یادداشت نویسنده 7فاز درباره سریال «بیگ بنگ تئوری»

خلاصه‌ي كلام اينكه جمع گيك‌ها بدجوري جور است و به دايره‌ي علايق مردهاي داستان اضافه كنيد علاقه‌ي ديوانه‌وار به كاميك بوك و فرهنگ عامه‌ي آمريكايي/غربي از جمله جنگ‌هاي ستاره‌اي، مجموعه‌ي پيشتازان فضا، ارباب حلقه‌ها، بازي‌هاي كنسولي و... . همين نحوه‌ي پرداختِ وفادارانه، اريجينال و با جزئيات  و استقبال بالاست كه پخش بيگ بنگ تئوري را تا هشت فصل كشانده و قرارداد چند فصل آتي آن هم بسته شده. اين توجه‌ به جنبه‌ي علمي ماجرا به حدي‌ است كه در كنار حضور بزرگاني مثل استن لي (از بزرگان دنياي كاميك استريپ و خالق شخصيت‌هاي مثل هالك، اسپايدرمن و...) و جيمز ارل جونز (صداپيشه‌ي معروف شخصيتِ دارث ويدر در جنگ‌هاي ستاره‌اي) شاهد حضور استفن هاكينگ (از معدود دانشمنداني كه شلدن تأييدشان مي‌كند!) در يكي از اپيزودهاي سريال هستيم.

7فاز: نيل سايمون، نمايشنامه‌اي دارد به اسم The Strar-Spangled Girl كه با عنوان "دختر يانكي" به فارسي برگردانده شده و قصه‌ي دو جوان به نام اندي و نورمن است كه همكار و همخانه‌اند، مجله در‌مي‌آورند و افكار ضد سيستم دارند. قصه با ورود دختري شناگر، كاملن آمريكايي و اهل جنوب به همسايگي آنها و در نهايت شكل‌گيري يك مثلث عشقي ادامه پيدا مي‌كند. اگر دستي به سر و روي اين قصه بكشيم و رنگ و لعابي به اعضايش بزنيم، مي‌رسيم به قصه‌ي اوليه‌ي بيگ بنگ تئوري. دكتر شلدن كوپر و دكتر لنرد هافستادر، هر دو فيزيك‌دان (يكي نظري و يكي تجربي) هر دو نابغه (شلدن با آي كيوي 187 و لنرد 173) دو عزبِ تمام و كمالند كه در پاسادناي كاليفرنيا با هم زندگي و در دانشگاه كلتكِ آن كار مي‌كنند. در همان چند دقيقه‌ي ابتدايي پايلوت سريال، پني دختري شهرستاني، اهل نبراسكا، با سر و وضعي جذاب كه تازه به آپارتمان روبروي آنها نقل مكان كرده، چشم نرد‌هاي قصه را مي‌گيرد.
بيگ بنگ تئوري شايد واكنشي باشد به حضور و جلوه‌گري خرده‌ فرهنگ گيك‌ها در جامعه‌ي روز آمريكا. خرده فرهنگي كه از قضا در پيوند عجيب و غريبي با رسانه قرار دارند اما در سريال‌ها غيبتي محسوس داشتند و اگر سريال The IT Crowd را كه محصول انگلستان است كنار بگذاريم، بيگ بنگ تئوري (محصول چاك لوري و بيل پردي) كه پخش آن در سال 2007 از شبكه‌ي CBS آغاز شد اولين حركت جدي براي حضور تعدادي نرد در نقش‌هاي اصلي يك سريال است. آن هم با رعايت جزئيات بسيار و نه صرفن توجه به سويه‌ي طنز ماجرا و به نوعي دست انداختن اين افراد و نمايش تقابل خنده‌دارشان با سايرين. حركتي كه بعدتر در شبكه‌ي HBO و قاعدتن با سبك و سياق خودشان با توليد سريال "سيليكون ولي" و پخش موفق فصل اول آن پيگيري شد.
سريال حول پنج شخصيت اصلي مي‌گذرد. شلدن كوپر، نابغه‌ي اهل تگزاس، وسواسي و به معناي واقعي كلمه نرد؛ دكتر لنرد هافستادر، همخانه‌ي بخت برگشته‌ي شلدن كه برخلاف او، ميل طبيعي نزديك شدن به زن‌ها و ارتباط برقرار كردن با آنها در وجودش فعال است؛ پني پيش‌خدمتِ سابق كه سواد آكادميك درست و درماني ندارد، فوق‌العاده عامي و سطحي‌ است و به عشق بازيگر شدن به كاليفرنيا آمده و بعدتر هم با لنرد وارد رابطه مي‌شود؛ هاوارد والويتز، مهندس هوافضا (كه بر خلاف شلدن، لنرد و راج مدرك دكتري ندارد!) و فعال در بخش فيزيك كاربردي كلتِك كه يهودي است و ابتدا با مادر پير و غرغرويش زندگي و بعدتر با ورود برنادت با او ازدواج مي‌كند. هاوارد بر خلاف بقيه كه فقط مشغول تئوري هستند دستي هم در عمل داشته و به ايستگاه فضايي اعزام شده است؛ دكتر راجش كوتراپالي، دانشمند اخترفيزيك، دوست صميميِ هاوارد كه از خانواده‌اي ثروتمند از هندوستان به آمريكا آمده و با وجود سليقه‌اي زنانه، در حضور زن‌ها قادر به حرف زدن نيست! برنادت راستنوفسكي، دانشمند ميكربيولوژي كه مدتي براي تأمين هزينه‌ي تحصيلش در رستوران كار مي‌كرد و از همانجا و به واسطه‌ي پني با هاوارد آشنا شد؛ دكتر ايمي فرافالر، موردي كه راج و هاوارد در يكي از سايت‌هاي آنلاين ديتينگ براي شلدن مي‌جورند و از قضا خيلي هم مناسب هم هستند. ايمي دانشمند عصب‌شناسي‌ست با علايق و سر و وضع پيرزني و جوراب شلواريِ خاكستري كه انگار سال‌ها تنها در يك دخمه زندگي كرده!
خلاصه‌ي كلام اينكه جمع گيك‌ها بدجوري جور است و به دايره‌ي علايق مردهاي داستان اضافه كنيد علاقه‌ي ديوانه‌وار به كاميك بوك و فرهنگ عامه‌ي آمريكايي/غربي از جمله جنگ‌هاي ستاره‌اي، مجموعه‌ي پيشتازان فضا، ارباب حلقه‌ها، بازي‌هاي كنسولي و... . همين نحوه‌ي پرداختِ وفادارانه، اريجينال و با جزئيات  و استقبال بالاست كه پخش بيگ بنگ تئوري را تا هشت فصل كشانده و قرارداد چند فصل آتي آن هم بسته شده. اين توجه‌ به جنبه‌ي علمي ماجرا به حدي‌ است كه در كنار حضور بزرگاني مثل استن لي (از بزرگان دنياي كاميك استريپ و خالق شخصيت‌هاي مثل هالك، اسپايدرمن و...) و جيمز ارل جونز (صداپيشه‌ي معروف شخصيتِ دارث ويدر در جنگ‌هاي ستاره‌اي) شاهد حضور استفن هاكينگ (از معدود دانشمنداني كه شلدن تأييدشان مي‌كند!) در يكي از اپيزودهاي سريال هستيم.

احسان سالم
نظرات
عليرضا پنجشنبه 1 مرداد 1394 جا داره بيشتر از اين سريال مطلب بنويسيد.
----------------------
از سريال هاي مورد علاقه من بعد از فرندز هستش و کلا اين دو سريال و آشنايي با مادر رو ديدم ( بخش طنز )
1 0
پاسخ

بهنام پنجشنبه 1 مرداد 1394 بيشتر شبيه مقدمه بود تا يه يادداشت کامل
4 0
پاسخ

نامجو پنجشنبه 1 مرداد 1394 اين اصلا معرفي هم نبود چه برسه به مطلب
اين سريال هم نکات خيلي باحال و توپي داره هم ضعف هاي وحشتناک که شما درمورد هيچکدومش صحبت نکردين
در کل از نظر پيوستگي داستاني himym يه چيز ديگست
2 4
پاسخ

آرش جمعه 2 مرداد 1394 مقاله افتضاحي بود
5 5
پاسخ

9 شب پليس ما باش جمعه 2 مرداد 1394 اولا راستنکوفسکي درسته. بعدم اون آقايي که ميگه "چطوري مامانت رو ديدم" پيوسته تره احتمالا در مورد انتگرال داره حرف ميزنه چون اون سريال کذايي با اون اسم مزخفرش نه تنها بي مزه است بلکه اصول اوليه درام توي سيت کام رو هم بلد نيست رعايت کنه. خوشحالم تموم شد. کاش سازندش بميره.
3 4
پاسخ

آقاي نارنجي جمعه 2 مرداد 1394 تنها جايي هم که مي‌شد به هم‌جنس‌بازي ِپنهانِ بين اينا اشاره کنه همين هفت‌فاز بود که اونم از دست رفت :(
6 1
پاسخ

پوري يا شنبه 3 مرداد 1394 سريال نقص ها، کپي کاري ها، الهام ها و شباهت ها و در جاهايي روايت هاي اختصاصي خودش رو داره. کلا چاک لوري از اون دسته از تهيه کننده هاست که با دقت بهترين نمونه از ساخته هاي قبلي رو تماشا ميکنه و شروع ميکنه به ساخت يک سريال اما دريغ که اين تماشاکردن ها خود آگاه يا ناخودآگاهانه قسمت هاي زيادي از محصول جديدش !! رو تحت تاثير نمونه هاي هم سبک قديمي ترش قرار ميده هرچند تمام تلاشش رو ميکنه همچنان امضاي خاص خودش رو در ساخته ش حفظ کنه.
بيگ بنگ بشخصه براي خودم بعد از دو سه فصل هيچ چيز جديدي نداشت و درواقع بعد از کشف تمام روابط و بالاپايين هاش، روايت هاي روزمره کاراکترا خيلي تکراري و خسته کننده شده بود و شايد گه گاهي به تيکه هاي شلدون يا خنگ بازيا و عطش زياد امي براي داشتن يک رابطه عاطفي بيننده رو به خنده وا ميداشت ولي به جرئت ميشه گفت بعد از دو سه فصل داستان هيچ قدرت کششي براي جذب مخاطب به سمت تماشاي ادامه سريال نداره!! و فقط بايد منتظر بشيم ببينيم شلدون چ تيکه هايي ميندازه و ما به اونا بخنديم همين، درواقع ماهيت اصلي اينگونه کمدي ها هم در بسياري از اپيزودها حفظ نميشه (طنز موقعيت). به مثابه چند نفر ميمونن که وارد اتاقي ميشن و شروع ميکنن به جوک گفتن همين، حالا اين جوکا داستاني مرتبط به شخصيت ها داره يا ربطي به قسمت هاي قبلي يا بعدي اصلا مهم نيست و ناديده گرفته ميشه.
براي مثال از قويترين نکات شخصيت شلدون که تکيه گاه بزرگي براي طنزپردازي سريال بود، عدم آگاهي از واضحات روابط و زندگي اجتماعي بود که شلدون مثل يک غارنشين در اين مورد برخورد مي کرد. اما با گذشت فصل هاي سريال اين قسمت با پرورش و رشد شلدون از بين رفت ودر واقع شلدون در بسياري از مواارد يک فرد نرمال بود که با بسياري از مفاهيم روابط اجتماعي آشنا شده بود و اين شايد بزرگترين نقطه قوت سريال رو از بين برد.
يا شخصيت پني که از روز اول نچسب و تو دل نرو بود و هيچ وقت (بقول خود فرنگيا) اون کميستري يا کشش عاطفي لازم روبا ديگرا شخصيتا برقرار نکرد، که البته ضعف بازيگري يا بازي نچندان خوبش به اين قضيه دامن ميزد، هرچند بطور کلي روابط در سريال بسيار نچسب، ديرهضم، در جايي فانتزي، غير منطقي و غير قابل باور هستند.
در آخر اينکه با وجود اين عقيده که سريال هاي مثل mash و sienfield درواقع پايه هاي سريال friends روگذاشتن ولي اين بر کمتر مخاطب سريالي پوشيده س که تمامي سريالهاي مابعد فرندز به گونه اي از اين سريال الهام گرفته و در تلاشند که به اون جايگاه دست پيدا کنند و حتي در مواردي سريال هايي هستند که جوک ها و شوخي هاي کپي شده از فرندز رو به نمايش در ميارن.
دوستاني که سريال رو با himym شروع کردن هيچ، اما کساني که کمي قديمترند و mash و ساينفيلد رو ديدن و بعد به سراغ فرندز رفتن و در آخر اين نمونه هاي اخير روديدن متوجه تفاوت فاحش کيفيتي فرندز با ديگر سريال ها هستند. شايد کامل ترين زنجيره روابط در يک سريال کمدي رو سريال فرندز از مجموعه سه مرد و سه زن داشت، چيزي که آشنايي با مادر سعي در کپي اون داشت و بسيار موارد ديگه.
2 7
پاسخ
حميد سه شنبه 6 مرداد 1394 شما يه تجديد نظري تو نگاه و سليقت بکن سخت گير ترين منتقدا از شاهکاري مثل بيگ بنگ انقدر ايرادات بي ربط نگرفتن اتفاقا تاکيد نکردن خالقين سريال تو يه ايده طنز و ادامه ندادنش براي جلوگيري از لوث شدن و حيف شدن اون موقعيت طنز هستش و يه شوخي رو اونقدر تکرار نميکنن تا از مزه بيوفته تنها سريالي بوده براي من که هم بارها صداي خنده هام موقع تماشاي اون براي اهل خونه تعجب برانگيز بوده وهم سطح اطلاعات و فکر منو چند پله بالاتر برده و چيز هاي زيادي اضافه کرده
دي سر پيرو يكشنبه 3 آبان 1394 دوست عزيز شنيدي فراستي ضد نقد مينويسه اما خيلي حالا کار داري اون مدلي بتوني خود نمايي کني

مصطفي شنبه 3 مرداد 1394 من متوجه نمي‌شم چه اصراريه himym مقايسه بشه با فرندز؟ گمون مي کنم بيشتر اين جانبگيري ها ناشي از تعصب روي فرندزه و باعث شده ارزش ها و تمايزات himym بره زير سايه‌ي نوستالژي سريال - البته معرکه‌ ي- فرندز. himym با محور قرار دادن ارتباطات تد موزبي يک جور پيوستگي به سيت‌ کام داده. ( که البته اصلا سيت کام - از جمله همين بيگ بنگ- بر خلاف درام، نيازي به چنين موضوع محوري نداره) و نکته‌ ديگه اينکه اصلا himym از کجا اومد زير بيگ بنگ؟
4 4
پاسخ

مخاطب عام يكشنبه 4 مرداد 1394 فقط تو اين سايت هستش که محتواي متن نظرات مخاطبان از خود مطلب بيشتر و مفصل تر است!!! يعني کجاي کار ايراد داره؟ يا شايذم درستش همينه!!! مسئولين رسيدگي کنن لطفا.
3 0
پاسخ

پرهام پنجشنبه 8 مرداد 1394 به اون صورت حرفي براي گفتن نداره و ديگه خيلي تکراري شده (محيط و کاراکتر ها )
من به اون اطلاعات گسترده اي در مورد استارترک و بقيه فرنچايز ها شايد نداشته باشم ولي اينقدر در مورد doctor who مي دونم که اسم شخصيت اصلي داستان the doctor ه و در tardis برخلاف نوشته ي روش رو به داخل باز مي شه ولي "نرد" هاي داستان اينو هم نمي دونن. معلوم نيست با بقيه چيکار کردن.
2 1
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز