ده سریال تلویزیونی برگزیده 9 ماه اول سال 2015 - بخش دوم

Better Call Saul
پيش زمينه رسمي و دنباله معنوي يكي از بهترين دستاوردهاي تلويزيون در قرن بيست و يكم؛ مي‌شود گفت همچنان سايه نيمه بهترش را روي سرش حس مي‌كرد. اما با تفاوت اندكي در لحن، مجموعه كاراكترهايي جديد و يك باب اودنكرك متفاوت سال بالاخره توانست تا پايان فصل اول از زير سايه Breaking Bad بيرون بيايد. با انتخاب نمايش سفر جيمي مك گيل براي تبديل شدن به بهترين وكيل جنايي آلباكركي، كه مسيري آرام‌تر و دروني‌تر است، سال به سرعت توانست لحن خودش را پيدا كند. و در اين ميان اگرچه ريتمش آنچنان گيرا نبود اما سريال توانست با يك اپيزود بخصوص– "Five-O" با بازي جاناتان بنكس -  و يك صحنه فوق العاده در اپيزود نهم "Pimento" حسابي سر ذوقمان بياورد. اپيزود "ماركو" فراموش نشدني است.

ايندي واير:
5-  Archer
درست است که بعد از يک فصل تجربي از "Archer Vice" دوباره همه چيز به حالت عادي برگشت (تا حدودي) ولي باز هم کمدي هوشمندانه آدام ريد تصميم روايي شجاعانه‌اي در فصل ششمش گرفت؛ آرچر را مجبور به بزرگ شدن کرد؛ آرچري که مجبور به مواجهه با نابودي است! با پدر شدن، استرلينگ آرچر از چندين مرحله متفاوت غم به خاطر از دست دادن زندگي مجردي کوتاه مدتش عبور کرد. اول به رشته کوه آلپ درسوييس، تايلند و ويسکانسين فرار کرد (مرحله انکار)، که در طي آن هر از گاهي عصبيتش را به خاطر دروغ گفتن سرِ لانا خالي مي‌کرد (مرحله عصبانيت). اکثر اين فصل را در حال زندگي کردن در هر دو وضعيت تجرد و تاهل گذراند (مرحله چانه زدن)، که باعث شد تا پيش از ماموريات آخر فصل، اتفاق جدي‌اي نيافتد، پيش از اينکه تيم توي مخمصه گير کند و آرچر هم مجبور به پول در آوردن براي خانواده‌اش شود. ممکن است فکر کنيد اين آرچر را به مرحله افسردگي خواهد فرستاد اما اصلا همچين چيزي توي DNA آرچر نيست. در عوض قبول وضعيتش پايان الهام بخش و مثبت‌تري را پيش چشم‌مان مي‌گذارد – آن هم درست بعد از آنکه بدترين اتفاق ممکن افتاده. معلوم مي‌شود طبيعت از خود مطمئنِ آرچر به بي‌خيالي لانا نيست. به هر حال اين روش زندگي اوست و هرکاري بکند همراهش مي‌شويم.

4 - The Americans
چرا The Americansهيچ امي‌اي نميگيرد؟ اين سوال بزرگي است اگرچه مي‌شود فکر کرد که سريالي درباره جاسوس‌هاي روسي که در طي جنگ سرد به آمريکا نفوذ کرده‌اند چندان به مذاق راي دهندگاني که در دوران جنگ سرد بزرگ شده‌اند خوش نيايد. با اين حال بازي‌هاي قدرتمند و نويسندگي زيرکانه بخصوص وقتي بالاخره تنش‌هاي زيرين به يکباره منفجر مي‌شوند يکي از بهترين‌هاي سال را رقم مي‌زند. اگرچه قسمت آخر ساکت و خاموش‌تر از چيزي بود که انتظار مي‌رفت ولي با اين وجود فصل سوم کيفيت دو فصل اول را حفظ کرد.

3 -  Better Call Saul
پيش زمينه رسمي و دنباله معنوي يکي از بهترين دستاوردهاي تلويزيون در قرن بيست و يکم؛ مي‌شود گفت همچنان سايه نيمه بهترش را روي سرش حس مي‌کرد. اما با تفاوت اندکي در لحن، مجموعه کاراکترهايي جديد و يک باب اودنکرک متفاوت سال بالاخره توانست تا پايان فصل اول از زير سايه Breaking Bad بيرون بيايد. با انتخاب نمايش سفر جيمي مک گيل براي تبديل شدن به بهترين وکيل جنايي آلباکرکي، که مسيري آرام‌تر و دروني‌تر است، سال به سرعت توانست لحن خودش را پيدا کند. و در اين ميان اگرچه ريتمش آنچنان گيرا نبود اما سريال توانست با يک اپيزود بخصوص– "Five-O" با بازي جاناتان بنکس -  و يک صحنه فوق العاده در اپيزود نهم "Pimento" حسابي سر ذوقمان بياورد. اپيزود "مارکو" فراموش نشدني است.

2 – Veep
قدرتِ بيشتر خنده بيشتر به همراه مي‌آورد. در فصل چهار ويپ شاهد بدست آوردن مقام رياست جمهوري توسط معاون رييس جمهور تشنه قدرتش بوديم، و واقعا هم ارضا کننده بود – براي بيننده‌ها درگيري سلينا وقتي دوچندان شد که او توانست با شرکت در بازي سياسي پيچيده‌اي که پيش از اين کمتر ديده شده به آنچه مي‌خواست برسد. آرماندو لانوچي يکي از سازنده‌ها و مغزهاي اصلي سريال که حالا جايش را به کس ديگري داده Veep را در حالي باقي گذاشت که مثل قبل گناهان و اشتباهات شخصيت‌ها، مايه تفريح ما بودند. فصل چهار ويپ يک موفقيت کامل بود، چه در معرفي شخصيت‌هاي جديد (تصور سريال بدون سام ريچاردسون با آن دهان لقش غير ممکن شده است) تا فرمت‌هاي جديد، مثل سر و شکلي که در اپيزود نهم اين فصل "Testimony" ديديم. همينطور ادامه بدهيد Veeple.

1- Mad Men
خيلي‌ها منتظر بودند تا ببينند درام تاريخي متيو وينر چگونه تمام خواهد شد اما سفري که به پايان ختم مي‌شد درست به اندازه خود پايان جذاب بود. آخرين نصفه فصل Mad Men با چنان اطمينان و اعتماد بنفس عادي‌اي شروع شد که حدس و گمان‌ها را در مورد پايانش بيشتر کرد و هر از گاهي نقدهاي بي صبرانه‌اي هم به خودش ديد.
سفر جون با دعواي شونيستيکي‌اي بر سر بازخريدش شروع شد و تا به پايان کشاندش. قصه عشقي پگي که وزنش را از قولي معوقه و مستانه درباره سفر به پاريس گرفته بود به پايان مناسبي در دفتر کار (چه جايي بهتر از اين) ختم شد. و دان بالاخره راز زندگيش را در لحظه هم‌دردانه‌اي با يک غريبه پيدا کرد. تماشاي او که کورکورانه در آغوش زن‌هاي مختلف بدنبال شادي واقعي مي‌گشت نشان مي‌داد که واقعا چقدر گم شده بود و چقدر به شروعي دوباره احتياج داشت.
بدون مشکلات رواني استفاني – تنها کسي که هنوز تاثيري حقيقي بر روي دان داشت – شايد او هيچ وقت آرامش دروني‌اي که احتمالا از بدو تولد به دنبالش بوده را پيدا نمي‌کرد. مهم نيست که شما صحنه پاياني را صادقانه يا هجوآميز بدانيد، در هر دو صورت Mad Men خودش را به عنوان سريالي که ارزش تماشاي چندباره دارد به اثبات رساند. ما که به هر حال حتما اين کار را مي‌کنيم و از هر لحظه‌اش هم لذت خواهيم برد.

زرتشت کاشفيان
نظرات
مجيد سه شنبه 3 شهريور 1394 مدمن عالي تموم شد و فصل اول سال گودمن هم خيلي خوب بود..ممنون از شما به خاطر اين مطلب
1 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز