شخصیت‌های سریالی که دوستشان داریم - بخش سوم: راسل استرینگر بل در The Wire / شنود

آخرين صحنه‌ي حضور استرينگر در سريال نيز در حضور مك‌نالتي رقم مي‌خورد. پس از كشته شدن استرينگر توسط عمر در نمايي ضد نور، مك‌نالتي با چهره‌اي شكست‌خورده بالاي سر جنازه‌ي او مي‌نشيند و عمق احترام نسبت به دشمنش را با افسوس شديدي كه از كشته شدنش مي‌خورد بيان مي‌كند، اينكه چرا استرينگر زنده نماند تا بداند كه مك‌نالتي بالاخره گيرش انداخته.

7فاز: راسل استرينگر بل با بازي ادريس الباي انگليسي و جيمي مک‌نالتي با بازي دومينيک وست. دو کاراکتري که با شنيدن اسم سريال شنود زودتر از ديگران تصاويرشان به ذهن مي‌آيد. دو شخصيت جالب توجه در دو طيف دزد و پليس داستان و به گونه‌اي همزاد يکديگر. دو دشمن دانايي که از همان نخستين برخوردشان در صحنه‌ي دادگاه دي‌انجلو در اپيزود نخست، خود را به عنوان اصل کاري‌هاي سريال معرفي مي‌کنند. دزد و پليسي که طبق همان ايده‌‌ي مخمصه‌اي در عين اينکه تمام هم و غمشان را براي پيشبرد اهدافشان مي‌گذارند، به مگوترين شکل ممکن براي همديگر احترام ويژه‌اي قائل هستند.  استرينگر بل دست راست کاريزماتيک ايوون بارکسديل، رئيس گروه خلافکاران و دلالان مواد غرب بالتيمور است. او به دانشگاه بالتيمور مي‌رود و درس اقتصاد مي‌خواند. در صحنه‌هايي کتاب ثروت ملل آدام اسميت را در دستش مي‌بينيم. با وسواس زياد تلاش مي‌کند بالاترين حد نظم را در دسته‌هاي خلافکار زيردستشان به وجود آورد. مغز متفکر بي‌رحم تشکيلات بارکسديل با تفکري ماکياوليستي و داراي ايده‌هايي نبوغ‌آميز در چينش متدهاي هوشمندانه در مورد ارتباط افراد گروه با يکديگر. با مغز اقتصادي که دارد وظيفه اصلي پولشويي مواد مخدر تشکيلات را در قالب کارهاي قانوني در سطح شهر انجام مي‌دهد. تمام اين نکات وقتي با ظاهر جذاب و خشن ادريس البا و زبان خياباني پر مغز و گيرايش همراه مي‌شوند، استرينگر بل را نه تنها تبديل به يکي از جذاب‌ترين شخصيت‌هاي شنود مي‌کند بلکه او را به عنوان يکي از ضدقهرمان‌هاي جذاب سريال‌هاي تلويزيوني نيز مطرح مي‌کند، پيش از آنکه ادريس البا هشت سال بعد در قالب کارآگاه لوتر شبکه بي بي سي يکي ديگر از مهمترين نقش‌هاي تلويزيوني‌اش را ارائه کند. سقوط استرينگر بل در شنود، طي کردن مسير از اوج به حضيض که با کشته شدنش در پايان فصل سوم (دو فصل مانده به پايان سريال) خاتمه مي‌يابد، به لحاظ مضموني نقشي حياتي در پيشبرد داستان سريال بازي مي‌کند. کشته شدن استرينگر و فرو ريختن امپراطوري بارکسديل و جايگزين شدنشان توسط خلافکاري جاني‌تر از آن‌ها به نام مارلو استنفيلد، موجب بسط ايده‌ي به شدت بدبينانه‌ي سريال مي‌شود؛ در شنود قرار نيست که خلافکاران نابود شوند. شبکه‌هاي گنگستري به سان ماري هزار سر مي‌مانند که هر سرش را که قطع کني از سوي ديگر دوباره سري ديگر درمي‌آورد و جنايات سازمان‌يافته در بالتيمور شبکه‌ي پيچيده‌اي از افراد را از دون‌پايه‌ترين مواد فروش تا شهردار و سناتور شهر در بر مي‌گيرد. عمق اين ايده در فصل سوم زماني که استرينگر تلاش مي‌کند با پول‌هاي مواد و با رشوه دادن به سناتور کلي ديويس وارد کسب و کار ساختمان‌سازي شود به نمايش در مي‌آيد. جايي که استرينگر قدرتمند و بي‌رحم تشکيلات مواد، در مقابل مردان قدرتمند سياسي شهر موشي بيشتر به نظر نمي‌رسد. همانطور که سريال با مواجهه‌ي دو شخصيت مهم استرينگر و مک‌نالتي آغاز مي‌شود، آخرين صحنه‌ي حضور استرينگر در سريال نيز در حضور مک‌نالتي رقم مي‌خورد. پس از کشته شدن استرينگر توسط عمر در نمايي ضد نور، مک‌نالتي با چهره‌اي شکست‌خورده بالاي سر جنازه‌ي او مي‌نشيند و عمق احترام نسبت به دشمنش را با افسوس شديدي که از کشته شدنش مي‌خورد بيان مي‌کند، اينکه چرا استرينگر زنده نماند تا بداند که مک‌نالتي بالاخره گيرش انداخته.

احسان ميرحسيني
نظرات
پرهام شنبه 24 مرداد 1394 يکي از بهترين شخصيتهاي سريالي..ممنون از آقاي ميرحسيني که انقدر خوب مي‌نويسن
3 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط






























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز