همراه با توافق هسته‌ای ایران: چگونه ایرانی‌ها از «یك جدایی» به «آشتی» جهانی رسیدند؟

مطرح شدن همه جانبه يك جدايي/ جدايي نادر از سيمين (اصغر فرهادي) در بازار آمريكاي شمالي خبر از تمايلي قديمي مي‌داد. تمايل به همنشيني دو فرهنگ. دو روحيه زندگي كه شباهت‌هاي بسيار زيادي دارند و تفاوت‌ها در ايدئولوژي‌ها و رويكردهاي سياسي دولت‌ها است كه خود را نشان مي‌دهد. فيلم فرهادي تقريبا تمام جوايز مهم سال سينماي آمريكا كه به يك فيلم غير انگليسي زبان اختصاص داشت را از آن خود كرد، چون ايده مركزيش آن چيزي بود كه آمريكايي‌ها چند سالي است گرفتارش شده‌اند؛ «قضاوتم نكن، من يكي هستم مثل خودت».
7فاز: لحظه دردناكي بود. وقتي وراي تمام پيش‌بيني‌ها و زيبايي شناسي سينمايي در يك اقدام تبليغاتي، به قصد التيام زخمي قديمي، ميشل اوباما را از كاخ سفيد دعوت كردند تا اعلام كند فيلم معمولي آرگو برنده جايزه اسكار بهترين فيلم شده. اين، نقطه اوج خصم هاليوود عليه فرهنگ مملكتي بود كه چهار دهه به عنوان تهديد تلقي شده. از فيلم احمقانه بدون دخترم هرگز تا دهن كجي آرونوفسكي يهودي در پايان كشتي‌گير، ايران و ايراني مورد طعنه و نفرت واقع شد. هاليوود حتي پا را فراتر گذاشت و از روياي فتح تهران در نسخه جديد روبوكاپ پرده‌برداري كرد. اما اين ميان مطرح شدن همه جانبه يك جدايي/ جدايي نادر از سيمين (اصغر فرهادي) در بازار آمريكاي شمالي خبر از تمايلي قديمي مي‌داد. تمايل به همنشيني دو فرهنگ. دو روحيه زندگي كه شباهت‌هاي بسيار زيادي دارند و تفاوت‌ها در ايدئولوژي‌ها و رويكردهاي سياسي دولت‌ها است كه خود را نشان مي‌دهد. فيلم فرهادي تقريبا تمام جوايز مهم سال سينماي آمريكا كه به يك فيلم غير انگليسي زبان اختصاص داشت را از آن خود كرد، چون ايده مركزيش آن چيزي بود كه آمريكايي‌ها چند سالي است گرفتارش شده‌اند؛ «قضاوتم نكن، من يكي هستم مثل خودت». پس تم مركزي فيلم فرهادي حرف دل آمريكايي‌ها از كار درآمد و از استيون اسپيلبرگ تا مريل استريپ براي فرهادي وقتي روي سن كداك تياتر از صلح‌طلبي مردمان ايران گفت هورا كشيدند. پيمان معادي همبازي كرستن استوارت در فيلمي هاليوودي درباره نگاه جانبدارانه به خاورميانه شد و آمريكايي‌ها شروع كردند به كشف فيلم‌هاي قبلي فرهادي و فيلم‌هاي معاصر ايراني. به نظر مي‌رسيد اتفاقاتي در حال افتادن است. اتفاقاتي تازه كه مشابه‌اش را قبل از آن نداشتيم.
 
بيراه نيست اگر بگوييم فيلم فرهادي، حضور گروه ايراني فيلم «يك جدايي» در آمريكاي شمالي بخش مهمي از آغاز ديپلماسي بين ايران و آمريكا/ غرب بود. رابطه‌اي پر از كينه و نفرت با نقاط عطفي تاريخي. از كودتاي بيست و هشت مرداد سال 1332 تا تسخير سفارت آمريكا در سال پنجاه و هشت. چهار دهه عداوت و دوري، چهار دهه فاصله و عدم شناخت، چهار دهه فرصت دادن به كفتارها تا شبيه به گرگ شوند كه نشدند و نمي‌شوند و نخواهند شد. چه چيزي قرار بود بر اين ديوار بلند بي‌اعتمادي ترك بياندازد؟ آن هم بعد از اتفاقات پيچيده سال 1388 كه در دل خوشبين‌ترين فرد هم كورسوي اميد مي‌پژمرد و ياس جايش را مي‌گرفت. دوراني ويژه در تاريخ معاصر ايران كه همه چيز را زير و زبر كرد؛ قبل از 88 بعد از 88. بزنگاهي تاريخي كه روزگار را دو نيمه ساخت و معصوميت را بدل به آگاهي رنجور كرد. شبيه به فيلم دريغ‌انگيز جان فورد كبير - چه سرسبز بود دره من - چيزي از اين دره رخت بربست كه ديگر «هيچ وقت» بازنمي‌گردد. و خب قبل از اينكه نظام جمهوري اسلامي رويكردش را در مواجهه با جهان تغيير دهد و شيوه جديد پيشه كند، اين فيلم فرهادي بود كه به آمريكايي‌ها نشان داد ايرانيان نه تنها شترسوار و عرب و عقب افتاده نيستند كه حتي مي‌توانند فيلمي بسازند كه مسئله روز آمريكايي‌ها باشد در مدرن‌ترين شيوه‌هاي زيست. فيلم فرهادي آن شليك گلوله‌اي بود كه آمريكايي‌ها را از خواب بيدار كرد و نشانشان داد واقعيت زندگي ايراني جماعت چيست. به آنها فهماند كه آداب مواجهه با ايراني‌ها بسيار پيچيده‌تر از آني است كه در تمام اين چهار دهه مي‌پنداشته‌اند.
 
در فارست گامپ (رابرت زمكيس) - كه روايتي پاروديك از تاريخ ايالات متحده است و چه عالي مي‌شود ايراني‌ها هم روزگاري چنين فيلمي داشته باشند - فارست كه در دوران نقاهتش در بيمارستان در بازي پينگ پونگ حاذق و چيره دست شده، از طرف دولت آمريكا مامور مي‌شود تا در مسابقه پينگ پونگي كه با حريف چيني‌اش تدارك ديده شده، شركت كند تا اينگونه «ديپلماسي پينگ پونگ» شكل بگيرد. وقتي همه راه‌ها بسته شده بود، ورزش توانست شروع كننده مذاكرات چين كمونيستي و ايالات متحده در دهه هفتاد ميلادي بعد از چند دهه قطع رابطه باشد. روابط به شكل عادي خود رسيد و چين بعد از پيوستن به قوانين و آداب بين‌المللي جايگاهي والا و ارزشمند در مناسبات جهاني پيدا كرد. «يك جدايي» فارست گامپ جمهوري اسلامي در مواجهه با غرب و ايالات متحده بود. همان‌قدر كه تفاهم فعلي و پيشرفت بعدي در گروي توانايي ديپلمات‌هاي ايراني است به همان ميزان مهارت گروه سازنده «يك جدايي» در حل اين موضوع راهگشا بوده است. خنده‌هاي جانانه و روحيه بخش محمد جواد ظريف وزير امور خارجه ايران دنباله‌رو و پيرو اخم‌ها و دعواهايي آمد كه از دل «يك جدايي» بيرون پاشيده بود. ايراني‌ها - سينماي ايران - براي چهار دهه خوب ياد گرفته بودند كه جدايي و دعوا و اخم چه معنايي دارد. حالا وقتش شده است كه با خيال راحت بخندند و به «يك آشتي» فكر كنند. آنها از «يك جدايي» گذر كرده‌اند.
پويان عسگري
نظرات
حسين سه شنبه 23 تير 1394 بسيار عالي
4 1
پاسخ

رضا سه شنبه 23 تير 1394 شمام خيلي خوشخياليد. هنوز اتفاقي نيفتاده. اين جور توافق ها رو قبلا با ليبي هم داشتند و بعدش هم که ديديم چي شد.
7 10
پاسخ
.... چهارشنبه 24 تير 1394 همه اش غر...خسته نمي شي انقدر ناله مي کني؟
رضا چهارشنبه 24 تير 1394 شمام الکي خوش باش تا خسته نشي
حامد شنبه 3 مرداد 1394 ما کيو بايد ببينيم که شما دلواپس اکثريت جامعه نشيد؟

پوري يا چهارشنبه 24 تير 1394 متوجه شديم که نه تنها تو حوزه فيلم بلکه در مورد موضوعات تاريخي/سياسي هم خوب مي نويسيد، شبيه به نوشته هاي گاردين شده بود.
ممنون آقاي عسگري زيبا نوشتيد.
5 1
پاسخ

تسالونيکي چهارشنبه 24 تير 1394 نهنگ عنبر مي خواست فارست گامپ باشه ديگه
2 0
پاسخ

مجيد چهارشنبه 24 تير 1394 من يک بار ديگه هم گفتم که آقاي عسگري، اينقد تلاش نکن شبيه امير قادري بنويسي.
اينجا که حتي اون اشاره معروف امير قادري به حوادث سال 88 رو هم بدون فکت، از آن خودت کردي پسر. اينکه درست چند روز به روز انتخابات در مقاله روزنامه اعتماد نوشت که: (نقل مضمون) نتيجه انتخابات هرچه که باشد کشور رو به قبل و بعد از 88 تقسيم ميکنه و به قول دره من چه سرسبز بود جان فورد "چيزي از اين دره رفت که هيچوقت بر نميگرده" و...
خلاصه که يا اين تاثير ناخودآگاه هست مثل بسياري ديگه از سينماي نويس هاي جوون. يا کپي برداري. مورد سومي وجود نداره
4 5
پاسخ
مهدي پنجشنبه 25 تير 1394 بريز اونجات که مي‌سوزه!!
سعيد پنجشنبه 25 تير 1394 من که شباهتي نميبينم. ضمن اينکه فيلم فورد اينقدر بزرگ هست و حرفش هميشگي جهان شمول که از امير قادري تا پويان عسگري ازش استفاده کنن. اين مدل نگاه شما آدم را ياد دلواپس ها مياندازد !

سايه چهارشنبه 24 تير 1394 يکي از بهترين نوشته هاي آقاي عسگري بود..مهمتر از هر چيزي خوب و روان مينويسين و اشارات به جايي دارين..برخلاف اقاي مجيد نظرم اين است که ايده اين نوشته اورژينال بود و اشاره به يک جدايي در راستاي ايده سياسي نويسنده تازه و جديد بود
3 2
پاسخ

سامان پنجشنبه 25 تير 1394 پويان جان شما کارت درست هستش.به حرف اين جماعت حسود ذره بين به دست گوش نده.کار خودت را بکن برادر که از خواندن مطالبت لذت ميبريم.
3 1
پاسخ

مهران پنجشنبه 25 تير 1394 بسيار عالي.لذت ميبريم از خواندن مطالبتان پويان خان
2 0
پاسخ

مهدي شنبه 10 مرداد 1394 آدمو جو نگيره ... بگيره
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط

























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز