یادداشت نویسنده 7فاز بر اپیزود دهم فصل پنجم «بازی تاج و تخت»

نگهبانان شب جان اسنو را به بهانه اخباري كه از بنجن استارك بهشان رسيده از اتاقش خارج مي‌كنند و در مقابل صليبي كه نام خائن بر روي آن نقش بسته او را به نوبت با خنجرهايشان به نام نگهبانان شب مجازات مي‌كنند. چون يكي از آنها خواسته بود نظم قديمي ديوار را كه آدميان دو سوي آن را از هم جدا كرده بود برچيند. و او مستحق چنين كيفري بود.و طعنه‌آميز بود كه او هم به مانند ايگريت محبوبش از قبيله وحشي‌ها، به تير اولي پسربچه‌ي پر از كينه‌ي كسل بلك تسليم سرنوشت شوند. قهرمان جذاب تماشاگران سريال كه در آخرين لحظه وداعش با ند استارك قرار گذاشتند كه در ديدار بعدي هويتش آشكار شود. و حالا او هم به مانند پدر فقيدش در غربتي تراژيك جان باخت و پيكر خون‌آلودش بر زمين برفي قلعه سياه آرام گرفت تا طنين " تو هيچ چي نميدوني جان اسنو" تا انتها بر او سنگيني كند. با چشماني باز كه تا آخرين نما خيره نگاهمان مي‌كرد. او و استنيس تنها كساني بودند كه براي نجات سرزمين از دست وايت واكرها عزمشان را جزم كرده بودند. در غياب قهرمان سياه‌پوش دوست‌داشتني كيست كه ياراي نجات كشور را داشته باشد؟ حالا كه زمستان هم فرا رسيده.

7فاز:
ديگر اين سريال لعنتي را تماشا نخواهم کرد

از ديروز بارها اين جمله را درباره سريال شنيده‌ايم و گفته‌ايم والبته خودمان هم مي‌دانيم که بازهم يک سال ديگر منتظر فصل بعد خواهيم نشست. مگر قرارمان با سريال جز اين بود؟ مگر از ابتدا نمي‌دانستيم با يک تجربه خودآزارانه طرفيم ؟ بازي تاج و تخت مثل دارويي بود که برايمان رنج و زخم به ارمغان آورده بود و از همين لذت برده بوديم. و حالا در اپيزود دهم با افراطي‌ترين قسمت و قوي‌ترين دارو روبه‌روييم. با اين ايده مرکزي که واکنش اين جهان نسبت به عملي که شخصيتهاي اين سريال انجام داده‌اند را تماشا کرده‌ايم. بي‌رحمانه ولي واقعي. از کور شدن آريا به دليل سرپيچي از فرامين خداي چندچهره و سرنوشت غمبار استنيس در مقابل قرباني کردن فرزندش تا مرگ ميرسلا در دستان پدري که آن را پنهان کرده بود و حقارت سرسي در راه‌پيمايي شرم و البته ويرانگرتر از همه مرگ غريبانه جان اسنو براي شکستن پيمان محدود‌کننده‌اي که به آن سوگند خورده بود.

مارهاي خوش خط و خال دورن نيششان را زدند. وقتي اليانا سند بيوه سوگوار ابراين مارتل، لبان ميرسلا را بوسيد و زهرش را در کام دختر جيمي انداخت و از لنگرگاه دورن به تماشاي کشتي حامل جيمي و ميرسلا نشست که همه سهمشان از آغوش پدر و دختري مانند استنيس و شيرين تنها چند لحظه بود. وقتي جيمي با زبان الکنش براي اولين بار قصد سخن گفتن از عشق نامشروعش به سرسي داشت و ميرسلا را راضي و خوشحال از آن ديد. الگوي بازي تاج و تخت مي‌گويد همين هم کافي‌ست و بعد تابلوي غم‌انگيزي از پيکر بي‌جان ميرسلا بر روي زانوان جيمي که خميده‌تر از هميشه بايد به پايتخت بازگردد و قاصد مرگ دخترک براي مادرش باشد.

سرسي آن بالا ايستاده و نگاهي به ردکيپ مي‌اندازد و مي‌داند که بايد تمام اين مسير طولاني راهپيمايي شرم را از بين مردمي که حالا فرصتي براي پاشيدن نفرت کهنه‌شان بر روي صورت و تن برهنه او پيدا کرده‌اند، گذر کند. به کفاره همخوابگي با لانسل لنيستر نه به جرم زناي با برادر که او به آن اعتراف نخواهد کرد. پس براي رهايي از زندان جلوي هاي اسپارو زانو مي‌زند و مي‌پذيرد که برهنه شود و وارد جمعيتي شود که به تعبير آن رهبر مذهبي، آنانند که در اکثريت هستند. موهايش را که سمبلي از اشرافيت و غرورش بود کوتاه مي‌کنند و حالا که آن صورت بي‌تفاوت جذابش بيشتر نمايان شده به جهنم وارد مي‌شود. در يکي از طولاني‌ترين سکانس‌هاي اين سريال. طراحي ميزانسن به شکلي‌ست که تمام مسير حس شود و آرام آرام له شدن سرسي و ترکيدن و عجز در صورتش نمايان شود. ملکه را لخت کردند و به خيابان فرستادند تا شايد مسير تطهير او را هموار کنند. انگار که مسيح را به صورت وارونه از تپه‌هاي جلجتا بر روي سنگ‌فرشهاي اورشليم بدرقه کنند. پيش‌بيني زن جادوگري که در ابتداي سريال ديده بوديم به وقوع پيوست. همه چيزش را از او گرفتند. شکوه و غرورش را. دخترش را و تني که حتا تماشاگران سريال تاکنون به آن نامحرم بودند. دربازگشت به ردکيپ تنها کايبرن حکيم است که با مهرباني از او استقبال مي‌کند و او را در آغوش فرانکشتاين هراس‌انگيزش مي‌گذارد. سرسي لنيستر تازه‌اي متولد شده.

پسر کوچک و زجرکشيده تايوين اما ظاهرا حالا شرايط مناسب‌تري نسبت به برادر و خواهر دوقلويش دارد. فرار دنريس با اژدهايش از مهلکه ميدان جنگ‌هاي گلادياتوري يارانش را بر آن مي‌دارد تا او را نجات دهند. و سر جوراه مورمنت و داريو ناهاريس دلاوراني هستند که به تعبير تيريون ميرين را براي نجات دنريس ترک مي‌کنند و شهري در آستانه جنگ داخلي، خشونت و فساد را به تيريون کرم خاکستري و ميساندي و البته لرد واريس مي‌سپارند تا در فصل ششم احتمالا شاهد حکومت دوباره تيريون بر يک شهر باشيم. بار قبل که با او خوش گذشته بود. دنريس تارگريان نيز به نظر مي‌رسد گرفتار قوم دوتراکي‌ها شده که حرکت پيامبرگونه‌اش از شرق را از ميان آنان آغاز کرده بود.

در براووس آريا استارک بالاخره موفق مي‌شود يکي از عناوين ليست سياهش را با دستان خود به خشن‌ترين و البته ارضاکننده‌ترين شکل از ميان ببرد. سر مرين ترانت از بدنام‌ترين کاراکترهاي سريال در فاحشه‌خانه براووس ايستاده تا از دختربچه‌اي که تحمل بيشتري زير شلاق‌هاي او نشان مي‌دهد کامجويي کند. حمله آريا مثل يک گربه وحشي به مرين ترانت (که چهره يکي از دختران معدوم خانه سياه و سفيد را به عودت گرفته بود) نفس‌گير و هيجان‌انگيز بود. تماشاي او با پيراهن خونين و خنجري که به گلوي حريف به قصد انتقام مي‌کشد همان تصويري از آريا بود که منتظر رسيدنش بوديم؟ اين بار هم کور خوانده‌ايم. انتقام اگرچه غايت هدفي بود که آريا ميل به رسيدن آن داشت اما با پذيرفتن و به دنبال آن زيرپاگذاشتن قانون خداي چندچهره که او را در اختيار خود مي‌خواست و يک هيچکس ، مجازاتش را هم مي‌بيند. با گرفتن بينايي او. يک تقاص ديگر براي يک شخصيت مهم ديگر. گرفتار در آييني که نه به اعتقاد، که به قصد پيگيري انگيزه‌اي شخصي به آن وارد شد و حالا راه رهايي از آن نيست.

خواهرش سانسا استارک در وينترفل و در هنگامه جنگ بولتون‌ها با استنيس حتي از شمعي که بالاخره فرصتش را مي‌يابد تا بر برج بلند قلعه روشن کند نيز راه نجات پيدا نمي‌کند و بدتر از آن ميراندا معشوقه‌ي رمزي را مي‌بيند که زماني براي سلاخي يکي ديگر از زنان زندگي رمزي را پيدا کرده. اما تئون که مسير لجن‌مال شدن تحت عنوان سگي به نام ريک را طي نموده ميراندا را مي‌کشد تا شاهد به سرانجام رسيدن يکي از رستگاري‌هاي سريال باشيم. اينجا هم زمان رضايت و خوشحالي اندک است. آنها دست در دست هم از روي ديوار وينترفل خودشان را به پايين پرت مي‌کنند. به چه قصدي؟ صبور باشيد. بايد يک سال براي پاسخ گرفتن صبر کنيم.

وقتي استنيس پيشاپيش لشکرش نااميدانه شمشيرش را از نيام در مي‌آورد فهميده‌ايم که شانسي در مقابل جمعيت عظيم بولتون‌ها ندارد. تماشاي سربازان او از نماي دور وقتي از پشت ارتش اندک شاه برحق وستروس فرار مي‌کنند، آخرين ضرباتي‌ست که بر تن استنيس فرود مي‌آيد. صبح روز جنگ نيمي از يارانش فرار کرده‌اند و همسرش از غصه شيرين خودش را به دار آويخته. مليساندرا که جادويش تنها اميد او براي پيروزي در نبرد بود از صحنه فرار مي‌کند و او بعد از پايان جنگ همزمان با لذت‌بردن سرخوشانه رمزي بولتون از کشتن زخمي‌ها بعد از پيروزي، گوشه‌اي به درختي تکيه داده و از زخمي که بر پايش افتاده ناله مي‌کند. اين شمايل مردي‌ست که با اعتقاد به سرنوشت محتومش، فرزندش را قرباني کرده بود و حالا بي‌رحمانه‌ترين تقدير براي تن سخت او دوخته شده. و تير خلاص زماني‌ست که مي‌فهميم همان جادوي بانوي سرخ‌پوش که قرار بود مفر او ازين مهلکه باشد و يک‌بار رنلي را از پا دراورده بود، حالا دليلي براي اعدام او به دست برين تارث مي‌شود که هرچند سانسا را نيافته اما بالاخره مي‌تواند به يکي از پيمان‌هايش عمل کند. آخرين حرف او قبل از مرگ؟ استنيس حتي به اين نمايش پراحساس پيش از مرگ نيز تن نمي‌دهد و از برين تارث مي خواهد وظيفه‌اش را انجام دهد. اين پايان استنيس و پايان آخرين باراتئون است که از دنيا هيچ کامي براي خود نجست. آخرين تصويري که ديديم شمشيري بود که در آستانه فرود آمدن بر او کات خورد.

مليساندرا به قلعه سياه بازمي‌گردد. با صورتي که نااميدي را تاکنون در آن نديده بوديم. صبح همان روز، آب شدن يخها، لبخند حاکي از حضور خداي نور را برايش به ارمغان آورده بود و حالا او پيام‌آور شکست خداي نور است. پيش از آن جان اسنو در سکانس وداع با ساموئل آخرين يار خويش را در ديوار از دست داده بود. سم از او مي‌خواهد که با گيلي و فرزندش به جايي برود تا بتواند استاد شود. و به تعبير جان او تنها کسي‌ست که اين آخرالزماني که اپيزود دهم برايمان تدارک ديده بود براي او رهايي‌بخش بوده. نگهبانان شب جان اسنو را به بهانه اخباري که از بنجن استارک بهشان رسيده از اتاقش خارج مي‌کنند و در مقابل صليبي که نام خائن بر روي آن نقش بسته او را به نوبت با خنجرهايشان به نام نگهبانان شب مجازات مي‌کنند. چون يکي از آنها خواسته بود نظم قديمي ديوار را که آدميان دو سوي آن را از هم جدا کرده بود برچيند. و او مستحق چنين کيفري بود.و طعنه‌آميز بود که او هم به مانند ايگريت محبوبش از قبيله وحشي‌ها، به تير اولي پسربچه‌ي پر از کينه‌ي کسل بلک تسليم سرنوشت شوند. قهرمان جذاب تماشاگران سريال که در آخرين لحظه وداعش با ند استارک قرار گذاشتند که در ديدار بعدي هويتش آشکار شود. و حالا او هم به مانند پدر فقيدش در غربتي تراژيک جان باخت و پيکر خون‌آلودش بر زمين برفي قلعه سياه آرام گرفت تا طنين " تو هيچ چي نميدوني جان اسنو" تا انتها بر او سنگيني کند. با چشماني باز که تا آخرين نما خيره نگاهمان مي‌کرد. او و استنيس تنها کساني بودند که براي نجات سرزمين از دست وايت واکرها عزمشان را جزم کرده بودند. در غياب قهرمان سياه‌پوش دوست‌داشتني کيست که ياراي نجات کشور را داشته باشد؟ حالا که زمستان هم فرا رسيده.

کاوه اسماعيلي
نظرات
مهدي چهارشنبه 27 خرداد 1394 شهيد راه حق جان اسنو. اسگل کل مجموعه استنيس باراتيون چيز مغز
15 19
پاسخ
سيد امين موزلمانان چهارشنبه 27 خرداد 1394 نگو...شاه برحق، اسوه اخلاق و معرفت، فدايياش ناراحت ميشن به آقاشون گفتي اسگول
گرگ جوان يكشنبه 25 مرداد 1394 چي گفتي؟حرف دهنتو بفهم زماني که کل مملکت هيچ محلي به ديوار نميزاشتن اين اومد کمک بهترين پادشاه اينه بهترين از بين برادران براتيون هر کاري کرد به خاطر وظيفه بود

ايمان چهارشنبه 27 خرداد 1394 زيبا بود نوع نوشتنش فقط فکر کنم يه پاراگراف رو اشتباهي تکرار کردي
8 0
پاسخ

ايمان چهارشنبه 27 خرداد 1394 براي اين اپيزود اعصاب خورد کن يادداشت خوبي بود. فقط الاريا نه اليانا
12 0
پاسخ

هدي چهارشنبه 27 خرداد 1394 عالي بود آقا، عالي. حسن ختامي براي يادداشت هاي خوندني شما و مثل سقوط سانسا و تئون يه سال تو تعليق مي مونيم براي فصل بعد. سپاس فراوون
13 0
پاسخ

لاب چهارشنبه 27 خرداد 1394 سوفي ترنر و اون يارو خودشون رو به پايين پرت نكردن، به پايين پريدن براي نجات. همينجا اعلام مي كنم از لحظه اي كه شخصيت سوفي ترنر زبونم لال كشته بشه، از همون لحظه ديگه گيمز رو دنبال نمي كنم.
6 9
پاسخ

ژي ژي حديد چهارشنبه 27 خرداد 1394 آرياي حيوونكي. دعا مي كنم چشماش زودي خوب بشه خدا جون.
12 3
پاسخ
ايمان چهارشنبه 27 خرداد 1394 حيف اونا دخيل و اينطور چيزا ندارن ببندن زود خوب شن.... واقعا اين داستان يک امامزاده کم داره
ژي ژي حديد چهارشنبه 27 خرداد 1394 هووووو مسخره نكنيا منو

فردين چهارشنبه 27 خرداد 1394 يعني چي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شخصيت جان اسنو با همه فرق داره با ند استارک فرق داره با راب استارک با همه فرق داره، شما يه نفرو مياري توي سريال از صفر مي رسونيش به اينجا که بعد نه در جنگ با پادشاه وايت واکرها بلکه به اين شکل مسخره بکشيش، طي کردن اون مسير کمال براي هيچ، مگه ميشه آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فيم نامه نويسها گفتن که با جواب به اين سوال جورج مارتين که مادر جان اسنو کيه تونستن اونو راضيش کنن که کتاب رو فيلم بکنن حالا تو سريال حتي اين سوال تو ذهن بيننده هاي معمولي پيش نمياد يعني اصلا به جايي نميرسيم که هويت مادر جان اسنو مهم باشه،
شايد کوتاه کردن موهاي کيت هارينگتون و همه مصاحبه هاش بخاطر اين باشه که تو اين ده ماه مردم مرگشو باور کنن و بعدش مثلا با برگشتش سورپرايز بشن ولي من همون ديروز 50 قسمت سريالو شيفت دليت کردم نه بخاطر اينکه خيلي طرفدار جان اسنو باشم نه بخاطر اينکه اگه بخواد از سريال حذف بشه سريال انسجامش رو از دست ميده و ديگه نميشه نقطه پاياني براي سريال تصور کرد و همچنين دنياي got ميشه دنياي ترسوها، دنيايي که استنيس باراتيون بايد همه چي عليهش باشه از برف و خيانت ياران و .... و يکي مثل رز بولتون همه چي به کامش،
45 9
پاسخ
farnaz دوشنبه 15 آذر 1395 saket beshin ta ghesmataye bad ro tamasha koni faghat zer zer kardano baladid faghat az to ta oon aghayee ke in matne bala ro neveshe zer zer yeki ketab minevise yeki film misaze ma ham hamash zer zer
farnaz دوشنبه 15 آذر 1395 nagofti be khatere chi hey gofti na be khatere in na be khatere oon pas be khatere chi zer zeroo

ميرحسين چهارشنبه 27 خرداد 1394 تشکر به خاطر ريويوهاي زيباتون
6 2
پاسخ

عليرضا چهارشنبه 27 خرداد 1394 خيلي متن خوبي بود
ميمردي از اول فصل 5 يه همچين متن هايي بنويسي اينقدر ما رو اذيت نکني!!!؟؟؟!! :))
5 5
پاسخ

عليرضا چهارشنبه 27 خرداد 1394 ولي بچه ها شما رو نميدونم من واقعا انگيزه اي ندارم فصل بعد رو ببينم! فقط ديدن تيريون کنار وريس برام جذاب بود و منو اميدوار نگه داشته!
18 2
پاسخ

عليرضا چهارشنبه 27 خرداد 1394 خداييش مقايسه کنيد با قسمت آخر فصل 4
با اينکه اونجا هم کلي اتفاق افتاد ولي تماشاچي رو کن فيکون نکردن! يه سرنخي دادن که انگيزه ديدن فصل بعد رو داشته باشيم! ولي الان چي؟ حالا مثلا سرسي بره با مونتين بزنه دهن همه رو صاف کنه خب به درک!
31 0
پاسخ

ليلا چهارشنبه 27 خرداد 1394 فصل پنجم بدترين فصل سريال بود و اين اپيزود بدترين قسمتش. خدا كنه فصل بد يه تكوني بخوره
20 6
پاسخ

نيما چهارشنبه 27 خرداد 1394 ديگه همرو داره ميکشه! متفاوت بازي هم تا يه حد ديگه!! در مورد يه نفر انقد شخصيت پردازي کني تو تمام کتاب و سريال، شخصيت محبوبم باشه اخر بزني خيلي شيک بکشيش! :( :(
25 0
پاسخ

کاوه چهارشنبه 27 خرداد 1394 جان اسنو مثل همه قهرمانان واقعي زندگي من بود. ولي سريال را ادامه خواهم داد. چون واقعيت تاريخ کشته شدن قهرماناني است که از جهل ما خنجر ميخورند. و من ديدن واقعيت هر چند تلخ رو دوست دارم.
20 5
پاسخ

پدرام چهارشنبه 27 خرداد 1394 بچه ها نميخوام اسپويل كنم.ولي ميخوام يه چيزي رو در مورد شخصيت جان اسنو بگم.من از يك منبع معتبر كه اقتباس شده از جلد هاي جديد و جلوتر رمان نغمه هاي يخ و اتش بود خوندم كه جان اسنو از خون ند استارك نيست بلكه يك تارگرين و برادر كاليسي هست.گفته بود كه موقع نابودي سلسله ي تارگرين خواهر ند استارك بچه رو به جان اسنو سپرده بود تا از دست رابرت براتيون در امان باشه.و از ند استارك خواست كه هويتش رو فاش نكنه و اونو رو به عنوان فرزند حرومزاده خودش به همه معرفي كنه.حالا موندم چرا جان اسنو كشته شده.
15 3
پاسخ
رضا پنجشنبه 4 تير 1394 جالب که تلفيقي از تارگرين و استارک (از مادر)هست و به وايت واکر خاصي تبديل ميشه..عيني هم وارث يخ(استارکها)هم وارث اتش(تارگرين)که براي من خيلي جالب.... هيچوقت درباره ي جان از من نپرس، او از خون من است و اين تنها چيزيه که لازمه بدوني “ — ادارد استارک – Eddard Stark
negin سه شنبه 10 شهريور 1394 جان اسنو از تارگرينها است اما نه برادر کاليسي,بلکه برادر زاده ي کاليسي.درواقع ريگار پسر شاه ديوانه و پدر جان اسنو است و اين چيزي که از همه بيشتر بهش اطمينان داريم حتما ديدين‌ کهL+R=j ليانا خواهر ند استارک و ريگار

امين چهارشنبه 27 خرداد 1394 از کامنت‌ها معلومه ملت جومونگ رو به got ترجيح مي‌دن. اين سريال متفاوته! يه سريال واقعي، کسي که تمام قوانين رو زير پا مي‌ذاره و بعد از چند قرن مي‌خواد ديوار رو از بين ببره و دشمن‌هاي قديمي رو آشتي بده، بايد مجازات بشه! و مجازات هم شد.

بهترين قسمت نقد هم اونجايي بود که گفتين تولد دوباره‌ي سرسي :) دقيقا همين بود.
13 7
پاسخ
پژمان شنبه 7 شهريور 1394 جومونگ نع.... اما نيگا خونواده ي استارک با همه ي شايستگي ها الکي الکي مردن رفت...مثلا جان رفت از تو وحشي ها سالم برگشت فرمانده ي مردگان رو کشت بع مث ماس خنجر ميکنن تو قلبش اونم از دس افرادي که جرات روبه رو شدن رو ندارن باهاش حتا دسته جمعي ... يه جورايي ظلمه آخه

امير رضا چهارشنبه 27 خرداد 1394 اه واقا حالم بد شد اخه چرا جان مرد؟ بهترين شخصيت سريال بود.
12 1
پاسخ

ميرحسين چهارشنبه 27 خرداد 1394 نويسنده با حذف احتمالي کارکتر‌هاي جان اسنو و استنيس، ريسک زيادي ميکنه براي اينکه بتونه جذابيت سريال رو در همين حد نگه داره! به گواه نظرسنجي همين سايت راي بيش از 1000 نفر از 2500 نفر شرکت‌کننده به اين دو شخصيت تعلق داشته!
14 2
پاسخ

حميد چهارشنبه 27 خرداد 1394 دوستان عزيز همه از مرگ جان اسنو ناراحتن ولي اين مجموعه با مرگ شخصيت اصليش تو همون فصل اول باعث بهت همه شد و جسارت نويسنده به جذابيت داستان اضافه کرد وحتي جزيي از دنياي داستان شد و همه منتظر سورپرايز بعدي آقاي نويسنده بودن. دنياي فانتزي مارتين بيشتر رنگ واقعيت گرفت و شبيه تاريخي شد که پر از انسان هاييه که به خاطر شرافت مورد خيانت قرار ميگيرن و کشته ميشن. اونايي که ميگن ديگه نميبينيم برن فيلماي ابر قهرماني مثل سوپر من و مرد اهني ببينن شايد ديگه اذيت نشن!
16 4
پاسخ
يکي از بچه هاي همين پيج چهارشنبه 27 خرداد 1394 آخه توي تاريخ هم آدماي خوب يه جاهايي شانس آوردن و بعد از يک سري موفقيت ها مردن، مثل اسپارتاکوس تا فتح روم هم جلو رفت و بعد مرد، يعني اگه تو همون شورش اول ميمرد که تو تاريخ اسمي ازش نبود،
حميد پنجشنبه 28 خرداد 1394 نگهبانان شب کاري که فکر ميکردن درسته انجام دادن چون جان اسنو به سوگندشون خيانت کرد هرچند بعدها ارزش کاري که جان انجام داد براي همه معلوم ميشه در واقع بزرگ بودن فکر اين آدم هاس که باعث ميشه توسط انسان هاي کوچک نابود بشن. بله حق با شماست جان کار بزرگ رو انجام داد و بعد اين بايد به اميد وحشي ها باشيم تا به خاطر ناجي شون کاري انجام بدن

hawck-raven چهارشنبه 27 خرداد 1394 کارگردان اين قسمت کارگردان red wedding بود اين کثافت چه پدر کشتکي با استارکها داره من نميدونم...
30 0
پاسخ
محمد باقر سه شنبه 30 تير 1394 خيلي با حال بود.

حسن بكس: فيوري رود چهارشنبه 27 خرداد 1394 خب بحمدالله ترتيب اين چند نفر هم داده شد. گام بعدي مي تونه اين باشه كه بر و بچكسز توسط اجل طبيعي ناكار بشن مثلا تيريون رو صاعقه بزنه، جيمي رو مار گاز گازي كنه، سرسي در سانحه رانندگي كشته بشه، رمزي سكته بزنه و سانسا، نع سانسا نميره ديگه.
19 3
پاسخ
ژي ژي حديد چهارشنبه 27 خرداد 1394 از رمزي بدم م م م م مياد

عکس نامناسب چهارشنبه 27 خرداد 1394 خوب اين چه عکسي هست گذاشتي؟ من تصادفي ديدم، آخر داستان رو فهميدم :(
حداقل بنوسي احتمال لو رفتن داستان هست!!
7 7
پاسخ
حسام پنجشنبه 28 خرداد 1394 شما که با عکس داستانو گرفتي ، مينوشتنم فايده نداشت.

فردين چهارشنبه 27 خرداد 1394 داستان کتاب با فيلم فرق داره، توي کتاب اومده که رمزي اسنو استنيس رو شکست ميده و آريا (نه سانسا) به همراه تئون گريجوي و بخشي از سپاه که فرار کردن ميرن کسل بلک و جان اسنو بهشون پناه ميده، رمزي براي جان پيغام ميفرسته که يا اينارو بهم تحويل ميدي و يا من به کسل بلک حمله ميکنم، که جان اسنو يه لشکر به رهبري تورموند ميفرسته که وينترفل رو بگيرن، اين تصميمه که باعث ميشه براداران تو کشتن جان اسنو مصمم بشن، پس اگه مبنارو کتاب بگيريم احتمال داره که سانسا و تئون هنوز نمرده باشن و اگه يادتون باشه زماني که سانسا فهميد که جان اسنو فرمانده کسل بلک شده چشاش يه برقي زد، ممکنه که يه نقشه کشيدن که به سمت کسل بلک فرار کنن،
ولي جان اسنو هم نياز داره بميره تا اون قسمي که موقع پيوستن به نگهبانان شب خورده برداشته بشه و هم نياز داره زنده بشه چون شخصيتي است که 5 فصل از سريال صرف تکامل شخصيتش شده، ((((يادتون باشه فصل يک بعد از شنيدن کشته شدن پدرش (ند استارک) مي خواست براي انتقام از کسل بلک فرار کنه که سم تارلي نزاشت، کم کم بزرگ شد تا به جايي رسيد که بهترين تصميم ها رو ميگرفت که بزرگترين تصميمش زماني بود که توي هاردهوم برگشت و با وايت واکرها مبارزه کرد که باعث شد يکي مثل تورموند واقعا بهش ايمان بياره)))) به علاوه تنها کسي هست که از نزديک تجربه مبارزه با وايت واکرها رو داره و هم نياز داره به جنوب بره و براي مبارزه با وايت واکرها شيشه اژدها و استيل والرين به مقدار کافي بياره و در اين راه بايد از کنار قاتلان خانوادش بولتون ها و لنيسترها بگذره و در اين راه جنگ با بولتون ها تقريبا قطعيه (بخاطر قضيه فرار سانسا به کسل بلک) و جنگ با لنيسترها محتمل هستش،
نکته ديگه درباره مليساندرا است قبل از اينکه استنيس بفهمه که نصف لشکرش فرار کردن مليساندرا گفت برف ها يا اسنو دارن ذوب ميشن و زماني که رفت توي چادر استنيس توي آتيش يه چيزي ديد اگه دقت کنيد به آتيش توي چادر استنيس خيره شد و ذوب شدن برف ها يا اسنو هم نشون دهنده اين بود که جان اسنو داره يه اتفاقي براش ميفته،
يه امکان ديگه هم وجود داره اگه دنريس کشته بشه تکليف اژدهاهاش چي ميشه،
اون کسي که در آخر قراره رو تخت آهنين بشينه بيليش هست ولي جان اسنو بعد از شکست دادن وايت واکرها کشته ميشه
البته همه اينها احتمال هستن
18 1
پاسخ
آرمين چهارشنبه 27 خرداد 1394 اصلا توي خود کتاب هم مليساندرا به جان اسنو اخطار داده بود که مراقب خنجرهايي که پشت سرت تيز ميکنن باش، جان اسنو توجه نميکنه، مليساندرا ميدونسته جان قراره يه بلايي سرش بياد و شايد اصلا واسه همين برگشت.
محمد جمعه 29 خرداد 1394 فکر کنم جادوگر مو قرمزه جان اسنو رو زنده کنه همانطور که کسي که سگ شکاري کشت بود با خواندن وردي از خداي نور زنده شد
حميد جمعه 29 خرداد 1394 با نظرت کاملا موافقم و البته بازگشت مليساندرا به کستل بلک و خنجر خوردن جان اسنو اتفاقي نيست در ضمن در آخر قسمت دهم ميبينيم جان زمين افتاد و خون اطرافش رو گرفت ولي هيچ نشوني از مرگ 100% جان که نميبينيم هيچ با کمي دقت زماني که دوربين کاملا روي چهره جان متمرکز شده جان داره نفس ميکشه و حتي چشمهاش بازتر ميشه که به نظرم اتفاقي نميتونه باشه و در فصل 6 شاهد بازگشت جان اسنو خواهيم بود ...

ايمان چهارشنبه 27 خرداد 1394 روايت داريم از ند استارک که ميگفت : بکشيد ماراااااا. بيدار تر ميشويم
37 1
پاسخ

got چهارشنبه 27 خرداد 1394 به نظر من نويسنده هاي سريال خيلي جسارت دارند واينکه چه قدر بايد فصل بعد جذاب باشه تا اين مرگ دلخراش باعث افت ببيننده نشه اين يک سريال فوق العادس واينکه تخيلي نيست درام هست دوستان بن تن ک نيست
7 2
پاسخ

سايبورگ دلارفروش پنجشنبه 28 خرداد 1394 مرسي از فردين براي توضيحات خوبت. جدي تصميم گرفتم کتاب ها رو بخونم چون هربار يکي از اين تفاوت ها رو ديدم اوني که تو کتاب بوده يه منطق يا فکر معقولتري پشتش بود. نمونه اش صحنه تجاوز به سانسا و تو کتاب ماجراي آرياي دروغين و باقيش که اينور اونور خوندم. اون دوستمون هي ميگه مقايسه سريال و کتاب غلطه و يه سري احمق دارن اينکارو مي کنن. قضيه سر اين چيزا نيست که چرا سريال شبيه به کتاب نيست، خب نميشه ولي دليل هم نداره خالقين سريال اصرار داشته باشن احمقانه ترين تغييرات رو بدن تا فقط شوک به بيننده هاي سريال بدن. مرگ استينيس تو کتاب هميجوري ماستمالي برگزار ميشه؟ من که شک دارم و اصلا چه فازيه که سريال چند قسمت هيچ حرکتي نداره و بعد تو اپيزود آخر همه چپ و راست به ريسايکل بين منتقل ميشن؟ اينهمه تو دورن چرخيديم که چي؟ آره منم با دخي هاش و خود الاريا خانم حال مي کنم ولي که چي؟ تو کتاب هم همينقدر پشمکيه؟ اونم وقتي اينقدر دورن پتانسيل بالاي قصه پردازي داره فقط گير دادن به برزيل بازي و بيکيني، تازه خود مارتين گفته براي دورنيش ها از مردم ولز، اسپانيا و فلسطين الهام گرفته نه از سواحل ريو! در کل به نظرم مياد اون دو تا نخاله، بنيوف و وايس حسابي کاسبکارن و جسارت مارتين رو ندارن. سريال رو تبديل کردن به پوز زني و کف بري هايي که ديگه داره شورش در مياد.
در مورد جان اسنو و تحليل هايي که ارايه مي شه بايد گفت ماها دايم تو فرض هامون اينجوري در نظر مي گيريم که سرير آهني قراره به کسي برسه اما من به شخصه فکر مي کنم آخرش تخت رو هيچ کس تصاحب نکنه و همه در دور باطلي نابود بشن. در آغاز مجموعه وقتي از مارتين پرسيده بودن پايان داستان چيه؟ جواب داده بود (و اونوقت البته قرار بود ضيافت کلاغ ها آخرش باشه) صحنه پاياني دشتي از اسب ها و آدم هاي کشته است و کلاغ هايي که از اجساد ضيافت ساختن. يعني شايد مارتين خودش هم به پيروزي خير بر شر يا يه سره شدن و برتري يه خانواده اعتقاد نداره، آخرش کلا همشون نابود ميشن.
10 2
پاسخ

پوري يا پنجشنبه 28 خرداد 1394 "ملكه را لخت كردند و به خيابان فرستادند تا شايد مسير تطهير او را هموار كنند. انگار كه مسيح را به صورت وارونه از تپه‌هاي جلجتا بر روي سنگ‌فرشهاي اورشليم بدرقه كنند."
خب نيازي نيست هر جاي از هر چيزي براي زيباتر شدن متن استفاده کنيم، بعضي حريم ها و احتامات بهتر محفوظ بمونن. قياستون تهوع اور بود هرچند تحت تاثير يک سريال و هيجلن کاذبش باشيم.
لطفا رعايت کنيد.
4 16
پاسخ
دوست پوري يا پنجشنبه 28 خرداد 1394 چه ذهن بسته و متهجري داري پوري‌يا جان
بهرنگ پنجشنبه 28 خرداد 1394 منم يه حسي بهم ميگه جان اسنو وباره بر ميگرده يه سريال سکانس اخرم يه جوري روش زوم ميشه انگار دوباره مخواد زنده شه
کاوه اسماعيلي پنجشنبه 28 خرداد 1394 با تشکر از ميزان تعصبي که به حضرت مسيح داريد . عرض کردم " وارونه "

فروغ پنجشنبه 28 خرداد 1394 آره جان اسنو و الويس و توپاك شكور با هم برميگردن.
7 0
پاسخ

وحيد پنجشنبه 28 خرداد 1394 يکي از احتمالات اينه که مليساندارا جان اسنو رو زنده نگه داره و البته در فصل بعد bran stark هم با قدرت ماورائيش ظاهر ميشه ..... راستي سرنوشت دايروولف جان اسنو چي شد ؟ سم با خودش برد يا ميرسه به سانسا ؟
3 0
پاسخ

مجيب پنجشنبه 28 خرداد 1394 مرسي کاوه.
0 0
پاسخ

بلحاج جمعه 29 خرداد 1394 دوست عزيز جماعت ترونز كركره رو كشيدن پايين رفتن پي زندگيشون شما نظرخواهي تون هنوز برقراره. ريل تايم هست هنوز؟ كي به جمع بندي ميرسه؟ بعد شب چله جان اسنو خدابيامرز؟
2 5
پاسخ

سيد امين موزلمانان جمعه 29 خرداد 1394 من آخر اين اپيزود لعنتي گريستم بر حروم شدن جان اسنو و نصف سريال واسم ريخت پاين ولي از هيچي اندازه اين فرضيه مضحك بازگشت جان اسنو لجم نگيره. و اين ريشه تو تاخوداگاه جمعي ما داره كه هميشه منتظريم قهرماني كه از دستش داديم با يه بامبولي برگردونيم به داخل زمين. اينقذه مطمئنم كه حوصله صبر كردن تا سيزن آينده ندارم كه هي بگين اين اپيزود چرا جان اسنو زنده نشد اپيزود بعدي زنده اش مي كنه چون چيز و ميز. پس از الان به همه اونا كه منم كه ميگم عانانااااااااااس.
15 2
پاسخ
سيد احسان دوشنبه 2 اسفند 1395 ديدي که زنده شد بپذير که ملت هرجور دوست دارن فکر کنن

شاهين شنبه 30 خرداد 1394 نگران نباشين. اگه يادتون باشه موقعي که آريا استارک با هاوند گرفتار آدمايي ميشن که به خداي نور و آتش اعتقاد داشتن و وقتي هم که رهبرشون به ضربه ي شمشير هاوند کشته ميشه کسي هست که با خوندن اورادي اونو نجات ميده و بنوعي زنده ش ميکنه. کسي که در ملاقات مليساندرا (همون زني که به استنيس کمک ميکنه) با او، توسط بانوي آتش ملامت ميشه که چرا اين مرد رو چندين بار زنده کردي؟ يعني اين قدرت رو دارن که آدمها رو با دلايلي زنده کنن. مليساندرا به قلعه سياه برگشته . اين بي دليل نيست . مطمئن باشين در فصل بعد جان اسنو توسط مليساندرا نجات پيدا ميکنه.
9 5
پاسخ

فرهنگ يكشنبه 31 خرداد 1394 آدم دوست داره اين فرضيه زنده شدن جان اسنو توسط مليساندرا رو باور کنه اما پس از مرگ ند وراب استاراسک کين استارااستارک واستانيس به اين موضوع مي رسيم که وستروس خيلي تاريک تر و ترسناک تر از اونيه يه منجي براي نجات داشته باشه.دنيايي که تا اين حد تيره وتار باشه بعيد مي دونم راهي براي نجات دادنش باشه.
12 0
پاسخ

hamed پنجشنبه 4 تير 1394 سلام بنظرم بدترين فصل سريال بود.شخصيت استنيسو که تو فصلاي قبل مصصمم و قدرتمند بود تو اين فصل به يک احمق تبديل کردن.اژدها قراره به قدرتمند شدن دنريس کمک کنه و تو فصلاي قبل قدرتمند ترين شخصيت وستروس بود اونوقت تو اين فصل با چهارتا نيزه داشت ميمرد اگه فراريش نميدادن.شخصيت سرسي که مغرورترين شخصيت سريال بود تو صحنه ليس زدن کف زمين زندان کلا نابود شد شخصيت پردازيش الان سازنندگان انتظار دارن ما با سرسي همذات پنداري کنيم و دلمون براش بسوزه.جيمي که از ناجوانمردترين شخصيتاس داره به مهربونترين و مظلومترين آدم تبديل ميشه هنوز سقوط برن يادمون نرفته.چرا اون دوستان ماسکدار بعد رفتن اژدها از ميدان مبارزه بقيه همراهان دنريسو ول کردنو رفتن؟!!!!و در آخر حذف جان اسنو از سريال مثه حذف شخصيت نيو از فيلم ماتريکسه.فهميدن نميتونن داستان اينهمه شخصيتو تو 7 فصل تموم کنن دارن يکي يکي حذفشون ميکنن البته خدا کنه هيچکدوم از مرگاي اين قسمت واقعي نباشه.
8 4
پاسخ

محمد امين جمعه 5 تير 1394 نظراتم جالبه به نظرتون ميشه ؟!!!
آريا : چطور ميشد ماسک صورت خودشو ببينه با اينکه نمرده ؟!!! به نظرم توهم يا خواب بود :)
جان اسنو : به نظرم اگه بميره فيلم بي معنيه ... انتقامش چي ميشه پس ؟!!!
وقتي چشاش باز موند يهويي آّبي ميشه و تبديل به وايت واکر ميشه ...
سانسا: احتمالا مياد ديوار و تو ديوار دوباره بلاهايي بدتر از قبل سرش مياد چون جان اونجا نيست ...
ولي حق سرسي حال کردم با بلايي که سرش اومد ، اژدهاها با اون همه بزرگ نمايي خيلي شکننده بودن و مسخره بود ...
4 1
پاسخ
حميد چهارشنبه 14 مرداد 1394 تو اين سريال تنها چيزي که معنا نداره انتقامه.اصلا انتقام گرفتن يه جورايي به مسخره گرفته شده.

فاطمه شنبه 13 تير 1394 واقعا مسخرست...
يعني همچين شخصيتي...جان اسنو با اينهمه ابهامات..
بايد انقدر مسخره بميره؟ اين چه مرگي بود؟
بايد حداقل کمي حماسي تر اتفاق ميافتاد...
اميدوارم حداقل به يه وايت واکر تبديل بشه...
چون اينجوري واقعا مزخرف ميشه فيلم!
من از اولشم فکر ميکردم جان تا اخرين اپيزود در سريال حضور داره چون خود فيلم اين باورو به ببيننده داده بود که جان اسنو يه شخصيت مهم و تاثير گذاره
اما حالا...هوووووووووف
5 0
پاسخ

علي جمعه 2 مرداد 1394 پس از مرگ کيت(جان) ديگه نگا کردن اين فيلم مسخره شد ...
2 2
پاسخ

مصطفي سه شنبه 6 مرداد 1394 آيا مرگ جان دلخراشتر از مرگ ند استارک و راب و مادرش بود؟ممکنه اينطور باشه که هست چون جان شخصيت محبوبي بود.متين بود و مهربان مانند ند و راب اما بخاطر حرامزاده بودنش و احساس تنهايي دروني اش بيننده با او همدردي ميکند براي همين محبوب بود و مرگ او برايمان ناراحت کننده بود چون مظلوم بود.حال هضم اين برايمان سخت پس انتظار داريم که زنده شود.اما سريال ميخواهد حقيقت مرگ را به چهره بکشد. بعيد است که جان برگردد همانطور که خيلي از انسانها مانند جان در طول تاريخ مردند و ديگرهم زنده نشدند،اين حقيقت زندگيست ،خود زندگيست و بايد به عنوان بيننده سريال آنرا بپذيريم. اما ذهن ما اين چيزها سرش نميشود ،بايد يک انتقام جو و يک دادگر باشد بالاخره. حتي خود من هم که اينها را ميگويم انتظار دارم آريا و يا برندون استارک اين سرزمين ظلم را سامان ببخشن.شايد خود آقاي مارتين نويسنده کتاب هم در نهايت اينطور فکر کند و عاقبت داستان را اينگونه خاتمه دهد.بايد صبر کرد. سپاس
5 1
پاسخ

بي اعصاب شنبه 10 مرداد 1394 اصن کار به کامنتهاي تحليلي و حرفه اي و خفن ندارم کاري هم به پيش گويي هاي عجيب غريب ندارم اماااااا آقا گند زديد به اعصابما رفت سانسا و سرسي و جان و شيرين و استنيس و کاليسي و همه رو به فاک دادين بعد يه غول بيابوني ااضافه کردين از سرسي محافظت کنه؟؟؟؟؟اي آمريکاي جنايتکار حقا که استبداد جهاني هستي و بس
3 0
پاسخ

سجاد جمعه 20 شهريور 1394 به نظر من جسارت نويسنده به جذابيت سريال کمک کرد ولي نتيجشو تو اين فصل ديديم. مثلا نبودن يک شخصيت قدرتمند مثل تايوين و حضور يک شاه بي عرضه جذابيت پايتخت رو کم کرده بود. تقريبا همه قبول دارن اين فصل ضعيف بود و حالا با مرگ اسنو فصل بعد ضعيف تر ميشه.
0 0
پاسخ

رمزي بولتون شنبه 11 مهر 1394 جان اسنو تو فصل 6 برمي گرده، مرده تر از مردگان
نمي دونم چجوري ولي اون يه وايت واکر ميشه
0 0
پاسخ

يکي پنجشنبه 23 مهر 1394 جان اسنو فصل 6 از مرگ برميگرده.نميدونم چجوري ولي بهرحال چون يه بار مرده ديگه تعهدي به کلاغها نداره.لباس پدرشو ميپوشه بولتون هارو نابود ميکنه
0 1
پاسخ

عليجف يكشنبه 26 دي 1395 تفريحم اينه که ميام کامنتا رو ميخونم، چه ساده لوح بوديما :)))))
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط






























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز