20 فیلم برگزیده سال 2014 به انتخاب تحریریه 7فاز: Maps To the Stars/ نقشه ستارگان (دیوید كراننبرگ)

نقشه ستارگان با كيفيت كابوس‌گونه‌اش همچون ديگر فيلم‌هاي عالي كراننبرگ (اعم از وحشت و غيروحشت) ترسناك و تكان‌دهنده است. نگاه موشكافانه و اكستريميستي خاص كراننبرگ (همراه با نفرتي عميق) به فرهنگ هاليوودي و خودشيفتگي ملازم آن، با تنيده شدن در ايده‌هاي شخصي او نظير جنسيت، زناي با محارم و از ريخت‌افتادگي، نقشه ستارگان را در بين فيلم‌هاي ضد هاليوودي تبديل به تجربه‌اي منحصر به فرد و غيرعادي مي‌كند.

7فاز:
احسان ميرحسيني:
ديويد كراننبرگ در ادامه‌ي درام‌هاي ليموزيني‌اش و در آستانه‌ي هفتاد سالگي، نخستين فيلمش را در آمريكا مي‌سازد و در قلب اين كشور نفرت عميقش را نسبت به تمام مظاهر فرهنگي آن، از استاد معنوي تحت تاثير دالايي لاما گرفته تا سلبريتي‌هايي مثل جاستين بيبر، ابراز مي‌كند. اگر قائل به اين نكته باشيم كه لحظه‌اي در بعضي فيلم‌ها است كه برآيند كل فيلم است و معناي حسي آن را يكجا در بر دارد، صحنه‌ي كشته شدن هاوانا به دست آگاتا در نقشه ستارگان، با مجسمه‌اي كه بي شباهت به شكل مجسمه‌ي اسكار نيست، را بايد معادل آن دانست. صحنه‌اي هم‌ارز با سكانس طغيان در كري دي‌پالما، كه تمام نفرتي كه فيلم تا به آن لحظه جمع كرده را آزاد مي‌كند. تبلور توامان زيبايي و زشتي كه ميا واسيكوفسكا در نقش آگاتاي روان‌پريش و همچنين مركز ثقل داستان منتقل مي‌كند يادآور سيسي اسپيسك فيلم‌هاي دهه هفتادي مثل كري و سه زن آلتمن و برهوت ترنس ماليك است. جوليان مور هم در نقش هاوانا بار ديگر موفق مي‌شود به بي‌پردگي احساسي كه پيش از آن در شب‌هاي عشرت پل تامس اندرسون تجربه كرده بود دست پيدا كند. نقشه ستارگان با كيفيت كابوس‌گونه‌اش همچون ديگر فيلم‌هاي عالي كراننبرگ (اعم از وحشت و غيروحشت) ترسناك و تكان‌دهنده است. نگاه موشكافانه و اكستريميستي خاص كراننبرگ (همراه با نفرتي عميق) به فرهنگ هاليوودي و خودشيفتگي ملازم آن، با تنيده شدن در ايده‌هاي شخصي او نظير جنسيت، زناي با محارم و از ريخت‌افتادگي، نقشه ستارگان را در بين فيلم‌هاي ضد هاليوودي تبديل به تجربه‌اي منحصر به فرد و غيرعادي مي‌كند.

امين نور: در ادامه مسيري كه با كازموپوليس آغاز كرده،در اينجا كراننبرگ سياه‌تر از فيلم قبلي با درون مايه‌اي كه حالا از دنياي سهام و ميلياردرهاي درون ليموزين به سلبريتي‌هاي هاليوودي و پارتي‌ها و خيلي چيزهاي كثيف تر تغيير مكان داده نمود پيدا مي‌كند. در اينجا، همانند كازموپليس،با شخصيت‌هايي رو به روييم كه گويي تهي از هرگونه احساس و عاطفه‌اند و هنگام گفتگو با ديگري كاملا يك حالت ماشيني دارند. همه چيز در بيزنس است. مهم‌ترين هسته‌ي داستاني عامل ترس است. ترسي كه آدم‌ها از هم دارند. ترسي كه به خاطر احساس ديوانه‌شدنشان دارند يا اينكه درحال فرسوده شدن هستند، دارند. ترس و وحشت در آثار كراننبرگ هميشه به متفاوت‌ترين شكل ممكن نمايش داده شده. از اسكنرها كه به‌ظاهر فيلمي علمي‌خيالي‌ست (اما در فرم و پلات از قراردادهاي ژانر تبعيت دارد) تا تصادف كه يك فيلم‌ترسناك مدرن است. تصادف از اولين ديدگاه ها و نظريات استاد نسبت به آينده بشر از جنبه‌اي متفاوت نسبت به آثاري چون مگس و ويدئودروم و نزديك تر به همين فيلم و كازموپليس است. مسئله‌ي ترس در "نقشه‌ ستارگان" نيز همچون آثار پيشين او متفاوت است. ما زنان و مرداني را مشاهده مي‌كنيم كه در وهم و خيال خود انسان‌هاي مرده را مي‌بينند. در وهله نخست اين يادآور فيلم‌هاي ترسناك با تم تسخير ارواح است، اما با چنين چيزي رو‌به‌رو نخواهيم شد. كارگردان به جاي استفاده از اين كليشه، با نبوغ خود، مرحله به مرحله از هم پاشيدگي رواني كاراكتر هايش و به جنون كشيده شدن آنان را به ما عرضه مي‌كند. كاراكترها همچون عنكبوت‌هايي هستند كه در تارهاي خود در حال پوسيده شدنند اما بااينحال مي‌خواهند بيشتر از بقيه نفس بكشند. با آمدن شخصيت خواهري كه سال‌هاست رفته دنياي آنان شروع به تغييرات مي‌كند. شخصيت خواهر با ان سوختگي روي بدنش و حرف‌هايي كه مي‌زند (اولين بار كه از او مي‌پرسند اهل كجاست مي‌گويد ژوپيتر(سياره مشتري)، بعد با مكثي مي‌گويد ژوپيتر در فلوريدا) همچون يك موجود فضايي‌است كه بين آدم‌‌هاي دور و بر خود بيگانه جلوه مي‌كند. فيلم مثل يك نسخه‌ي امروزي از بد و زيباي وينسنت مينه‌لي است كه در دنياي كليپ‌هاي شبكه‌ي TMZ، بالاآوردن در دستشويي، بازيگران تين‌ايجري كه GHBمصرف مي‌كنند، زن و شوهري كه در اصل با هم خواهر و برادرند و پيربازيگري كه حالا از عمر حرفه‌اش گذشته و در زندگي‌اي اسف‌بار خود تمام تلاشش را مي‌كند كه جوان بماند، غرق شده است.

احسان سالم: خانواده‌اي متشكل از مادري ناپايدار، پدري روان درمان و غريب، پسربچه‌اي تخس و خيره‌سر كه ستاره‌ي سينماست و خواهري كه بلايي سر اين جماعت آورده و به تبعيد رفته. نقشه‌ي ستارگان خارج از اين خانواده، يك بازيگر ميان‌سالِ عقده‌اي و يك راننده‌ي ليموزينِ جوياي نام را هم در مركز روايت خود دارد. چيزي كه پيداست غيرعادي بودنِ تمام اين آدم‌هاست. فيلم انگار سوگواره‌اي بر زندگي مستأصل اهالي هاليوود باشد، با تمسخر و گاهي هم كاملن جدي، آدم‌هايش را دنبال مي‌كند و در هماهنگي با درونِ پر تشويش آنها، بيروني دَرهم و پريشان برايشان تصوير مي‌كند. پيشتر ديويد لينچ هم - البته به سياق خودش - در مالهالند درايو با بهانه قرار دادن همين جماعت و حال و هوا، سراغ دغدغه‌هاي خودش رفته بود.

پويان عسگري: به شامه تيز احتياج است تا بوي تعفن مطبوعي كه از اين ناحيه بلند شده را استشمام كند. بوي عفونت ناشي از چرك كردن يك زخم قديمي يا همبستر شدن زنان و مرداني كه لبالب از شهوت به جان هم افتاده‌اند. استاد شوك‌هاي ناگهاني، فضاسازي‌هاي بيمارگونه و كسي كه عمرش را پاي مطالعه رفتار انسان منفعل درگير س.ك.س و خشونت در فضايي ذهني/ هذياني گذاشته، به زمين بازي هميشگي‌اش بازگشته است. بعد از دوره پربار و طولاني اوليه فيلمسازي كراننبرگ كه شامل تامل او بر هراس‌ها و نيازهاي فيزيك انسان در نسبت با پيرامونش بود و شاهكارهايي چون «مگس»، «دد رينگرز»، «سور عريان» را موجب شد، استاد با تغيير مسير، دو تريلر جنايي درباره گروه‌هاي مافيايي با اعمال جنايتكارانه ساخت كه اولي با نام «تاريخچه خشونت» يكي از بهترين فيلم‌هاي كارنامه‌اش شد و پايان آن - دست‌هاي خون‌آلودي كه در آب رودخانه تطهير مي‌شوند - خوره فيلم را به ياد قصاب (كلود شابرول) مي‌انداخت و دومي كه در لندن ساخته شد نامش «قول‌هاي شرقي» بود و فيلم متوسطي از كار درآمد با چند صحنه چشمگير نظير درگيري در حمام تركي. بعد از اين دو فيلم كراننبرگ «شيوه خطرناك» را ساخت كه خيلي ديده نشد. داستان سركوب احساسات در دل داستان عاشقانه يكي از مهمترين مردان علم روانكاوي در قرن بيستم؛ كارل يونگ. در اين فيلم خاص تمامي احساسات و عواطف برونگرايانه در رويه‌اي متفاوت با ديگر فيلم‌هاي فيلمساز، كمرنگ و محو و نابود شدند و به شيوه‌اي جذاب با فيلمي مواجه بوديم كه همچون شخصيت اصليش، احساسات خودش نيز سركوب شده بود. «كازموپليس» وراج دستاوردي براي كراننبرگ بزرگ نداشت و به نظر مي‌رسيد كه بايد بپذيريم فيلمساز به پايان راه خود رسيده است. اما نمايش «نقشه ستارگان» بار ديگر او را سرحال و قبراق نشان مي‌دهد. فيلم به تلفيقي از هانسل و گرتل در دل هاليوود سنگدل مي‌ماند كه انگار چهل سال پيش ساخته شده. در دهه هفتاد؛ دهه زير و زبر شدن و نه تثبيت. دهه ايده‌هاي راديكال و نه فرنچايزهاي پر زرق و برق. «نقشه ستارگان» به بچه حرامزاده خانواده‌اي مي‌ماند كه بقيه بچه‌هايش بانزاكت و دست به سينه لبخند مليح مي‌زنند و اين يكي عنان از كف داده و با صداي بلند عجز و نياز و جنونش را فرياد مي‌زند. در هاليوودي كه نهايت اعجاز هنرمندانه‌اش مي‌شود كريستوفر نولان و فيلم‌هايش، طبيعي است كه كراننبرگ ديگر محلي از اعراب نداشته باشد. بي‌خود نبود كه يكي دو سال پيش انتقاد سختي از نولان و بتمنش كرد. اشاره‌اش به محافظه‌كار شدن هاليوود بود و عدم امكان ساخت فيلم‌هاي خطرناك برآشوبنده. كراننبرگ اما كار خودش را مي‌كند. چونان بهترين فيلمسازان تاريخ سينما - الفرد هيچكاك و برايان دپالما - ابايي از نمايش خود به قيمت بدنامي ندارد و اينجا پايش را تا توانسته روي پدال گاز فشار داده. زناي با محارم، حسادت، جنون، شهوت و نمايش انسان رقت انگيز در هيچكدام از فيلم‌هاي 2014 جلوه‌اي چون اين فيلم نداشت. براي نگارنده يكي از پنج فيلم برتر سال بود و از آنهايي كه به كمتر كسي مي‌شود تماشايش را توصيه كرد. جوليان مور در نقش «نورما دزموند» گونه‌اش درخشان ظاهر شده و قلب منجمد اين جهان فاسد است و صحنه‌اي كه توسط ميا واسيكوسكا و با آن شي سنگين به قتل مي‌رسد، كانون احساسي/ معنايي اين معجون پرحرارت نام مي‌گيرد. جايي كه تمام انرژي‌هاي گند و گه گرفته شخصيت‌ها و تماشاگران فيلم به هنگام تماشا آزاد مي‌شود و حس خوب كشتن كسي كه از او متنفر هستيم به آدم دست مي‌دهد؛ سرمايي كه خون را در رگ منجمد مي‌كند و هوشي كه برق را به چشمان راضي از جنايت مي‌نشاند.

گروه نويسندگان 7فاز
نظرات
کيمن شنبه 13 تير 1394 بينظير بود اين فيلم..
0 0
پاسخ

ونداد شنبه 13 تير 1394 خوشحالم که اين فيلم بالاخره يک جا مورد توجه واقع شد!خارج از شوخي فيلم خيلي خوبي بود.نه به اندازه‌ شاهکارهاي بدن محور دوره اوليه اما بهتر از چند فيلم آخر.هنوز نماي تراولينگ همراه با پن امضاي استاد باقي مانده.
يادداشت ها خوب بودند.افرين
1 0
پاسخ

سان شنبه 13 تير 1394 بوي تعفن؟ گند و گه؟ فيلم برتر سردبير؟
جناب استاد! كل سايت شما داره از اين فساد تغذيه مي كنه و اينقدر معرفت نداري كه براي لجنمال شدنش هورا نكشي؟! حيا هم خوب چيزيه
6 5
پاسخ

همانم شنبه 13 تير 1394 سرنا را از سر گشادش مي زني. گيم آف ترونز و مراسم اسكار و گلدن گلوب رو با شرح تفصيل مي دي بعد يهو اداي سينماي انتلكت درمياري عزيزم. نولان دستاورد هاليوود نيست كه اگه بود حاجت اون استوديوها براش دولا و راست نمي شدن. حرصت گرفته؟ باشه. خوش رقصي براي كراننبرگ به چه درد مي خوره وقتي اون اصش خبر نمي شه. خخخخ
3 3
پاسخ
مجهول دوشنبه 15 تير 1394 موافق هستم. آقاي عسگري خيلي پر رو و بي ادب مي نويسه، لابد به قصد فراستي شدن، نه كه ريش انبوه هم داره

سامان سه شنبه 16 تير 1394 عالي بود يادداشتها.بخصوص براي پويان که عالي مينويسه.اطلاعات عالي و نثر خواندني
1 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط















































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز