دیوید تامسون از فیلم‌های مهم تاریخ سینما می‌گوید/ بخش سوم: دهه نود - نیکسون (الیور استون)

نيكسون اليور استون تقريبا در تك تك صحنه‌ها و جزئيات يك فيلم سه ساعته بي‌نظير است، هرچند كه وقتي به قلب ماجرا مي رسد از جايگاه رفيعش به زير كشيده مي‌شود. البته كه استون طرفدار نيكسون نيست و حداكثر كاري كه مي‌تواند انجام دهد انگولك كردن تصورات پارانوئيدي ما درباره بعضي از كارهاي آقاي رئيس جمهور است، آن هم با ارائه تزهايي باورناپذير درباره اينكه نيكسون بايد به جاي آنچه كه همه ما از او سراغ داريم تصميمات ديگري مي‌گرفت.

7فاز: نيکسون يکي از بهترين مجموعه بازيگران نقش مکمل تاريخ سينما را در خود جمع کرده است. چگونه مي‌توانيد براي نقش اچ. آر. هالدمن به بازيگري بهتر از جيمز وودز فکر کنيد؟ وقتي که در پايان يکي از صحنه‌هاي فيلم آن‌طور باشکوه رو به جان الريشمن (جي. تي. والش) مي‌کند و مي‌گويد: «تو مي‌دوني نفر بعدي کيه، مگه نه؟» يا مثلا چه کسي مي‌تواند همچون پل سوروينو نقش هنري کسينجر را بازي کند و صداي او را شبيه صداي بلبرينگ هاي کاپيتان کوئيگ (در فيلم شورش در ناوشکن کين / ادوارد دميتريک / 1954) دربياورد؟ کي مي‌تواند پريشاني و جنون هاوارد هانت را به خوبي اد هريس نمايش دهد يا نقش جان دين را همچون ديويد هايد پيرس بازي کند؟ مري استينبرگن در نقش مادر خشن نيکسون، باب هاسکينز به جاي جي. ادگار هوور، توني لوبيانکو به جاي جاني روزلي، جي. تي. والش در نقش اريشمن يا پاورز بوث به جاي ال هيگ همگي غير قابل جايگزين به نظر مي‌رسند. تازه اجازه بدهيد درباره آن لبخند يخ و مرده جون الن در نقش پت نيکسون حرف نزنيم، همان که او را چون ميخي فرو رفته در گوشت صحنه‌ها ماندگار کرده است.
اين فيلم پرتره‌اي است ويرانگر از يک گروه و لحظات پر از وسواس‌شان. ايده نشان ندادن ريچارد ميلهاوس نيکسون آن قدر غني و جذاب عمل مي‌کند که براي من تصور شکل ديگري به جز اين را بسيار دشوار کرده است. او همواره در اتاق بغلي است، يا در سوي ديگر خط تلفن، خلاصه در هر جايي غير از روي پرده. او همان فضاي تهي است که الهام‌بخش سراسر ماجرا مي‌شود و آن را پيش مي‌برد. ديواري درمقابل همه چهره‌هاي عوضي و لاشخور حاضر در فيلم. البته نه به شکل تمام و کمال، و به همين خاطر است که ما قادريم تا قلاب آنتوني هاپکينز را از تنمان جدا کنيم. (مقهور حضور رعب آورش نشويم)
آنتوني هاپکينز بازيگري خارق‌العاده است که هرچه بيشتر پا به سن مي‌گذارد خودش را درگير چالش‌هايي بزرگ‌تر مي‌کند، ولي نيکسون نيست و من فکر مي‌کنم او به عنوان بازيگري توانا در ميميک و بيان خودش اين را دريافته است. او مثل يک شيطان کار مي‌کند و از زمان ادموند اوبراين به بعد بيش از هر بازيگر ديگري عرق مي‌ريزد. (ادموند اوبراين بازيگر پرکار هاليوودي است که بين سالهاي 1940 تا 1970 در بيش از صد فيلم ايفاي نقش کرد، از قاتلين ريچارد سيودماک در 1946 تا اين گروه خشن سام پکين‌پا در 1969) هاپکينز داوطلبانه خودش را به شمايل مردي بدل کرده که گويي همواره از کابوس‌هايي که به بيداري راه يافته‌اند در رنج است، طوري که در هرلحظه و هر فيلمي مي‌توان او را به عنوان آنتوني هاپکينز (و نه نقشي که در حال ايفايش است) به جا آورد. و صد البته اين مشکل براي نسلي که بيش از ديگران ريچارد نيکسون را در تلويزيون و سينما ديده شکل حادتري هم پيدا مي‌کند. ما تن صدا و لبخندها و حالات روحي و مکث‌هاي نيکسون در حين سخنراني‌هايش را به خوبي مي‌شناسيم. همه ما از باخت نيکسون به کندي در آن مناظره معروف تلويزيوني خبر داريم، ولي حتي براي لحظه‌اي هم گمان نکنيد که دليل آن تنبلي و خمودگي ريچارد نيکسون بوده است. او خيلي بيش از آنچه اغلب گفته مي‌شود به حضور در مقابل دوربين‌ها علاقه‌مند بود حتي اگر در اين زمينه شهرتي منفي پيدا کرده باشد، ما او را مي‌ديديم و حضورش را باور مي‌کرديم. البته نمي‌توان انکار کرد که اساسا و براي هر بازيگري بازي کردن در نقش چنين شخصيتي بي‌نهايت دشوار است.
نيکسون اليور استون تقريبا در تک تک صحنه‌ها و جزئيات يک فيلم سه ساعته بي‌نظير است، هرچند که وقتي به قلب ماجرا مي رسد از جايگاه رفيعش به زير کشيده مي‌شود. البته که استون طرفدار نيکسون نيست و حداکثر کاري که مي‌تواند انجام دهد انگولک کردن تصورات پارانوئيدي ما درباره بعضي از کارهاي آقاي رئيس جمهور است، آن هم با ارائه تزهايي باورناپذير درباره اينکه نيکسون بايد به جاي آنچه که همه ما از او سراغ داريم تصميمات ديگري مي‌گرفت. او هرگز وارد حيطه بررسي صحت استدلالات نيکسون در مصاحبه معروفش با ديويد فراست نمي‌شود، چر اکه اين تصويري است از يک بازنده کتک خورده و در پي جلب ترحم ديگران.
فيلمبرداري رابرت ريچاردسون حتي از شاهکار قبلي‌اش در جي اف کي نيز فراتر مي‌رود: وهم افزا، زيبا، داراي قدرتي بيمارگون در توصيف و تشريح و چونان تاييديه‌اي گويا بر نيروي شگرف نفوذ فيلم در پوسته سخت واقعيت. اين فيلمي است تر و تازه و پروار، اثري صميمي و همراه کننده که به شما اين امکان را مي‌دهد تا بوي نفس‌هاي گنديده و لرزش و تپش اجزاي صورت‌هاي کبود شده را توامان حس کنيد.

اميرحسين جلالي
نظرات
آراز چهارشنبه 25 شهريور 1394 مرسي جالب بود
1 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز