یادداشت نویسنده 7فاز درباره شب شکارچی/ The Night of Hunter (چارلز لاتون) به مناسبت 60 سالگی فیلم

بازي رابرت ميچم به نقش هري پاول. يكي از اولين و شايد بهترين تلاش‌ها براي تجسم و خلق يك نوع شرارت فزاينده در متن سينماي آمريكا. سال‌ها پيش از مايكل كورلئونه (پدرخوانده‌ها)، هانيبال لكتر (سكوت بره‌ها، هانيبال، اژدهاي سرخ) و ژوكر (شواليه سياه)، رابرت ميچم در اوج دوران بازيگري خود باعث خلق كاراكتري شد كه هنوز هم مخوف و موهوم به نظر مي‌رسد.
7فاز: تنها فيلم کارگرداني شده توسط چارلز لاتون (بازيگر قديمي انگليسي که تماشاگران ايراني او را با بازي در نقش گراچوس در "اسپارتاکوس" به ياد مي‌آورند) حکايت و فرجام غريبي در تاريخ سينما داشته. فيلمي که در اولين نمايش خود در سال 1955 با واکنش عموما منفي منتقدان و تماشاگران مواجه شد و کار را به جايي رساند که لاتون بااستعداد ديگر فيلمي نسازد. اما زمان همه چيز را دگرگون ساخت."شب شکارچي" طرفداران بسياري از ميان خوره‌هاي فيلم براي خود پيدا کرد و منتقدان به نامي همچون ديويد تامسون انگليسي ستايش‌ها براي آن نوشتند. حالا و بعد از گذشت شصت سال، "شب شکارچي" تبديل به يکي از شاهکارهاي درخشان و تاثيرگذار سينماي کلاسيک آمريکا شده و هميشه در حکم منبع الهامي براي فيلمسازان و هنرمندان بعد از خود بوده است. داستان فيلم لاتون، همان داستان آشناي شنگول و منگول و گرگ ناقلا است. يک داستان کهن و قديمي که در فيلمنامه جيمز ايجي با مايه‌هاي مذهبي (انجيل مقدس) و اسطوره‌اي ممزوج شده و به شکل يک تريلر روشنفکرانه درآمده است. ريچل (ليليان گيش) که در مقام راوي/نگهبان/خداي داستان است در ابتداي فيلم، قصه را اينگونه آغاز مي‌کند؛ "از پيامبران دروغين حذر کنيد، که در لباس ميش نزدتان مي‌آيند، ليکن در باطن گرگ‌هايي گرسنه‌اند". تمام معناهاي مستتر و آشکار فيلم لاتون از تقابل همين ميش و گرگ/ خير و شر به دست مي‌آيد. زندگي آرام و يکنواخت خير که با سلطه و تهاجم شر دچار تلاطم و آشوب مي‌شود. در "شب شکارچي" خير در قالب دو کودک هراسان و فراري مجال بروز پيدا مي‌کند و قدرت ويرانگر و هولناک شر خود را در پوسته هري پاول (رابرت ميچم) نشان مي‌دهد. نيروي شري که هر لحظه از فيلم ابعاد سلطه‌اش وسيع‌تر مي‌شود و خودش ترسناک‌تر. و در اين ميان ريچل (تنها کسي که گول هري پاول را نمي‌خورد) به مثابه فرشته نگه دارنده‌اي عمل مي‌کند که هم وظيفه مراقبت و سرپرستي از کودکان (نيروي خير) را دارد و هم بايد به تسلط ميل شر(هري پاول) پايان دهد و نظم نسبي را در جهان (دنياي فيلم) برقرار سازد. 
نکات جذاب : فيلمبرداري بديع و خيره‌کننده استنلي کورتز يکي از بهترين سياه و سفيدهاي تاريخ سينماي آمريکا را به وجود آورده است. کار کورتز به سبب عناصر خاص و يگانه‌اش در ميان آثار اکسپرسيونيستي تاريخ سينما هم غيرعادي و نبوغ آميز جلوه مي‌کند.
انتخاب ويژه : بازي رابرت ميچم به نقش هري پاول. يکي از اولين و شايد بهترين تلاش‌ها براي تجسم و خلق يک نوع شرارت فزاينده در متن سينماي آمريکا. سال‌ها پيش از مايکل کورلئونه (پدرخوانده‌ها)، هانيبال لکتر (سکوت بره‌ها، هانيبال، اژدهاي سرخ) و ژوکر (شواليه سياه)، رابرت ميچم در اوج دوران بازيگري خود باعث خلق کاراکتري شد که هنوز هم مخوف و موهوم به نظر مي‌رسد.
فيلم‌هاي مشابه : هر فيلم ساخته شده بعد از "شب شکارچي" که در آن سلطه‌ نيروي شر احساس مي‌شود، به نوعي از شاهکار چارلز لاتون فقيد تاثير گرفته است.
پويان عسگري
نظرات
فربد شنبه 28 شهريور 1394 هنوز هم اين فيلمْ منبع الهام و ارجاعه. به‌عنوان مثال مي‌شه به the grand budapest اشاره کرد
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط






















































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز