شخصیت‌های سریالی که دوستشان داریم - بخش چهارم: دان دریپر در Mad Men

دان دريپر و بقيه آدم‌هاي مدمن از جايي به بعد به نظر حاصل تخيل كسي نيستند. با كمي دل دادن به سريال مي‌فهميد كه براي ما هوادارهاي سرسخت مدمن باور واقعي نبودن دان، پگي، بتي، جون، پيت و بقيه يكي از سخت‌ترين كارهاي دنيا است. موجوداتي زنده كه با سليقه شخصي خودشان و با انگيزه‌هاي رفتاري واقعي و منحصر بفرد خودشان رفتار مي‌كنند و بزرگ مي‌شوند. هركدام عادت‌هاي كثيف و بيمار و عجيب خودشان را دارند، ولي واقعي اند و نمي‌شود به اين راحتي‌ها فراموششان كرد.

7فاز: دان دريپر همه چيز دارد. پول، قيافه، خانه خارج شهر، همسري زيبا که بي‌شباهت به عروسک باربي نيست، بچه‌هايي سالم و معمولي و آرام و مهمتر از همه شغلي که خوب مي‌شناسدش و دوستش دارد. دان دريپر يک شهروند آمريکايي نمونه است. کارمند موفق، مرد دهه پنجاه. با اين وجود چيزي کم است.
سريال شاهکار متيو وينر تيتراژ فوق العاده‌اي دارد. خطوط با دقت و درست و محکم کنار همديگر نشسته‌اند و دفتر مرد کت و شلواري بلندقدي درست شبيه دان را ترسيم مي‌کنند. بعد همه چيز از هم مي‌پاشد و دانِ کارتوني سقوط مي‌کند و در راهش از کنار بيلبوردهاي بزرگي که احتمالا خودش به پاشان کرده مي‌گذرد. چي همه چيز را خراب کرده؟ نظم مدون خطوط، دفتر، زندگي دان دريپر را چي برهم مي‌زند؟
درام تاريخي يا دوره‌اي متيو وينر استحکامش را از توليد سوال از بيننده اش مي‌گيرد. چرا پگي اينطور لباس مي‌پوشد؟ چرا جون با همسر دکترش مي‌ماند؟ چرا پيت در برابر گرفتن پول از پدرشوهرش مقاومت مي‌کند؟ مدمن معمولا جواب هيچکدام از اين سوال‌ها را هم مستقيم نمي‌دهد. وينر بلد است چطور بيننده را کنجکاو کند و بعد به غيرمستقيم‌ترين شکل ممکن ولي با بداعت تمام جوابي عالي مهيا کند، جوابي که چيز بيشتري درباره شخصيت مي‌گويد. جوابي که از وجهي انساني و قابل لمس ولي مخفي پرده برده بر مي‌دارد. دان دريپر شخصيت اول مدمن کسي است که اين رويه بيشتر از همه بر رويش سوار شده.
دان قدبلند، خوش‌قيافه و کم‌حرف است (ولي به قول تد وقتي دهنش را باز مي‌کند مي‌تواند خيلي شيوا باشد)، هميشه کت و شلوار مي‌پوشد و کلاه شاپو سرش مي‌گذارد. به شدت باهوش و غيرقابل پيش بيني است و همين گره خوردن کارهاي آدم‌هاي متفاوت دفتر تبليغات را با او جذابتر مي‌کند. دير سر کار مي‌آيد و زود مي‌رود ولي آنقدر خوب کارش را بلد است و آنقدر خوب مي‌تواند از زير تنبلي‌هايش دربرود که هيچ وقت خيلي گير نمي‌افتد. هميشه مثل همه مردهاي ديگر فيلم، يا کلا مردهاي دهه چهل و پنجاه، سيگاري گوشه لب و مشروبي توي دستش دارد و به شدت هم عاشق زن‌ها است و زن‌ها هم قدرت مقاومت در برابرش را ندارند.
مهمترين نکته زندگي دان اين نيست که چون هويت و اسمش دزدي است همه دستاوردهايش، بزرگ و کوچک، بي‌ارزشند، مهم اين است که خودش اين را باور دارد و همين او را بارها و بارها در مسير تخريب داشته‌هايش مي‌اندازد. دان از طرفي مرتبا در حال فرار از گذشته است و از طرف ديگر آدم‌ها و خاطرات دست از سرش بر نمي‌دارند و انگار خودش هم هر از گاهي با غرق کردن خودش در آغوش زن‌هاي رنگ و وارنگ و حتي فاحشه، سرکي بهش مي‌کشد، نيم‌نگاهي مي‌اندازد و بعد دوباره چنگ مي‌اندازد تا چيزهايي را که به دست آورده حفظ کند. دان از طرفي خودش را در الکل غرق مي‌کند و اجازه نزديک شدن اطرافيان را به خودش نمي‌دهد و از طرفي ديگر وقتي تنها مي‌ماند دست و پا مي‌زند تا علاقه و تحسين ديگران را دوباره به دست بياورد.
دان اين بازي را مرتبا با زن‌ها هم انجام مي‌دهد. از يک طرف به نظر مي‌رسد شايد حتي کمي غريزي عاشق خانواده‌اش است. دريپر خودش هيچ وقت پدر و مادري نداشته و اساسا نمي‌داند چطور بايد پدر بچه‌هايش باشد ولي مشخصا آن‌ها را دوست دارد. بتي را هم انگار مدت‌ها پيش عاشقانه دوست داشته و حالا اصلا شايد بشود هنوز ردي ازش ديد ولي هم اينکه گذر زمان رابطه را کمرنگ و تکراري کرده، هم اينکه دان، انگار با تصميم قبلي قصد کرده تيشه به ريشه خانواده کوچک و نسبتا خوشحالش بزند. او سراغ زن‌هاي ديگر مي‌رود، شايد براي اينکه بتي يا مگان چيزي را که واقعا مي‌خواهد به او نمي‌دهند. ولي چيزي که واقعا مي‌خواهد چيست؟
جايي از فصل اول دان جواب اين سوال را که زن‌ها از مردها چه مي‌خواهند پيدا مي‌کند و روي دستمال کاغذيِ زير مشروب مي‌نويسد (آيرونيک نيست؟)، "بهانه‌اي براي نزديکتر شدن". دانِ تودار ولي به کسي اجازه نمي‌دهد که خيلي بهش نزديک شود چون مي‌ترسد اگر خود واقعي‌اش را ببينند طردش کنند. در نهايت هم همه رهايش مي‌کنند چون هيچ وقت بهشان اجازه نداده بوده خيلي نزديک شوند. براي همين روابطش با زن‌ها معمولا بي‌سرانجام و پر از سرخوردگي تمام مي‌شود. شايد واقعا هيچ کس مثل سالي، دخترش، طعم دوست داشته شدن را بهش نچشانده باشد. سالي که پدرش را با زن همسايه ديده، موقعي که دان مي‌خواهد برساندش مدرسه شبانه روزي، شاکي و ناراحت توي ماشين داد و بيداد مي‌کند و پدر هم که راه ديگري جلوي پايش نمي‌بيند به همه چيز اعتراف مي‌کند. سالي اين بار روي ديگري از پدرش را مي‌بيند که تا به حال نمي‌شناخته. پدري که حالا ضعف نشان داده، مظلوم واقع شده و تنها مانده. سالي درست پيش از رفتن توي مدرسه بر مي‌گردد و با همان بي‌تفاوتي و سردي ارثي و نوجوانانه‌اش مي‌گويد "دوستت دارم بابا". قيافه بهت زده دان دريپر متعجب از لذتي که از حرف سالي برده، نه تنها يکي از بهترين لحظه‌هاي سريال را مي‌سازد، بلکه چيزي را درباره دان براي ما روشن مي‌کند که وينر و گروه نويسنده‌هايش در دو سه فصل آخر تاکيد زيادي رويش دارند.
"کسي دوستم دارد؟" اين سوالي بوده که در سر دان چرخ مي‌زده. اصلا به قول پيشگوي نوجوان و هيپي فصل آخر اين سوالي است که همه در سرشان دارند. "کسي دوستم دارد؟" دان اصلا انگار هميشه بيشتر از همه از همين مي‌ترسيده، که  به قول آن کارمند ساده قسمت آخر "در يخچال را باز کنند با لبخند نگاهت کنند ولي شايد واقعا به تو خيره نباشند و شايد هم دوستت ندارند".
دان دريپر و بقيه آدم‌هاي مدمن از جايي به بعد به نظر حاصل تخيل کسي نيستند. با کمي دل دادن به سريال مي‌فهميد که براي ما هوادارهاي سرسخت مدمن باور واقعي نبودن دان، پگي، بتي، جون، پيت و بقيه يکي از سخت‌ترين کارهاي دنيا است. موجوداتي زنده که با سليقه شخصي خودشان و با انگيزه‌هاي رفتاري واقعي و منحصر بفرد خودشان رفتار مي‌کنند و بزرگ مي‌شوند. هرکدام عادت‌هاي کثيف و بيمار و عجيب خودشان را دارند، ولي واقعي اند و نمي‌شود به اين راحتي‌ها فراموششان کرد. دان جايي در دفتر يادداشتش در فصل اول مي‌نويسد "حالا من باز هم منتظر ضايعه شخصيتمم تا  دوباره به نظر زيبا و بديع برسد".ولي به هر حال ضايعه شخصيت دان دريپر را نمي‌شود دوست نداشت چون تماشاي زيبايي و بداعتش، حداقل براي ما، نيازي به صبر ندارد. (جمله‌اي که دان نوشته در واقع از ماياکوفسکي است)

زرتشت کاشفيان
نظرات
سايه سه شنبه 3 شهريور 1394 چه سريالي چه بازيگري چه عکسي و چه متن خوبي..ممنون از آقاي زرتشت
1 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط
































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز