گزیده نظرات منتقدان درباره The Age of Adaline/ روزگار ادلاین (لی تولند کریگر)

نيويورك ديلي نيوز - كاترين پوشكر: "سه ستاره از پنج. فيلم يادآور اجداد محترم ماست. مايه‌هاي از "دورين گري"، بنجامين باتن، طبل حلبي، اورلاندو و حتي كمي از ايكس-من در فيلم وجود دارد. اما بزرگترين منبع الهام فيلم آثار رومانتيك فانتزي دهه 40 ميلادي است، آن‌هايي كه وسط روز از شبكه 11 پخش مي‌شدند، كلاسيك‌هايي مثل "پرتره جني" يا "پلكاني به بهشت". ... داستان با سفر در گذشته و حال مانع مطرح شدن سوال‌هاي اساسي مي‌شود چراكه اين اثر خيال‌انگيز هنري كارش را به درستي انجام داده. از ملودرام گستاخانه، كمد لباسي متاثر از دهه 40 و طراحي صحنه باشكوه فيلم لذت ببريد."

7فاز: زني جوان (بليک لايولي) در آستانه ورود به قرن بيستم دچار حادثه‌اي مي‌شود که به او عمري نامحدود مي‌دهد؛ او تا هميشه زني 29 ساله باقي مي‌ماند. ادلاين پس از سال‌ها زندگي در انزوا با مردي (ميخيل هايشمان) آشنا مي‌شود که شايد ارزش از دست دادن ناميرايي دختر را داشته باشد.
لي تولند کريگر سکان اين داستان رومانتيک را در دست گرفته است و هريسون فورد و الن برستين از ستارگان اين فيلم هستند.

نظر منتقدان مختلف را درباره فيلم بخوانيد:
هاليوود ريپورتر - جان فراچ: "يک بلوند باوقار که زيبايي مجسمه‌وارش با چشماني پرغمزه و مهربان و شيريني سودازده‌اي تلطيف شده. بازيگري که از مدت‌ها پيش براي ايفاي نقش اصلي يک فيلم جا افتاده و قابليت غافلگير کردن تماشاگر را دارد. با وجود اينکه اين فيلم همه فرصت‌هاي ممکن را در اختيار بازيگر اصلي‌اش نمي‌گذارد اما يک قدم مهم در مسير درست است."
"فيلم‌هايي که داستان کاراکتر اصلي‌شان حول مسئله زمان مي‌گذرد فيلمسازان مولف و عجيب بااستعدادي مثل فرانسيس فورد کوپولا و ديويد فينچر را سحر و جادو کرده‌اند. اينکه سفر کريگر کارگردان آسوده‌تر شده بخشي به اين خاطر است که او سطح توقع و قدرت ديد خود را کاهش داده. ملودرام چندوجهي خوش‌خيال "روزگار ادلاين" مثل يک تمرين آزمايشي براي سر و کله زدن با داستاني غيرعادي است. فيلم با فاصله از احساس هيجان‌انگيزي که سعي دارد در آنونس خود القا کند دل‌نشين، قابل احترام و کمي راکد است، به شکلي که گاهي اوقات به علت حماقت ذاتي متريال خود و ريسک‌پذيري نامطمئن‌اش پايش را از روي پدال گاز برمي‌دارد."
"لايولي نوعي عدم تجانس متقاعدکننده در صورت شنيداري و ديداري کارکتر خود - روحي پير در بدني جوان- ايجاد مي‌کند. با توجه به خروجي غيرتعمدي داستان بازي لايولي تاثيرگذار است؛ او سبک بازيگري سرزنده و قابل‌باوري دارد که جاذبه‌اي بي‌تاکيد به نقش اضافه مي‌کند. در هر صورت باتوجه به تمام شايستگي و برازندگي، فيلم تا حدودي بيمزه و غيرصريح است.  مشخص است که کريگر مي‌تواند بوم بزرگي را براي نقاشي بردارد و لايولي هم با آرامش‌اش انسجام فيلم را حفظ کند. اين‌ نشانه‌ها را در نگاه به آينده اين دو به فال نيک مي‌گيريم."

گاردين - جوردن هافمن: "بهترين اجراي فورد در طي 22 سال اخير. بايد تمام مسير را به فيلم "فراري" بازگرديد تا معناي بهره‌وري صحيح از يکي از شمايل‌هاي مهم سينما را متوجه شويد. اين چيزي نبود که پيش از ورود به سينما از يک رومانس فانتزي با بودجه متوسط انتظار داشتم. صحنه‌هاي برستين 82 ساله برخلاف لايولي نوعي يگانگي دارند که به ندرت خارج از ورک‌شاپ‌هاي بازيگري پيدا مي‌شود. به طور کلي لايولي در اجراي خود سرپا مي‌ماند، نقش سختي به او محول شده، او بايد نمايانگر غرايز يک شخص مسن باشد و اين شخص مسن درحال اجراي بالماسکه است و نقاب سرزندگي جواني را بر صورت‌اش زده. اين چهره‌اي جديد از لايولي است که پيش از اين آن را نديده بوديم. فيلم با وجود فضاي مهمل‌گونه‌اش به اندازه کافي شيطنت مي‌کند که هواداران خودش را از ميان رومانتيک‌ها جمع کند."

واشنگتن پست - استفاني مري: "تماشاي روزگار ادلاين کمي غافلگيرکننده است. کاراکتر عنوان فيلم مسائل خصوصي‌اش را همگاني نمي‌کند يا تا مرز بيهوشي مست نمي‌شود. او بالغ است. در اوقات فراغت‌اش مطالعه مي‌کند، با مدارا شامپاين‌اش را مزه مزه مي‌کند و عصرها را با سگ پشمالويش مي‌گذراند. اساس فيلم را صحبت‌هاي يک داستان‌گو تشکيل مي‌دهد که به شکلي غيرعامدانه کميک است تا درون‌بين. او از کلمات رمزي و پرافاده‌اي استفاده مي‌کند که شايد آن‌ها را از درون جعبه ايده‌هاي لحظه‌اي بيرون کشيده باشد تا تماشاگري که ذهن علمي ندارد همه چيز در برابر چشمانش باورپذير و واقعي جلوه کند. فيلم مي‌تواند در بهترين شرايط داستان ساده ملاقات پسر و دختر باشد: دختر عاشق مي‌شود، دختر درباره برملا کردن رازش مي‌انديشد. مابقي چيزها فقط سر و صدايي غيرضروري‌‌اند."

يو‌اس‌اي تودي - کلوديا پيگ: "داستان بالقوه فريب‌آميز است اما به شکل غيرمنتظره‌اي زنان را به درآغوش گرفتن ميانسالي تشويق مي‌کند. فيلم به همدم کمتر پيچيده "مورد عجيب بنجامين باتن" مي‌ماند. از پرسش‌هاي منطقي و اوليه به کلي چشم‌پوشي شده. هايشمان رفتار رومانتيک خوبي دارد و در لباس رسمي جذاب به نظر مي‌آيد اما در کنار لايولي شيمي متقاعدکننده‌اي خلق نمي‌کند. فيلم با وسواس‌هاي رومانتيک بي‌معنا، منظره خوش‌نما و تک بعدي بودن‌اش احساس يکي از رومانس‌هاي سفر در زمان نيکولاس اسپارکس را دارد."

نيويورک ديلي نيوز - کاترين پوشکر: "سه ستاره از پنج. فيلم يادآور اجداد محترم ماست. مايه‌هاي از "دورين گري"، بنجامين باتن، طبل حلبي، اورلاندو و حتي کمي از ايکس-من در فيلم وجود دارد. اما بزرگترين منبع الهام فيلم آثار رومانتيک فانتزي دهه 40 ميلادي است، آن‌هايي که وسط روز از شبکه 11 پخش مي‌شدند، کلاسيک‌هايي مثل "پرتره جني" يا "پلکاني به بهشت". ... داستان با سفر در گذشته و حال مانع مطرح شدن سوال‌هاي اساسي مي‌شود چراکه اين اثر خيال‌انگيز هنري کارش را به درستي انجام داده. از ملودرام گستاخانه، کمد لباسي متاثر از دهه 40 و طراحي صحنه باشکوه فيلم لذت ببريد."

ويسنا فولادي
نظرات
يكي شنبه 23 خرداد 1394 ترجمه درست عنوان فيلم "عمر آدلاين" است
2 0
پاسخ

زهرا دوشنبه 19 مرداد 1394 به نظر من که فيلم فوق العاده زيبايي بود البته نظر منتقدين محترمه
0 0
پاسخ

داريوش سه شنبه 17 شهريور 1394 افتضاح
0 0
پاسخ

الناز جمعه 24 مهر 1394 فيلم خيلي زيبايي بود فقط يه سوال داشتم واسه مراسم اسکار کانديد شده يا نه؟؟؟؟؟
0 0
پاسخ

kaf.y شنبه 6 آبان 1396 از نظر من فيلم اين قابليت رو داشت که به جنبه ي علمي تخيلي بيشتر پرداخته بشه و بيننده حين ديدن فيلم بجاي تاثير از بخش دراماتيک درگير ناميرا بودن انسان و درگيري در روزمرگي بشه.از اين منظر ميتونه فيلم بسيار جالبي باشه.اينطور نيست؟
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز