شخصیت‌های سریالی که دوستشان داریم - بخش اول: تد موزبی در How I met your mother

اگر از مخاطبين سريال HIMYM بوده و تصادفاً دغدغه‌ي رابطه در دنياي امروز را هم داشته باشيد، شايد با من موافق باشيد كه اين‌روزها اغلب پسرها را از حيث رابطه با جنس مخالف، مي‌توان در يكي از سه دسته‌ي اصلي بارني استينسون‌ها (خوشگذران‌هايِ جذابِ لاقيد)، مارشال اريكسن‌ها (پسرهاي خانواده، آدم‌هاي ازدواج، مهربان‌هاي خوش‌شانس) و در نهايت، تد موزبي‌ها تقسيم كرد.

7فاز:
تد موزبي / How I met your mother
اگر از مخاطبين سريال HIMYM بوده و تصادفاً دغدغه‌ي رابطه در دنياي امروز را هم داشته باشيد، شايد با من موافق باشيد که اين‌روزها اغلب پسرها را از حيث رابطه با جنس مخالف، مي‌توان در يکي از سه دسته‌ي اصلي بارني استينسون‌ها (خوشگذران‌هايِ جذابِ لاقيد)، مارشال اريکسن‌ها (پسرهاي خانواده، آدم‌هاي ازدواج، مهربان‌هاي خوش‌شانس) و در نهايت، تد موزبي‌ها تقسيم کرد. در واقع، مي‌خواهم بگويم که جناب آقاي "Ted Mosby … The Architect" نه فقط يک جوان اوهايوييِ ساکن نيويورک، طرفدار پر و پا قرص جنگ ستارگان و آني هال، استاد تازه‌کار اما پر شور معماري، رويايي و فلسفه‌باف، عاشق چکمه‌هاي قرمز کابويي، علاقمند به زبان اشاره و داراي عادت بيمارگونه‌ي اصلاح جملات و کلمات اشتباه بقيه و نهايتاً عضو مرکزي جمع پنج نفره‌ي سريال، که يکي از خيل تد موزبيان عالم است؛ رمانتيک‌هاي نِردِ تلخ و شيرين‌اي که مي‌توانند بي سر و صدا مرکز ثقل جمع آدم‌هاي جورواجور و از جنس هاي متفاوت باشند و به همين سادگي هم ناديده گرفته شوند. رفقاي بي غل و غشي که مي‌توانند با بارني استينسون‌ها جديدترين روش‌هاي ترکيبي مخ زدن را امتحان کنند و در عين حال شريک بازي‌هاي کودکانه و سريال انگليسي ديدن‌هاي مارشال اريکسن‌ها باشند؛ دوست خوب ليلي آلدرين ها و عاشق بي برو برگرد رابين شرباتسکي ها؛ پسراني با سري پر از رويا که با تمام وجود به سرنوشت و  "عشق واقعي" باور دارند و در اميد و نااميدي، زوج جفت و جور خود را در ميان دختران شهر مي‌جويند و بارها و بارها شکست مي‌خورند، تا اين که در آخرين شب تنهايي و نااميدي، در تاريکي يک ايستگاه قطار دور افتاده، معجزه‌اي که تمام عمر دنبالش بودند با چتر زرد از راه مي‌ر‌سد؛ معجزه‌اي دير رسيده و زودگذر که به اندازه‌ي خود آنها خسته و رنجور است؛ تد موزبي‌ها ... دوستان هميشه همراه و مهربان که هيچ‌وقت لزومي نديده‌اند به احساسات واقعي و کودک درون خود مهار بزنند و خيلي راحت مي‌شود دوست‌شان داشت و راحت‌تر از آن مي‌شود از آنها گذشت. راحت، به خصوص براي رابين شرباتسکي‌هاي زيبارو و جاه‌طلب که نمي‌خواهند هيچ‌جوره پاي‌شان روي زمين بند شود و عشق شيرين و رمانتيک و همه‌جانبه‌ي تد موزبي ها آنها را مي‌ترساند و به دنياي بي قيد و بند اما جذاب بارني استينسون ها هُل مي‌دهد. با اين حال، همه، حتي رابين شرباتسکي ها هم مي‌دانند که تد موزبي‌ها بهترين دسته از ميان اين سه دسته اند اما به هر دليلي ترجيح مي‌دهند، ساکسيفون آبي را نه روي ديوار، که جايي در کمد نگه دارند ... حتي اگر بدانند که روزي دوباره خاک آن را گرفته و به ديوار مي‌زنندش.

هومان فرزاد يگانه
نظرات
ارمان دوشنبه 5 مرداد 1394 اقا دمتون گرم بالاخره نوبتي هم باشه نوبته himymــه !
واقعا خوب بود مقالتون
the article was legen ...wait for it ...legendary
12 1
پاسخ

آقاي نارنجي دوشنبه 5 مرداد 1394 همين؟
3 12
پاسخ
نقي معمولي دوشنبه 5 مرداد 1394 دوغت را بنوش

آيدينلِو سه شنبه 6 مرداد 1394 محشر بود... نوشته‌ي يه تد موزبي درباره‌ي تد موزبي‌ها.
16 2
پاسخ

hldv جمعه 9 مرداد 1394 اقا عالي بود....يه سريال کمدي واقعا جذاب که حسابي به شخصيت هاش رسيده بود...حيف که تموم شد....
10 3
پاسخ

سينا دوشنبه 9 فروردين 1395 به منتقد عزيز دستمريزاد ميگم که حرف دل من رو به صورت متن درآورده?
1 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز