25 شروع هیجان‌انگیز سینمای آمریکا در سه دهه اخیر - بخش اول

شبكه اجتماعي – THE SOCIAL NETWORK - 2010
براي ديالوگِ كاملا پيش گويانه‌ي آرون سوركين، تصاوير مؤثر ديويد فينچر (قفل شده روي آن رفت و برگشت‌هاي شديد كلامي بين زاكربرگِ جسي آيزنبرگ و دوست دختر خياليِ او) تحويل دادنِ بهترين صحنه‌ي خالي كردنِ احساسات در سينما و به جريان افتادنِ كارنامه‌ي بازيگريِ روني مارا.

امپاير:
25. مرگ جويان - FLATLINERS - 1990
اگر فيلمي درباره‌ي تعدادي دانش آموز که براي هيجان به دنبال مردن هستند مي‌سازيد، دليلي براي زيرک بودن وجود ندارد. با يک حرکت دوربين از روي اقيانوس، با کيفر ساترلند با اين جمله که به طرز خوشمزه‌اي کنايي است روبرو مي‌شويم، "امروز، روز خوبيه براي مردن".

24. علي - ALI - 2001
مايکل مان، براي روح خالص فيلمسازي، چند تصوير را در يک تدوينِ آغازين تماشايي جمع کرده است تا به وسطِ کوبشِ يک اجراي زنده ي نمايشي از موسيقي A Change Is Gonna Come با اجراي سم کوک برسد.

23. اينديانا جونز و آخرين نبرد صليبي – INDIANA JONES AND THE LAST CRUSADE-  1989
از شيرين کاري‌هاي آشکار، تا توضيحِ مارها، تا تأثير بازي عاليِ ريور فينيکس روي هريسون فورد، تا تعقيبِ قطارِ سيرک، تا صداي آغازيِ شان کانري به عنوان دکتر جونزِ پدر... اين بهترين قسمتِ اينديانا جونزِ جوان است که تابه‌حال ساخته شده است.

22. مقصد نهايي – Final Destination - 2000
بدترين تجربه ي پروازي شما به طرز سوزاننده‌اي به واقعيت بدل مي‌شود:  نمايي از داخل هواپيمايي در حال انفجار. پس يک زير ژانر ترسناکِ کاملا جديد پايه گذاري مي‌شود، جايي که مرگ، خودش يک شکارچيِ خشن است.

21. هثرها – HEATHERS - 1989
سه تا دختر، از روي بيکاري مشغول بازي نوعي چوگان با موسيقيِ Que Que Sera هستند... که توپشان به طرز خشني به سر وينونا رايدر که در زمين فرو رفته است، برخورد مي‌کند. به طور درست و خوش مزه‌اي ويرانگرانه است.

20. آستين‌پاورز: درعضو طلايي - AUSTIN POWERS IN GOLDMEMBER - 2002
مادر تمام کمدي‌هايي که پر هستند از حضور کوتاه ستاره‌ها: تام کروز در نقش آستين، گويينت پالترودر نقش ديکسي نورموس، کوين اسپيسي در نقش دکتر اويل، دني دوويتودر نقش ميني مي و استيون اسپيلبرگ در نقش کارگردانِ... (فيلمِ) Austinpussy (پاروديِ فيلمِ آستين پاورز)

19. شبکه اجتماعي – THE SOCIAL NETWORK - 2010
براي ديالوگِ کاملا پيش گويانه‌ي آرون سورکين، تصاوير مؤثر ديويد فينچر (قفل شده روي آن رفت و برگشت‌هاي شديد کلامي بين زاکربرگِ جسي آيزنبرگ و دوست دختر خياليِ او) تحويل دادنِ بهترين صحنه‌ي خالي کردنِ احساسات در سينما و به جريان افتادنِ کارنامه‌ي بازيگريِ روني مارا.

18. فرزندانِ بشر – CHILDREN OF MEN - 2006
جمعيتِ مبهوتِ يک کافي شاپ اخبارِ مردن جوان‌ترين فرد کره‌ي زمين را در تلويزيون تماشا مي‌کنند... کلايو اوونِ بي‌تفاوت، به بيرون مي‌رود... براي ريختن کمي مشروب در قهوه‌اش گوشه‌اي توقف مي‌کند و... بوووووم! يک آشناييِ تند و تيز و خيره کننده براي آينده‌ي نه چندان دور بريتانيا. ( به علاوه، همه اين‌ها در يک برداشتِ طولانيِ استادانه توسطِ آلفونسو کوارون گرفته شده است).

17. تقاطع ميلر – MILLER’S CROSSING - 1990
يک ليوان. يخ. ويسکي و صداي روي تصوير، به شدت لهجه‌دار –گيج و ويج و بروکليني: دارم درباره‌ي دوستي حرف مي‌زنم. درباره ي شخصيت... شيوا و برازنده، اين بهترين صحنه‌ي شروع در کارنامه‌ي کوئن‌ها است. و اصل موضوع ديالوگ است.

16. بازيگر – THE PLAYER - 1992
هجويه ي صنعتِ فيلمِ آلتمن، هاليوود را در يک برداشتِ در حرکتِ هشت دقيقه‌اي معرفي مي‌کند که در آن حضورهاي سريع (باک هنري، پاتريشيا رزنيک، آلن رودلف) شوخي‌هاي گذرا (او تمام فيلم را با يک برداشت در حرکت ساخته است) اتفاق مي‌افتند و داستان را با يک کارت دعوت به مهمانيِ مرگ پيش مي‌برد.

15. شيوه ي کارليتو – CARLITO’S WAY - 1993
يکي منو نزديکِ زمين مي‌کشه... کارليتو (آل پاچينو) لحظات پاياني‌اش را در حالت غم بارِ سياه و سفيد روايت مي‌کند، و با اين کار تمام فيلم را بدل به فلاشبکي در برابر چشمان شما مي‌کند – فلاشبکي که به طرز هنرمندانه‌اي با يک تابلو (رنگي) که او را به"فرار به بهشت" دعوت مي‌کند معرفي مي‌شود.

14. گمشده در ترجمه – LOST IN TRANSLATION - 2003
به عنوان شاهدي براي جذابيت يک تصوير واحد: نمايي از پشتِ اسکارلت جوهانسون در يک شلوارکِ صورتي لطيف. صداي عبور ماشين‌ها، خميازه، موسيقيِ جزئي. کمي غلغلک‌آور است، و بيشتر يادآور يک حال يا احساس – که سوفيا کاپولا براي درآوردنش از نقاشي‌هاي جان کيسير الهام گرفته است.

13. مأمورين مواد مخدر – NARCS - 2002
دومين فيلم جو کارناهان مستقيما ضربه مي‌زند، با دوربين روي دستي از تعقيب و گريز وحشيانه، عصبي و پر از خون و خونريزي که با قهرمانش به اوج مي‌رسد، جيسون پاتريک، تصادفا به يک زن آبستن شليک مي‌کند. خبري از موسيقيِ با مضمون جنايي در اينجا نيست؛ فقط جيغ و دادهاي دردآورِ ناظرانِ بي‌گناه.

احسان سالم
نظرات
پارسا چهارشنبه 20 خرداد 1394 عالي بود..امپاير از اين دست مطالب زياد داره و خيلي خوب هستش که به فارسي ترجمه اش ميکنين
1 1
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط








































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز