یادداشت نویسنده 7فاز درباره شیار 143 (نرگس آبیار)

«شيار 143» داستان مادري است كه همه هستي‌اش را در نسبت با عاطفه‌ي رنجورش به فرزندي سربه‌هوا كه متوجه مهر او نيست، تعريف كرده. مادري رها شده در طبيعت سبع و خشن كه تشويش از دست دادن فرزند دارد و خواست در آغوش كشيدن او، ولي نصيب و قسمتش از حيات مي‌شود تكه استخواني آرام گرفته در تابوت. مهر عالم‌گير مادر براي پسري كه حواسش جاي ديگري است.

7فاز: حيف. افسوس و صد حيف که اينقدر ديدن فيلم را به تاخير انداختم و فرصت پرداختن به آن را در زمان نمايشش و در 7فاز از دست داديم. يکي از بهترين فيلم‌هاي چند سال اخير سينماي ايران - در کنار چ (ابراهيم حاتمي‌کيا) و آرايش غليظ (حميد نعمت‌الله) - که حاصل جديت و تمرکز در فيلمسازي است. فيلمسازي حرفه‌اي. برخلاف رويکرد آماتوري مد شده چند سال اخير سينماي ايران که «ژست غر» را ارجح بر ملزومات فيلمسازي مي‌داند (نمونه‌اي‌ترين‌هايش؛ برف روي کاج‌ها (پيمان معادي)، اينجا بدون من (بهرام توکلي) و بي‌خود و بي‌جهت (عبدالرضا کاهاني) که همين الان هم نمي‌شود تماشايشان کرد چه برسد به ده سال بعد). «شيار 143» در بيشتر لحظاتش خوب و با سليقه ساخته شده و موفق مي‌شود تماشاگر را در سير روايت واجد حسي کند که از هر فيلم خوبي انتظار مي‌رود؛ تعليق و انتظار. يک داستان پر آب چشم با روحيه‌اي خويشتن‌دار که البته به موقع احساساتي مي‌شود و تاثيرش را برتماشاگر مي‌گذارد. از واقعي‌ترين ملودرام‌هاي سي سال اخير سينماي ايران که مزد شناخت کارگردان از موضوعش را مي‌گيرد و موفق مي‌شود تجربه زيستي يک مادر حاشيه نشين را بي‌نهايت باورپذير و ملموس از کار درآورد. نقطه عطفي در روحيه «واقع‌گرا پسند» اين سال‌هاي تماشاگر/منتقد/فيلمساز ايراني که در نسبت با تم پرکشش «مادر - پسر» به دستاوردي تازه در داستانگويي بر مبناي واقعيت زندگي ايراني مي‌رسد. متمرکز و هدفمند، به دور از شلوغ‌بازي‌هايي از جنس «يه حبه قند» و «مهمان داريم» و بقيه چيزهايي که تحت ليسانس منوچهر محمدي/ رضا ميرکريمي - ايدئولوژي زده‌ها‌ي مدرن‌نما - ساخته شده‌اند.

«شيار 143» داستان مادري است که همه هستي‌اش را در نسبت با عاطفه‌ي رنجورش به فرزندي سربه‌هوا که متوجه مهر او نيست، تعريف کرده. مادري رها شده در طبيعت سبع و خشن که تشويش از دست دادن فرزند دارد و خواست در آغوش کشيدن او، ولي نصيب و قسمتش از حيات مي‌شود تکه استخواني آرام گرفته در تابوت. مهر عالم‌گير مادر براي پسري که حواسش جاي ديگري است. يک داستان سنگدلانه در فضا و اتمسفري که آغشته به نياز و وابستگي است اما دريغ از اندکي رحم که اين دوري را به وصال بدل کند و گمگشته را به کنعانش برساند.
در اين ملودرام تاثرانگيز استفاده از تصاوير آرشيوي جنگ به حس واقع‌گراي فيلم کمک کرده و مدل استفاده از آنها در نقاط عطف داستاني فيلم، بازتابي از درون پرآشوب مادر و ظاهر خوددار او در بزنگاه‌هاي داستاني است. موسيقي ملايم به کار گرفته شده روي اين تصاوير و حسي که در تماشاگر بر مي‌انگيزد هم در راستاي نسبت متعادلي است که فيلم بين لحن واقع‌گرا و روحيه احساساتي ملودرام ايراني برقرار مي‌کند.

سکانسي در اواخر فيلم است که فرزند شهيد شده به خواب مادر مي‌آيد. قرينه صحنه‌اي در ابتداي فيلم که يونس رضايت مادر را براي رفتن به جبهه جلب مي‌کند. الفت (مادر) که در حال بالا رفتن از نردبان است به او غر مي‌زند چرا خبري ازش نمي‌شود و دلتنگ است و حالا بعد از پانزده سال ديگر براي برگشتن دير شده. يونس (پسر) – با اداي ديني آشکار به يوسف فيلم «بوي پيراهن يوسف» ابراهيم حاتمي‌کيا - نردبان را از زير پاي مادر که حالا بر جايي بلند قرار گرفته مي‌کشد و از او مي‌خواهد که ناشکري نکند. نگاه دريغ‌انگيز الفت به فرزند کات مي‌خورد به مادر در عالم واقعي که چشمانش را به آرامي باز مي‌کند. صداي اذان مي‌آيد. چند صحنه بعد به الفت خبر مي‌دهند که فرزندش، جگرگوشه‌اش، يونس‌اش شهيد رفته است.

پويان عسگري
نظرات
سجاد شنبه 7 شهريور 1394 عالي بود جناب عسگري..همش به اين فکر مي‌کردم که چرا در هفت فاز به اين فيلم نپرداختين..استفاده ميکنيم از نثر و دانش سينماييتان
4 2
پاسخ

سايه شنبه 7 شهريور 1394 خيلي فيلم خوبيه اشک ادم رو درمياره
3 2
پاسخ

سامان شنبه 7 شهريور 1394 کاش اسم فيلم انقدر بد نبود.کاش فيلم کمي کوتاه تر بود.کاش موسيقي بهتر و کمتري داشت.کاش حاتمي کيا هيچوقت از اين فيلم تعريف نمي کرد.کاش مريلا زارعي قدر خودش رو بيشتر بدونه.کاش جواد عزتي انقدر خودشو مفت خرج نکنه.(تمام لحظات بازيش تو اين فيلم نفس آدمو بند مياره)
3 1
پاسخ
حسين شنبه 14 شهريور 1394 با همه کاش هات موافقم,اما دليل عدم تعريف حاتمي کيا رو متوجه نشدم

محمود شنبه 7 شهريور 1394 اکثر منتقدها بخاطر اينکه فيلم همسو با ايدئولوژي رسمي حکومت بود تحويلش نگرفتن.مرسي آقاي عسگري که فاز فيلم را گرفتي
7 2
پاسخ

محمود جمعه 13 شهريور 1394 يک فيلم عالي در ستايش از کساني که لايق ترينند. ممنون از مطلبتون
1 2
پاسخ

رضا پنجشنبه 19 شهريور 1394 جناب عسگري اين فيلم رو نديم اما از سليقه‌تون که از فيلماي چ و آرايش غليظ به عنوان فيلماي درخشان ياد کردين ايمان دارم که مثل اون فيلماي به عقيده من تا بن استخوان بي ارزش و هجو وقت خودمو تلف خواهم کرد. همينطور اشاره به اينجا بدون من در جايگاه فيلماي غر غرو و صفت‌هاي به نظر من بي اساس مطمئن شدم که نظر شما از من خيلي دوره و از اين به بعد بر خلاف نظر شما برداشت داشته باشم.
سربلند باشيم.
2 0
پاسخ
سارا جمعه 20 شهريور 1394 کاملا با نظر رضا موافقم

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز