20 فیلم برگزیده سال 2014 به انتخاب تحریریه 7فاز: A Most Violent Year/ خشن‌ترین سال (جی. سی. چندور)

جي. سي. چندور - مهمترين استعداد فيلمسازي سينماي آمريكا كه در دهه دوم هزاره سوم ظهور كرده - مشابه دو فيلم قبلي‌اش خود را علاقه‌مند به سنت‌هاي داستانگويي سينماي كلاسيك آمريكا نشان مي‌دهد. در تلفيق با ايده‌هاي جديد و بداعت‌هاي بياني/ بصري كه سينماي هنري اروپا پديد آورده است. در شاهكارش «آل ايز لاست» توامان رو به سوي هاوارد هاكس و روبر برسون داشت و در فيلم عالي اخيرش، به خصوص با تامل و درنگ و مكثي كه روي شخصيت‌ها دارد، فيلم‌هاي شخصيت محور سيدني لومت در دهه هفتاد را به خاطر مي‌آورد؛ چه به لحاظ فضاسازي بصري و حال و هوا و چه از نظر حساسيت‌هاي اخلاقي شخصيت‌ها. حالا و بعد از سه فيلم مي‌شود سينماي او را با يك كلمه نشان‌دار كرد؛ «شرافت»

احسان ميرحسيني: شبي که بورس‌بازان کله‌گنده‌ي "مارجين کال" به همراه زيردستانشان به صبح مي‌رسانند، تلاش جان‌فرساي پيرمرد (رابرت ردفورد) براي زنده ماندن در درامِ بقاي نامتعارفِ "همه چيز از دست رفت"، و سيري که آبل مورالز (اسکار آيزاک) در "خشن‌ترين سال" براي ماندن روي حرفش طي مي‌کند. براي جي. سي. چندور، بيش از فرجام‌ِ داستان‌هايش، اين طي کردن مسير است که مهم است. مسيري که هر دم، به طرز فزاينده‌اي فشار را بر روي شخصيت‌ها زياد و زيادتر مي‌کند. چندور بسترِ ژانرها را مي‌گيرد و آن‌ها را تبديل به روايت شخصيِ خود مي‌کند. همان کاري که بالاخص در دو فيلمِ آخرش انجام مي‌دهد. به همين دليل"خشن‌ترين سال" تبديل به درامِ گنگستري/جنايي مي‌شود که چالش شخصيت ‌اصليش، عدم استفاده از اسلحه است. چندور بيش از اينکه بخواهد خشونت را به طرزي صريح نشان‌مان دهد، وادارمان مي‌کند تا آن را از طريق اتمسفري که به وجود مي‌آورد، احساس کنيم. او براي به وجود آوردن اين اتمسفر، از فرم بصري و مدل روايتي فيلم‌هاي دهه هفتادي نهايت بهره را مي‌برد. فيلم را از لحاظ تماتيک مي‌توان دنباله‌اي بر فيلم اولِ چندور، "مارجين کال" به حساب آورد. بورس‌بازانِ قهارِ "مارجين کال" نوادگان آبل مورالز هستند. بيراه نيست اگر مارجين کال را نيز فيلمِ گنگستري بدانيم. فيلم گنگستريِ دوران سيطره‌ي سرمايه‌داريِ مجازي و بورس‌بازانِ ماليِ مخاطره‌جوي.

احسان سالم: يک قصه‌ي پدرخوانده‌اي با ظاهري اخلاقي. چندور بعد از "مارجين کال" و "همه چيز از دست رفت" که دومي را هم مي‌توان مثل فيلم اولش، فيلمي مربوط به اقتصاد دانست (زندگي در شرايط کاهش و حتا شايد قطع عرضه در کنار تقاضاي ثابت) اين بار هم سراغ اقتصاد رفته. صحبت بر سر دو کالاي مهم يعني زمين و انرژي است. يک طرف ابل مورالس (اسکار آيزاک) نشسته و طرف ديگر جماعتِ سکه روي سکه گذارِ جهود، دله‌دزدهاي مسلحِ سوخت و سران شرکت‌هاي رقيب (سران خانواده‌هاي مافيايي). ابل مورالس اما خويشتن‌دارتر است از مايکل کورلئونه و کمر به قتل رقبا نمي‌بندد، اينجا حتا قصه‌ي سيلي زدن مرد و زن هم برعکس‌ است. ابل آن اقتدار يک پدرخوانده را ندارد و سعي‌اش اين است از راه مصالحه و گفت و گو به مقصد برسد. شايد بشود گفت که جدال اصلي و پنهان بين ابل مورالس و همسرش آناست.

صوفيا نصرالهي: بيشتر دلم از اين مي‌سوزد که مي‌توانست تبديل به شاهکار بشود و نشد. آخرين فيلم جي.سي.چاندور به وضوح مشکل روايت دارد و در مقابل قدرتش در فضاسازي است. تقريبا نيم ساعتي بايد دوام بياوريد تا فيلم درگيرتان کند. با اين حال بايد اعتراف کرد چاندور آنقدر کارگردان خوبي است که فضاي رعب و وحشت نيويورک آن سال‌ها را از همان اول نفس‌گير از کار درآورده است. مي‌توانست قهرمان پيچيده‌تري داشته باشد. در حال حاضر يکي به نفع جسيکا چستين شده که کاراکترش از نظر اخلاقي پيچيده‌تر و جذاب‌تر از اسکار آيزاک از کار درآمده است. مشکل اينجاست که قصه چاندور خيلي خلوت‌تر از آن است که کاراکترها بتوانند خودي نشان بدهند. امتيازات فيلم هم به کارگرداني چاندور برمي‌گردد که توانسته با تعليقي که ايجاد مي‌کند تماشاگرش را تا انتها بکشاند منتها جواب اين تعليق هيچ‌وقت داده نمي‌شود. «خشن‌ترين سال» فيلم آن سکانس آخر است: وقتي سياهي نفت و سرخي خون رو سپيدي برف مي‌نشيند و آبل با خونسردي تمام جلوي نشت نفت را مي‌گيرد.

ندا ميري: نور زردرنگي که بر تصاوير فيلم حکم‌راني مي‌کند، نمايانگر هول و هراسي‌ست خفته زير پوستِ شهري تب‌دار در خشن‌ترين سالِ تاريخ خودش. چندور همچون دو فيلم قبلي‌اش از يک ايده ساده و نه چندان گيرا، موقعيتي پيچيده و درگيرکننده خلق مي‌کند. اسکار آيزاک در نقشِ تاجري که از يک سو قصد تصاحبِ کاملِ دنياي سوخت را دارد و از سويي ديگر نمي‌خواهد تسليمِ بازيِ ننگين و آلوده شهري بشود که بي‌رحمانه اسير خشونت است، سرآمد است. شروع کوبنده فيلم راننده جوانِ شرکت او را نشان مي‌دهد که مورد حمله قرار گرفته و از ماشينش بيرون انداخته مي‌شود و سپس آبل مورالس به ما معرفي مي‌شود. در حال بستنِ قراردادي با چند يهودي. قراردادي که هم رويايي قديمي او را به ثمر مي‌رساند و هم تشکيلاتش را در رقابت با ديگر همکارانش، دست‌نيافتني مي‌کند. آبل اگر نتواند پرداختش را تا زمان موعود تسويه کند کل تشکيلات باارزشش را از دست مي‌دهد. اين توصيف همزمانِ سيستم حاکم و مبتني بر خشونت و فشار مالي طاقت‌فرساي روي آبل از يک سو و اصرارِ اطرافيانش (چه در محيط کار و چه در خانواده) بر هم‌سو شدن با محيط و رو آوردن به همان مکانيزمِ خشن و مسلحانه براي دفاع از خانواده و حرفه‌اش در طول روايت، انتظارِ سقوطِ تاجر چارچوب‌مدار به ورطه اين بازي همگاني را براي بيننده رقم مي‌زند. بنا به اسلوبِ شخصيت‌هاي اصلي فيلم‌هاي پيشينِ چندور اينجا هم هرچه پيش مي‌رويم آبل بيشتر و جدي‌تر به سمت تباهي کامل مي‌رود. اما او کماکان بر قوانينِ خودش اصرار مي‌کند و شايد همين مهم‌ترين عاملي‌ست که بيننده را در تماشاي اين ماراتنِ جنگيدن بر سر بقا (در سطحي فراتر از نفس کشيدن) مشعوف مي‌کند.

زرتشت کاشفيان: خشن‌ترين سال قصه نسبتا آشنايش را با آرامش و استايل بهترين کلاسيک‌ها پيش مي‌برد و به کمک بازي‌هاي فوق‌العاده چستين و آيزاک که تعريف جديدي از زوج و همکار را ارائه داده‌اند، و کارگرداني استادانه چندور که خلاصه مي‌شود در پنهانکاري‌هاي مدامش در پرداختن به تم و به جاي آن ساختن المان‌هاي تصويري مرتبط براي پخته کردن تمايلات و روابط، ما را ميخکوب سرنوشت قهرمان مکزيکي‌اش مي‌کند که از هيچ برخواسته و عزمش را هم جزم کرده تا بازنده نباشد.

پويان عسگري: آمريکايي‌ترين فيلم سال 2014؛ چه در ساخت و پرداخت و اجراي استايليستي و چه در پيرنگ و تم‌هاي داستاني. داستان مهاجر/ تاجري هيسپانيک که پيگير ايده روياي آمريکايي است و در مواجهه با رقباي تجاري و دادستان نيويورک يک خط قرمز بزرگ دارد؛ او نمي‌خواهد گنگستر شود. يا به عبارت بهتر اسلحه به دست بگيرد. مردي که پيرامون خشن دوره‌اش کرده و روز به روز به مخاطراتش افزوده مي‌شود، قرار است در طول فيلم ضمن حفظ خود و خانواده‌اش، تجارت و مايملکش را هم گسترش دهد. شبيه به فيلم گنگستري‌هاي دهه سي و فيلم وسترن‌هاي دهه چهل سينماي کلاسيک آمريکا. جي. سي. چندور - مهمترين استعداد فيلمسازي سينماي آمريکا که در دهه دوم هزاره سوم ظهور کرده - مشابه دو فيلم قبلي‌اش خود را علاقه‌مند به سنت‌هاي داستانگويي سينماي کلاسيک آمريکا نشان مي‌دهد. در تلفيق با ايده‌هاي جديد و بداعت‌هاي بياني/ بصري که سينماي هنري اروپا پديد آورده است. در شاهکارش «آل ايز لاست» توامان رو به سوي هاوارد هاکس و روبر برسون داشت و در فيلم عالي اخيرش، به خصوص با تامل و درنگ و مکثي که روي شخصيت‌ها دارد، فيلم‌هاي شخصيت محور سيدني لومت در دهه هفتاد را به خاطر مي‌آورد؛ چه به لحاظ فضاسازي بصري و حال و هوا و چه از نظر حساسيت‌هاي اخلاقي شخصيت‌ها. حالا و بعد از سه فيلم مي‌شود سينماي او را با يک کلمه نشان‌دار کرد؛ «شرافت». آدم‌هاي اصول‌گراي چندور ابايي از انجام دوز و کلک‌هاي کوچک که کارشان را پيش ببرد، ندارند. اما هر کدام قائل به اصلي شخصي براي خود هستند که رد شدن از آن نابخشودني است. اين آدم‌هاي سخت و مقاوم و چموش، «شرافت»‌ خود را با هيچ چيز عوض نمي‌کنند.
بهترين زوج سينمايي سال 2014 جسيکا چستين و اسکار آيزاک (با طنيني از مايکل کورلئونه) اين فيلم هستند. آيزاک در نقش مردي خودراي و اهل مذاکره که تحمل ندارد، ببيند همسرش به خاطر دفاع از خود اسلحه به دست گرفته. و چستين در نقش زني حساب‌گر و جسور که با وجود آزاري که از خود راي بودن شوهرش مي‌بيند در اکثر اوقات به او تمکين مي‌کند. چون بي‌توجه به شعارهاي صدمن يه غاز فمنيستي، مي‌داند صلاح کار کجاست. پيش مردش. همان که بهتر و بيشتر از هر کسي مي‌تواند خوشحال و راضي‌اش سازد.

گروه نويسندگان 7فاز
نظرات
محمود قاسمي شنبه 23 خرداد 1394 خيلي فيلم خوبي بود و منم با اقاي عسگري موافقم که ياداور فيلمهاي سيدني لومت تو دهه هفتاد هستش.
0 0
پاسخ

مسعود شنبه 23 خرداد 1394 اسکار آيزاک خيلي بازيگره خوبيه همينطور چستين . انتظارم از فيلم بيشتر بود با توجه به شاهکار قبليش
0 0
پاسخ

سايه شنبه 23 خرداد 1394 يادداشت آقاي ميرحسيني و آقاي سالم هر چي ميگذره بهتر ميشه :)
0 0
پاسخ

سامان شنبه 23 خرداد 1394 تا حدودي شبيه به فيلمهاي ديويد ممت هم بود و چستينش هم شبيه به ميشل فايفر صورت زخمي.
0 0
پاسخ

ليلا شنبه 23 خرداد 1394 چرا اينقدر نثر متن ها سنگين است؟به نظر مي رسد که ترجمه بعضي از متون هم به صورت تحت اللفظي انجام ميشود و متن معناداري خود را از دست مي هد.
0 0
پاسخ

آراز يكشنبه 24 خرداد 1394 ميرحسيني و عسگري
3 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط














































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز