوش‌ترين عالم کارتوني از خودتان پذيرايي کنيد! 
سث مک‌فارلين، خالق سريال "فاميلي گاي" در روزهاي اوج پخش مجموعه پربيننده خود تصميم به خلق کامل‌ترين و غيرقابل‌پيش‌بيني‌ترين مخلوق کارتوني خود مي‌گيرد. استن اسميت اما با زبان خالق‌اش صحبت مي‌کند، کلمات او کلمات مک‌فارلين است و انگيزه‌ها و نقشه‌ها و طعنه‌هايش‌ هم. انتظار هرچيزي را از استن داشته باشيد تا اگر پس از تماشاي چندين فصل در ثانيه‌هاي پرحرارت يک اپيزود ديوانه‌وار و کاملا بي‌ربط متوجه عادات جنسي منزجرکننده او شديد غافلگيرنشويد. درهرحال، مهم نيست، استن در آخر، چه با نمايش معصومانه‌اي از قلب رئوف خود و چه پس از ترکاندن مغز مردي بي‌خانمان، هميشه غافلگيرتان مي‌کند. او بيش از ديگر کارکترهاي سريال (در مواردي بيشتر از راجر، موجود فضايي که بصورت پيش‌فرض حيوان دست‌آموز اين خانواده بوده و البته در صورت برملاشدن ماهيت واقعي‌اش سي‌آي‌اي او را پس از پوست‌کني کباب خواهد کرد) يک بازيگر است. او يک بازيگر است نه تنها به اين خاطر که در اپيزودهاي پاياني فصل هفتم حقايق چال‌شده خانواده خود را بيرون مي‌کشد و شخصيت‌ها را به شکلي در انتهاي يک نمايش طولاني مرخص مي‌کند (دست کم در ادامه تماشاي سريال با حس ديگري به آن‌ها نگاه خواهيد کرد)، بلکه از آن جهت که همان قهرمان گستاخ از ثانيه‌هاي ابتدايي شروع اولين اپيزود با تمسخر مدهاي اخلاقي که در هر ملتي بي‌شمارند و پيش از آن دستان مافوقي که آن‌ها را مي‌چينند به داستان‌گويي رو مي‌آورد، نتيجه 190 داستان فشرده بر اساس اتفاقات دنياي واقعي و روابط خانوادگي است که امکان ندارد در يکي از آن‌ها با موضع‌گيري چاپلوسانه يا محافظه‌کارانه طرف شويد. استن/مک‌فارلين با رندي ‌تمام براي تاختن به تصاوير دروغين هرگوشه از جهان تا دور از ذهن‌ترين روش ممکن هم پيش مي‌رود. در اولين اپيزودهاي "پدر آمريکايي" که مربوط به سال 2004 است، استن بر روي هرچيزي که نشاني از تهديد بروز دهد اسلحه مي‌کشد (جالب اينکه مک‌فارلين ايده اصلي ساخت کاراکتر او را از فيلم‌هاي تبليغاتي ضدکمونيستي دهه 50 ميلادي گرفته است). گذشته اسميت از بي‌سروته‌ترين و مغشوش‌ترين خواب‌هايتان هم بي‌ثبات‌تر است اما درباره حال او مي‌دانيم که مفتخر به حضور در ارتش نظامي آمريکاست، پرزيدنت ريگان مرد محبوب تمام زندگي‌اش است و مهم‌تر از همه محل‌ سکونت‌ او نزديک به محل کارش و در ايالت ويرجينيا است. استن با نمايشي سوپر وطن‌پرستانه مدام درحال نفي همه آن چيزي است که تظاهر به باورشان مي‌کند، درواقع اين کاري است که در آن بهترين است. کافيست نگاهي به عقايد سياسي او بياندازيد؛ وقتي پاي احزاب در ميان باشد استن يک جمهوري‌خواه تمام عيار است، مي‌توانيد اين را باور کنيد تا زماني که پدر متوجه تمايلات هم‌جنسگرايانه همسايه‌اش گِرگ مي‌شود و طبيعتا باور مي‌کند که اين تمايلات هم درست مثل دموکرات بودن هستند؛ مصرف‌کننده در هر صورت انتخابي ندارد.
همه اين‌ها را هم دقايقي فراموش کنيد. پدر نمونه آمريکايي سرگرمي‌ها و آرزوهاي ناشمردني هم دارد. او در اوقات فراغت‌اش به تکميل کلکسيون بشقاب‌هاي تزئيني مردان بزرگ جهان مي‌پردازد و لهجه جامائيکايي‌اش را تقويت مي‌کند و البته کتابي تحت عنوان "مطالعه هنگام انتظار" را تورق مي‌کند. کافي نيست؟ بزرگترين آرزوي مامور اطلاعاتي همين است که ساقدوش مراسم عروسي صميمي‌ترين دوست و همکارش شود. 
شايد اگر به کليشه‌هايي که از ترانه‌هاي ماندگار دهه هشتاد گاها در دقايق اوج يک موقعيت جدي پخش مي‌شوند کمي دقيق‌تر گوش دهيم به فصل مشترک آن‌ها برسيم؛ دهن‌کجي به فساد سيستماتيک از طريق مهم جلوه دادنشان، شايد به همان معنا که دي اسنايدر، مرد اصلي گروه توئيستد سيسترز پيش از اين لباس‌هاي مردانه‌اش را کنار گذاشت و در حرکتي تکرارنشدني با آرايش و لباس‌هاي زنانه موزيک ويدئويي پر کرد و در دادگاه نظارتي رسمي که بعدتر تشکيل شد با دفاعيه‌اش (چرک‌نويس مشق‌شب شاگردي سربه‌هوا) والدين نگران حاضر در محل را به گلوله بست؛ اين، يا همان اتمسفر غالب و و نبوغ جاري در تمام اپيزودهاي اين سريال: رقصنده محدوديت‌ها نبودن.
ويسنا فولادي
نظرات
123 سه شنبه 7 مهر 1394 خيلي عالي بود. شخصيت محبوب من راجره.
1 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط






























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز