گزیده نظرات منتقدان درباره مد مكس: جاده خشم (جرج میلر)


گاردين - پيتر بردشاو: "عجيب ديوانه، به شكلي گوشخراش پرسر و صدا و به كلي بالاتر از سقف انتظار. ميلر وسترن پانك عجيب خود را در قالب تعقيب و گريزي پساآخرالزماني در يك بيابان احيا كرده است. به نظر نمي‌آيد اين فيلم دنباله‌اي مستقيم بر سه گانه قبلي باشد، بيشتر شبيه به تصويرسازي دوباره اولين قسمت يا برآمد فضاي كلي همه قسمت‌هاي قبلي است... فيلم به نوبه خود صامت است. ديالوگ‌ها در وضعيتي حداقلي به سر مي‌برند و هرگاه مكس چيزي مي‌گويد معمولا با صداي غرش كشيده مممم همراه است، انگار كه نسخه مردانه و عضلاني مستر بين باشد."

7فاز: مد مكس: جاده خشم با بازي تام هاردي و چارليز ترون و به كارگرداني جورج ميلر دنباله‌اي است بر فيلم پساآخرالزماني او كه اولين قسمت آن در سال 1979 به همراه مل گيبسون ساخته شد.

نظر منتقدان مختلف را درباره فيلم بخوانيد:
هاليوود ريپورتر - تاد مك‌كارتي: "اين اثر خيالي اكشن و ديوانه‌وار سرگرم‌كننده پوزه همه را به خاك ماليده است، بيشتر از هر فيلم ديگري كه توسط كارگرداني 70 ساله ساخته شده باشد و بيشتر از همه مدعيان جواني كه نصف او سن و تجربه دارند... فيلم تقريبا از همه جهات به قسمت اول خود شباهت دارد؛ شيطان‌صفتي آن در جزئيات‌اش پنهان شده: گريم‌هاي قبيله‌اي، ماشين‌ها و تسليحات مبتكرانه، لباس‌هاي وحشي و آرايش‌ چهره‌ها، لوكيشن‌هاي داغ و سوخته‌اي كه مانند قسمت‌هاي قبلي زمين‌هاي بياباني و لم يزرع‌اند، و جامعه‌اي به همان اندازه ياغي و البته بيشتر آماده در پشت سنگر. بازيگر اصلي جديد، هاردي، آنچنان جاگزين ايده‌آلي براي گيبسون است كه تصور كسي بهتر از او براي اين نقش ناممكن است."
"ميلر با ايده‌هاي جديد بي‌شمار خود اكشن فيلم را – با توجه به زمان دو ساعته‌اش - قابل ردگيري و متقاعدكننده ساخته است... فيلم‌هاي مد مكس به لحظاتي مشهورند كه دستگاه سوخت‌رساني ماشين‌ها به هرچه بيشتر شدن سرعت آن‌ها كمك مي‌كنند و واضح است كه دستگاه سوخت‌رساني شخصي ميلر هم در بهترين حالت خود كار مي‌كند. رنگ‌ها قوي و گستاخانه‌اند، لوكيشن‌هاي ناميبيا (آفريقا) شبيه به آريزونايي است كه استروئيد مصرف كرده باشد و همه اتفاقات به نظر واقعي‌اند (CGI تنها با ابرهاي ضخيم گرد و غبار و كشتارهاي ماشيني سرزده وارد مي‌شود). دوربين‌هاي جان سيل فيلمبردار همان‌جايي هستند كه لازم است حداكثر استفاده از لحظات اكشن برده شود. موسيقي جانكي ايكس‌ال هم پيوسته مي‌كوبد و اوج مي‌گيرد. هماهنگ‌كننده بدلكاري و كارگردان واحد دوم فيلمبرداري، گاي نوريس شايسته تقديري بزرگ براي به ثمر رساندن هيجان‌انگيزترين لحظات روي پرده سينماست. فيلم هيچ‌گاه بيشتر از يك يا دو دقيقه از حركت بازنمي‌ايستد."

بوستون گلوب - تاي بر: "فيلمي درتكاپو، از لحاظ بصري بدعت‌گذار كه سطح ويراني ارضا‌كننده‌اش با نگاهي دراماتيك، مادرشاهي و پدرشاهي را به گود مبارزه دعوت مي‌كند و درنهايت تبديل به قلب تپنده اين تابستان و حتي شايد اين دهه تبديل مي‌شود. شايد بهترين فيلم ميلر همين باشد... رقص‌آرايي اكشن جلو برنده و متحيركننده است، تركيبي گداخته از طراحي صحنه، تدوين، حركت دوربين نمايشي و ارائه‌اي ديوانه‌وار از ماشين‌هايي كه از فراز يكديگر عبور مي‌كنند. همه اين ضرب و شتم (كه به شكلي غافلگيركننده بدون خونريزي است) تنها به لطف مسير درستي كه مد مكس: جاده خشم به آن قدم گذاشته كار مي‌كند، داستان مد مكس ابدي و سرزنده است. ميلر فصل جديدي از جنگ قدرت مرد و زن را شروع كرده، داستاني كه با پندهاي اخلاقي فاصله دارد و در مناطق خاكستري به سر مي‌برد و اين عدم رضايت را با مهارت و تيزبيني وارد مسير جديدي كرده است. اجراي هاردي قدرتمند و غيرنمايشي است؛ او اينجاست تا فقط به بصيرت استثنايي ميلر خدمت كند, همان‌طور كه مكس در خدمت ماموريت فيوريوسا است. هاردي و ترون به زيبايي يكديگر را تكميل مي‌كنند. آن‌ها موظف‌اند كه كاراكترهايشان را از نقطه آ به نقطه ب برسانند، بدون اينكه كشته شوند. در عين حال همين باعث شده كه اين دو كاراكتر از جهاتي نامرئي سير ترقي خود را طي كنند."

شيكاگو تريبون - مايكل فيليپس: "اين يك فيلم تعقيب و گريز ديوانه است، چيزي كه در آنونس ديديد در برابر واقعيت ماجرا ناچيز است. فيلمي گران‌تر از دو قسمت اولي كه ميلر در سال‌هاي پاياني قرن بيستم ساخت. فيلم جديد مملوء – نه اشباع - از افكت‌هاي ديجيتال است كه درواقع نوعي بازنگري شخصي به مخلوق سازندگان آن است، نه فقط ارائه آن‌ها به مردمي كه شايد تنها تلفني با آن‌ها صحبت كرده باشند. ستاره واقعي جاده خشم كارگردان واحد دوم فيلمبرداري، نوريس است. اينجا هم همكاري با ميلر به تجربه‌اي بي‌نقص بدل گشته. چيزي وجود دارد كه ابتكار اصلي ميلر نيست اما او بيشتر از خود زندگي از آن لذت مي‌برد: نماهايي كه از نقطه ديد ماشين‌هاي اوراقي در حالي كه با سرعت جاده‌ را پايين مي‌آيند گرفته شده، سپس يك (يا سه) ماشين ديگر با سرعتي بيش‌تر از سمت چپ پيدايشان مي‌شود و بعد از آن در مسير سواري يكي از رانندگان دوربين روي چيزي فراتر از آن‌ها زوم مي‌كند. خوش به حال ميلر كه فيلمي با بودجه بالا ساخت و درعين حال نگذاشت دستان حلقه شده استوديو گردن مكس را به قصد خفگي بفشارند."

نيويورك ديلي نيوز - جو نيماير: "چيزي كه به صداي غرش فيلم قدرت مي‌دهد استفاده حداقلي از CGI است. عنصر اصلي كه ميلر همچنان آن را حفظ كرده همان چيزي است كه ثاندردوم را استثنايي ساخته: برخوردها و تصادف‌هاي بسيار واقعي. با اين حال تنها اكشن فيلم نيست كه امتياز كامل را مي‌گيرد. اميدواري رام نشده در ميان نوعي بي‌عاطفي و غيرانسانيت دهشتناك فيلم را تبديل به رخداد ناياب اين تابستان مي‌كند. سبعيت كاركتر ترون با آن چشمان كشيده موهبتي است كه تنها يكبار اتفاق مي‌افتد، فيوريوسا با چاقويي در كنار خود همه توجهات را به سوي خود جلب مي‌كند، فرقي نمي‌كند كه مثل خود شيطان رانندگي كند يا براي لحظه‌اي تفكر متوقف شود يا از روي خشم عربده بكشد. هاردي عجيب و غريب است، زير لب با خودش حرف مي‌زند و مي‌تواند طعمه يك گلوله شود. او يك جانور بي‌رحم با چشماني مهربان و حواس‌پرتي ناگهاني است كه همگي از روان پريشان او سرچشمه مي‌گيرند."

گاردين - پيتر بردشاو: "عجيب ديوانه، به شكلي گوشخراش پرسر و صدا و به كلي بالاتر از سقف انتظار. ميلر وسترن پانك عجيب خود را در قالب تعقيب و گريزي پساآخرالزماني در يك بيابان احيا كرده است. به نظر نمي‌آيد اين فيلم دنباله‌اي مستقيم بر سه گانه قبلي باشد، بيشتر شبيه به تصويرسازي دوباره اولين قسمت يا برآمد فضاي كلي همه قسمت‌هاي قبلي است... فيلم به نوبه خود صامت است. ديالوگ‌ها در وضعيتي حداقلي به سر مي‌برند و هرگاه مكس چيزي مي‌گويد معمولا با صداي غرش كشيده مممم همراه است، انگار كه نسخه مردانه و عضلاني مستر بين باشد."

ويسنا فولادي
نظرات
امين چهارشنبه 10 تير 1394 نيم ساعت اول فيلم واقعا نفس گير بود. تقريبا مثل اول فيلم نجات سرباز رايان. آدم خيره ميشه به صفحه !!! خيلي احساس خوبي بود.
0 0
پاسخ

آخروالنظر جمعه 16 مرداد 1394 بعضي ها ميگن اين چه فيلميه ديگه. من ميگم اين بعضيا کي هستن ديگه.
3 1
پاسخ

مصطفي يكشنبه 29 شهريور 1394 از نظر بنده فيلمي بود هيجاني,مملو از صحنه هاي اکشن که آدرنالين خون رو به سقف ميرسونند,بازيگري هاي قابل قبول و شايد هم بيشتر,موسيقي راک هيجان انگيز در ضمن نکته اي که خيلي مهم اين بود که با اتفاق افتادن اتفاقي جديد در خط داستاني فيلم کسل کننده نميشد فقط تنها نکته مهم و منفي که داشت اين بود که براي متوجه شدن و لذت بردن کامل از داستان بايد قسمت هاي قبل رو هم نگاه ميکردين تا متوجه بشين مکس کيه چه جوري اون جا گرفتار شده و اون دختر کوچولو کي بوده و اين ديالوگ که«تو قول دادي به ما کمک کني»از کجا اومده!
نکته جالب اين بود که اون خانم ها(مادر ها) يا ديگر شخصيت هاي منفي به گونه اي طراحي وگريم شده بودند که پليدي و پاکي نمايان بود.
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط


































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز