سث مک‌فارلن در گفتگو با «تایم» از سریال‌های تلویزیونی‌اش می‌گوید

با جان استوارت چكار كرده بودي؟
يك شوخي خيلي تند در فاميلي گاي بود كه به اين حقيقت اشاره مي‌كرد كه او پيش از اينكه اعتصاب نويسندگان تمام شود مشغول كار بوده است. قبول دارم كه بدون شك يك شوخي خيلي مستقيم و انگشت وسطي بود و تخفيف هم برايش قائل نيستم. اما او با من تماس گرفت و حسابي از كوره در رفته بود. اون تماس يك ساعت طول كشيد. كاملا خارق‌العاده بود. او مذاكره كننده‌ي خيلي خوبي است، اين را به جرئت مي‌توانم بگويم. براي من خيلي جذاب بود كه آن صحبت تلفني اين‌قدر طول كشيد.

تايم: سث مک‌فارلن نويسنده، تهيه‌کننده و خالق انيميشن‌هاي کمدي مشهور کمپاني فاکس، مرد خانواده (فاميلي گاي) و پدر آمريکايي (امريکن دَد) است. او همچنين کاراکترهاي زيادي را در سريال مرد خانواده (از جمله آن سگ الکلي، برايان) صداپيشگي مي‌کند. گفت‌وگوي او را از لس‌انجلس با هفته نامه تايم بخوانيد:

اين واقعا عجيب است. اين صداي واقعي تو است؟ مثل صحبت کردن با خود برايان (سگ خانواده‌ي گريفين در فاميلي گاي) مي‌ماند، سگي که واقعا مي‌تواند صحبت کند.
آره، خيلي‌ها اين را به من گفتند.

مي‌شود گفت که صداي تو درواقع همان ماشين پول‌سازي‌ات است، چراکه کاراکترهاي زيادي را در سريال‌هايت شخصا صداپيشگي مي‌کني. تا به حال نگران بودي که اين ويژگي شايد يک روزي به انتها برسد و از پا دربيايد؟
نه واقعا. بعضي روزها که زياد حال‌ام خوش نيست و دوستان هرجوري شده مي‌خواهند من را داخل اتاق ضبط بفرستند به آن‌ها مي‌گويم که "رفقا گوش کنيد، گوش کنيد شبيه چي شده‌ام ،چه صدايي مي‌دهم. خودم نيستم." و اين فقط به من بستگي دارد.

تو در مدرسه‌ي طراحي رود‌آيلند (ايالتي در شمال شرقي آمريکا) درس خوانده‌اي. تخصصت را در چه رشته‌اي گرفتي؟
رشته‌ي من فيلمسازي بود با تمرکز بر انيميشن.

آيا صداپيشگي و دوبله هم در بين کارهايي که مي‌کردي بود؟ مطمئن‌ام که مي‌دانستي قرار است وارد انيميشن شوي اما اين کار تو دقيقا مثل بازي جلوي دوربين است.
من در دوران دبيرستان و دانشگاه تئاتر زياد کار کردم بنابراين اين هميشه بخشي از کار من بوده. با شروع  فاميلي گاي بخشي از علت اينکه من به جاي چند کاراکتر صحبت مي‌کردم اين بود که ما هيچ پولي براي استخدام صداپيشه نداشتيم. اما همچنين يک شکل بسيار خاص از صدا و استايل بود که من به دنبالش بودم و خوب فقط راحت‌تر بود که خودم انجامش بدهم.

جايي خواندم که تو واقعا آنقدرها هم بر فرهنگ عامه و توده‌ي مردم تکيه نکردي، اين چطور ممکن است؟ تقريبا تمام جنس کمدي و شوخي‌هاي سريال‌هاي تو براساس تمسخر فرهنگ عامه است.
ما 17 نويسنده در يک اتاق داريم و هرکدام‌شان هم مراجع فرهنگي و تربيتي خاص خودشان را دارند، چيزهايي که مستقيما انگشت بر روي راه و روش مردم عامه نمي گذارند. اين مابقي همکاران و کارکنان من هستند که من را تعليم مي‌دهند و من از آن‌ها خيلي چيزها ياد مي‌گيرم.

پس بنابراين کالاي خاص و ويژه‌ي شما (اسپشياليته) در اتاق نويسندگان چيست؟
ترکيبي است از نگاه به تئاتر موزيکال کلاسيک و کارتون‌هاي صبح شنبه‌ي دهه‌ي 80 (سَتردِي مورنينگ).

مثل چي؟
مثل روبيک مکعب خارق‌العاده (سريالي کارتوني شامل 1 فصلِ 18 اپيزودي که در سال 1983 از شبکه‌ي اِي‌بي‌سي پخش مي‌شد.م). اون‌ها يک سريال انيميشني بر پايه‌ي کاراکتر مکعب روبيک ساختند که اون زمان مشهور بود. داستانش هم –از خودم نمي‌سازم- اين بود که سه تا بچه‌ي اسپانيايي يک مکعب روبيک پيدا مي‌کنند و هربار که ‌آن را حل مي‌کنند مکعب به پروازدر مي‌آيد و به بچه‌ها کمک مي‌کند تا از جرم و جنايت‌ها معماگشايي کنند. قسم مي خورم که واقعيت است. تو يوتيوب پيدايش کنيد. کارتون لوده‌ و مضحک خوبي است.
در هر صورت اين عالي است که آن‌ها با طرح همچين خزعبلاتي بازهم قسر در رفتند. نمي‌دانيم که آيا  فونز و دارو دسته‌ي روزهاي خوش (سريال کارتوني ديگري که از سال 1980 تا 1982 پخش مي‌شد، شامل 2 فصل و 24 اپيزود.م) را ديده‌ايد يا نه. آن سريال انيميشني داستانش از اين قرار بود که فونز و ريچي و رالف و پوتسي –که هرکدام صداي مخصوص به خودشان را داشتند،عالي بود- يک ماشين زمان داشتند و هر هفته به يک دوره‌ي زماني سفر مي‌کردند، حالا بماند که آن‌ها قصد سفر به دهه‌ي 50 را داشتند. باز هم به هيچ وجه هيچ معنايي نداشت.

حتما صبح‌هاي شنبه ساعت‌ها پاي تلويزيون مي‌نشستي؟
من درگيرش شده بودم. هر جمعه پيش از شروع شنبه‌اي جديد، تلويزيون آن اولين پخش ويژه‌‌اش را شروع مي‌کرد و من هميشه چسبيده بودم به تلويزيون. هرچقدر هم که وحشتناک و مزخرف بودند در عين حال کاملا سرگرم‌کننده بودند، فنون نمايش(شومن شيپ) زيادي را آن زمان به ترتيب‌ و چينش‌هاي جديد از شبکه ها مي‌شد ديد.

جالب است که حرف از فن نمايش هم زدي. در مورد اينکه چقدر خوب در تئاتر موزيکال شعرسرايي مي‌کني صحبت کردي و خب صحنه‌هاي موزيکال‌ زيادي هم درفاميلي گاي داري. کل مضمون فن نمايش در ساخت زيربناي آن نوع از شوخي و کمدي‌ که تو داري نقش مهمي را ايفا مي‌کند؟
بله، همين فکر را مي‌کنم. آن عنصري از فن نمايش و سرگرمي که در روزگاران قديمِ تلويزيون در بهترين حالت‌اش وجود داشت به نظر من امروز گم شده است، ما براي اينکه يک آهنگ آغاز برنامه براي فاميلي گاي و امريکن دَد داشته باشيم جنگيديم. امروز ديگر اين کار را نمي‌کنند، بخش آغازين اعلام شروع سريال يا هرچيزي امروز غايب است. ترس از اين است که يک‌جايي يک کسي به محض شروع برنامه کانال را عوض کند، و در نتيجه آن‌ها  کلا از ايده‌ي عنوان اصلي براي شروع برنامه مي‌ترسند که شايد مردم را خسته کند. چيزي که متوجه نيستند اين است که قضيه دقيقا برعکس است. اين مثل بر طبل کوبيدن براي اعلام شروع برنامه است، يک چيز هيجان‌انگيز و آشنا است که به شما مي‌گويد که بسيار خوب، پس قرار است يک برنامه‌ي فوق‌العاده تماشا کنيد. همه تم اصلي جزيره‌ي گيليگان (سيتکام معروفي که از سال 1964 تا 1967 از شبکه‌ي سي‌بي‌اس پخش مي‌شد) را مي‌شناسند، همه تم اصلي چييِرز (سيتکام معروف آمريکايي که از سال 1982 تا 1993 از شبکه‌ي ان‌بي‌سي پخش مي‌شد، شامل 11 فصل و 270 اپيزود) را مي‌شناسند.

تو سلبريتي‌ها را به کرات در سريال‌هايت مورد تمسخر قرار مي‌دهي. آيا تابه حال هيچ‌کدامشان واکنش شديدي نشان داده‌اند؟
تنها دو نفر بودند در تمام اين مدت. يکي اِلن کليکورن (کمدين و بازيگر سياهپوست آمريکايي) بود از برنامه‌ي زنده‌ي شنبه شب‌ها و ديگري جان استوارت (مجبري تلويزيوني مشهور آمريکايي). من يک تماس تلفني خيلي عصباني از جان استوارت دريافت کردم.

با جان استوارت چکار کرده بودي؟
يک شوخي خيلي تند در فاميلي گاي بود که به اين حقيقت اشاره مي‌کرد که او پيش از اينکه اعتصاب نويسندگان تمام شود مشغول کار بوده است. قبول دارم که بدون شک يک شوخي خيلي مستقيم و انگشت وسطي بود و تخفيف هم برايش قائل نيستم. اما او با من تماس گرفت و حسابي از کوره در رفته بود. اون تماس يک ساعت طول کشيد. کاملا خارق‌العاده بود. او مذاکره کننده‌ي خيلي خوبي است، اين را به جرئت مي‌توانم بگويم. براي من خيلي جذاب بود که آن صحبت تلفني اين‌قدر طول کشيد.

در فاميلي گاي پارودي ديگري هم از جنگ‌ستارگان ساخته بودي، اين بار با امپراطوري حمله مي‌کند. اسم آن اپيزودت چه بود؟
فلان، فلان، فلان، طرفِ تاريک.

اگر بخواهي با فيلم‌هاي ديگري هم اين معامله را بکني، چه فيلم‌هايي را انتخاب مي‌کني؟
ما خيلي دوست داريم که اين کار را با مهاجمين مقبره گمشده (Raiders on the Lost Ark) (استيون اسپيلبرگ) و استار ترک 2: خشمِ خان انجام بدهيم. با توجه به طرفداران‌مان بايد سراغ چيزي برويم که مي‌دانيم مردم از قبل با پس و پيش‌اش آشنا هستند. فيلم‌هايي که هواداران‌مان هم به خوبي ما مي‌‌شناسند. مثلا نمي‌توانيم برويم سراغ جو عليه کوه آتشفشان يا کريمرعليه کريمر.

ويسنا فولادي
نظرات
ارمان جمعه 19 تير 1394 اين ادم فوق العادست خيلي خوبه !
عاشق صداشم
2 1
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز