یادداشت پویان عسگری بر نهنگ عنبر (سامان مقدم)

رضا عطاران در لحظه‌هاي رمانتيك سعي در بروز بازي متفاوتي دارد كه كمتر از او ديده بوديم. يكي جايي است كه براي اولين بار دختر خبر مهاجرت به آمريكا را به ارژنگ مي‌دهد و عطاران در اوج احساساتي كه در واكنش به حرف دختر به خرج مي‌دهد دستي هم به آلت مردانه‌اش مي‌برد و در يك لحظه آمريكا و دختر و هدف و تصميمش را دست مي‌اندازد

7فاز: مردي ميانسال در استخر به ساعت روي ديوار خيره شده و گذشته‌اش را به خاطر مي‌آورد. قبل از آن از تنهايي‌اش مي‌گويد و علاقه‌اش به تنها چيز/ كسي كه حالش را خوب مي‌كند؛ رويا. كه هم قرار است نام معشوقش باشد و هم به گونه‌اي خيال‌انگيز ميل و علاقه او براي گريز از واقعگرايي را مطرح كند. پسربچه‌اي خيالباف كه از همان كودكي با فقدان مادر در خانه و معشوق در كنارش مواجه شده و آنطور كه خودش در فيلم چندبار آن را بازگو مي‌كند تنهاي تنها است و ترجيح مي‌دهد به دنياي خيال‌انگيز ذهنش پناه ببرد.
نهنگ عنبر يك قلب نمور جريحه‌دار و يك ذهن بي‌نهايت پراكنده و شلخته‌ دارد. داستانش را نه منظم و دسته‌بندي شده كه فله‌وار پيش چشمان تماشاگرش قرار مي‌دهد. براي نقاط عطف احساسي پيش‌درآمد مناسبي وجود ندارد و هر يك از موقعيت‌هاي كاريكاتورگونه ارژنگ صنوبر (رضا عطاران) را اگر با هم يا با هر شغل و مناسبات ديگري عوض كنيد اتفاقي نمي‌افتد. در شكل فعلي طعنه به جبهه و كميته و روزنامه‌نگاري اصلاح طلبانه و كسي كه از فيلم‌بري به باديگارد بودن يك آخوند مي‌رسد، لوس و بي‌ثمر شده و بيشتر از آنكه جدي باشد (كه نيست) ناخنك زدن به چيزهايي است كه مثلن مخاطب حسي به آن دارد و فيلم مي‌خواهد آن حساسيت‌ها را برجسته كند؛ پراكنده‌گو و با لحن‌هاي متغير (گاهي هجو، گاهي فكاهي، گاهي هم جدي) كه همديگر را به راحتي خنثا مي‌كنند. رويكرد فيلم در يادآوري دهه شصت هم قراردادي است. با يادآوري اوشين و مايكل جكسون و فكل مردان و اپل زنان. و اينكه آيا محمود ديني برادر شهرام شب‌پره بوده؟ اينگونه‌ است كه موقعيت‌هاي مثلن كمدي از پي هم مي‌آيند و چون ساختاري براي اين شكل اپيزوديك در نظر گرفته نشده بين زمين و هوا معلق مي‌مانند و كمكي به شخصيت پردازي هيچكدام از شخصيت‌ها نمي‌كنند. اساسن داستاني وجود ندارد كه اين صحنه‌ها بتواند در دلش تعريف شود و يك كل بامعني هدفمند را رنگ‌آميزي كند؛ بدون تمركز، گنده‌گو و سطحي.
اما در ميان اين شلختگي خسته كننده، معدود لحظاتي اتفاق مي‌افتد كه حس و قلب تماشاگر را به تپش مي‌اندازد. مردي در طول دوران مختلف، زني كه دوست دارد را از دست مي‌دهد. شبيه به سنگ بزرگي كه علي حاتمي در «خواستگار» برداشته بود، اينجا سنگ ريزه‌اي از طرف خالقان فيلم، قلب منجمد شده تماشاگر خسته از تماشاي شوخي‌هاي لوس را كمي مي‌نوازد و مردي را به ما نشان مي‌دهد كه با دست خود و از روي بي‌عرضه‌گي كامش را از وصال مسدود مي‌كند. هر چه قدر شخصيت رويا (مهناز افشار) پرداخت، بازي و گريمي معمولي دارد و تماشاگر را از خود دور مي‌كند، رضا عطاران در لحظه‌هاي رمانتيك سعي در بروز بازي متفاوتي دارد كه كمتر از او ديده بوديم. يكي جايي است كه براي اولين بار دختر خبر مهاجرت به آمريكا را به ارژنگ مي‌دهد و عطاران در اوج احساساتي كه در واكنش به حرف دختر به خرج مي‌دهد دستي هم به آلت مردانه‌اش مي‌برد و در يك لحظه آمريكا و دختر و هدف و تصميمش را دست مي‌اندازد. و ديگري در اواخر فيلم و در فرودگاه است كه بروز عاطفه‌ي رنجورش را در مواجهه با زن رنج‌آفرين به تاخير مي‌اندازد و اشك و آه و حسرتش را قورت مي‌دهد. جايي كه نهنگ عنبر بايد به پايان مي‌رسيد. به لحاظ منحني احساسي (ولو ناچيز و پر غلط) كه فيلم تا اين لحظه ترسيم كرده بود، زن بايد براي هميشه مرد را ترك مي‌گفت و سكونتش در ينگه دنيا را ادامه مي‌داد.
فيلمبرداري فرشاد محمدي به سياق چيزهايي كه قبلن از او ديده بوديم نظرگير است و سعي دارد فانتزي الكن روي كاغذ را رنگ و جلا بخشد. فقط كاشكي در آينده از اين اتالوناژ «پفكي» معمول شده در فيلمبرداري‌هايش دست بكشد يا حداقل آنها را واجد طيف‌هاي متفاوتي كند. موسيقي امير توسلي در لحظات عاشقانه فيلم شنيدني است و در ياد تماشاگر مي‌ماند. ملودي تاثيرگذاري دارد كه كمك حال عطاران در بازي لحظه‌هاي حسي كاراكترش مي‌شود.

پويان عسگري
نظرات
سعيد دوشنبه 11 خرداد 1394 صد رحمت به کافه ستاره.فيلم سازان ايراني را چه مي شود؟
5 5
پاسخ
parmida چهارشنبه 27 خرداد 1394 KAfe setare ali bud!!!!

سايه دوشنبه 11 خرداد 1394 بازي عطاران خيلي خوب بود اما خود فيلم چنگي به دل نميزد
13 3
پاسخ

پرهام دوشنبه 11 خرداد 1394 انقدرا هم فيلم بدي نبود..اشاره به زن ذليلي عالي بود
10 2
پاسخ

مسعود دوشنبه 11 خرداد 1394 فيلم بچه زبلهاي توخالي .زن ذليلي را عالي اومدي
0 6
پاسخ

محمود قاسمي دوشنبه 11 خرداد 1394 کلاغ دم سياهش کم بود!
5 5
پاسخ

مونا سه شنبه 12 خرداد 1394 بعد از مدتها فيلمي از سامان مقدم دوست داشتني اکران شده و فيلم بدي هم نيست.تماشاگرپسند و خوش ريتم.با بخشهايي از اين نوشته موافقم اما نه با همش.ميشد مهربانتر بود با فيلم سامان.
19 3
پاسخ
حسن بكس: فيوري رود سه شنبه 12 خرداد 1394 منم پسر خوب و دوست داشتني هستم و ميخوام فيلم بسازم هوارتا...شما ميشه ازش حمايت كني. درضمن قصد ازدواج هم دارما

کامبيز سه شنبه 12 خرداد 1394 سامان پسر خوبيه.به از اينا باش
5 5
پاسخ

بيژن چهارشنبه 13 خرداد 1394 چيزي که عجيبه.. نقدهايي بود که ماني باغباني خوش از فيلماي ايراني ميکرد. با صد مدل کلمه قلمبه سلمبه ميگف فيلما سخيفن و اونارو با فيلماي کارگرداناي اروپايي و هاليوودي مقايسه ميکرد.. خيلي دوس داشتم ببينم خوش چجوري فيلمنامه مينويسه. تا اينکه اين فيلم ساخته شد. حالا ميشه راحت فيلم خودشو با فيلماي ده نمکي مقايسه کرد و به نظرم اين بهترين پاداش براي اين فيلمنامه زيبا ميتونه باشه
9 2
پاسخ
همون چهارشنبه 13 خرداد 1394 ممد باغبوني منظورته؟
بيژن شنبه 16 خرداد 1394 ممد باغبوني چيه؟ ماني باغباني منتقد سينماس. ويدئو نقداش تو برنامه هفت هست. ميتوني ببيني
بامداد سه شنبه 10 آذر 1394 ممد باغبوني اسم شناسنامه اي ماني باغبوني هست :))))

امير بيگ چهارشنبه 13 خرداد 1394 شما همين چهارخونه ي عطاران تو عکسو ببينيد اين دهه شصتيه ؟؟
4 4
پاسخ

آراز جمعه 15 خرداد 1394 قسمت منفي مطلب که درست بود و حرفي توش نيست ولي قسمت مثبت مطلب خيلي خوب بود جالب بود
1 1
پاسخ

parmida چهارشنبه 27 خرداد 1394 akhare film bad tamum shod ,roya nabayad barmigasht,dar kol ghabele tahamol bud
0 2
پاسخ

محمد يكشنبه 7 تير 1394 فيلم خوش ساختي بود سرزنده و شاد حالا هر کي دوس داره بگه من روشنفکرمو خيلي کارم درسته ترجيحا همون کيشلوفسکي خوبه لطفا اينا رو نبينيد سالي يه فيلم خوب مياد اونم اين نقدا کار خراب ميکنه
11 3
پاسخ

سپيده يكشنبه 14 تير 1394 متاسفم انقدر ابلهي... يكم كتاب بخوني و بعد قلم بدست بگيري بد نيست، اسم فيلم اشاره به رمان " موبي ديك "داره كه ميخوان نهنگ عنبر و صيد كنن و يكي از شاخص ترين رمان هاي دنياست طبق نظر مجله گاردين كه اميدوارم حداقل اين مجله رو بشناسي
13 2
پاسخ

شيرين جمعه 26 تير 1394 فيلم سرگرم کننده اي بود. واقعا اين نحوه ي نقد،مغرضانه به نظر مي رسد!
17 1
پاسخ

سپهر پنجشنبه 15 مرداد 1394 ميشه گفت فيلم بامزه ي بدون داستان جامع و کمي پراکنده خصوصا اوايل فيلم‌يکم آزاردهنده بود ولي خب به هرحال مردم خنديدن باهاش واسه روحيه ي افسرده ي مردم‌خوب بود گرچه من با دونفري که رفته بودم هردو بعداز رفت و آمداي رويا و اينکه ارژنگو بازيچه کرده بود چون شرايط مشابهشو داشتن‌گريه کردن
7 0
پاسخ
ويدا جمعه 29 ارديبهشت 1396 منم با خواهر زاده ام رفتم اول خنديد گفت بامزس بعد گريه کرد گفت گريه داره

تينا سه شنبه 27 بهمن 1394 خيلي فيلم قشنگي بود به نظر من .کلي خنديدم .عالي بود
6 0
پاسخ

مينا جمعه 4 تير 1395 افتضاح بود. دقيقا با نقدتون موافقم. چقدر شخصيت عطاران چيپ ،سطح پايين و بوالهوس بود که دست از دوست داشتن يک زن خيانتکار برنميداشت..
1 7
پاسخ
مريم جمعه 29 ارديبهشت 1396 اون عاشق رويا يا بقول تو خيانتکار بود کاش مي دانستي يا دوباره نگاه مي کردي

احسان دوشنبه 15 شهريور 1395 بهر حال نگاه متفاوتي به رابطه دختر و پسر داشت و موانع کليشه اي جلوي رابطه نبود.بعضي جاها ميشه به گريم و طراحي هاي دهه 60ي افرين گفت تا نقد منفي روشنفکرانه
4 1
پاسخ

سيد ابوالقاسم گناوه اي دوشنبه 29 آذر 1395 آخه انقدر سياه نمايي، يعني يه نکته مثبت تو اين فيلم نبود؟!!! مد شده انگار، هر کي ميخواد بگه من خيلي منتقدم مثل اين بنده خدا فراستي شروع ميکنه به سياه نمايي بعد ته تهش هم يکي دوتا خاکستري مياد که بگه نقد من منصفانه و بيطرفانه است .آخه اين که نشد نقد ،به اين ميگن ترور، ما هم قبول داريم که فيلم آنچنان فيلمي نيست ولي نه ديگه تا اين حد که شما گفتي .
5 1
پاسخ

رضا سه شنبه 15 فروردين 1396 نميشه سطحي به اين فيلم نگاه کرد ، قابل تامل بود ، ولي به نظر من ، ميشد نام
بهتري هم برايش انتخاب کرد ،
1 0
پاسخ

ويدا جمعه 29 ارديبهشت 1396 عاااااااااااااااااااآااااآآاااااآاااااا اليييييي بود
2 1
پاسخ

سارا جمعه 29 ارديبهشت 1396 مثلا چي؟؟؟؟؟؟!!!؟؟!
0 0
پاسخ

نگار جمعه 12 خرداد 1396 عالي ممنونم از فيلم زيباتون من دراين فيلم نقش آقاي عطاران وآرمان وخانم آسايش وافشار را دوست داشتم
1 0
پاسخ

خوش جمعه 9 تير 1396 فيلم من امروز ديدم خيلي خيلي خيلي عالي بود....تشکر آقاي عطاران روز خوبيرو برامون آفريدي
2 0
پاسخ

مهراب.بجنوردي سه شنبه 11 مهر 1396 با احترام
فيلم نهنگ عنبر 1و2 فقط درون مايه خاطره بازي نسل 50 و 60 رو داره و مطلب خاصي براي بيننده نداره شايد فقط تنها نکته مثبت بشه اينو گفت که نسل جديد رو با گرفتاريها دل مشغوليها و امال و آرزوهايي که بعضي بزرگ و برخي در اين زمان کودکانه و دم دستي که در زمان خودش براي خيليها آرزو بود رو نشون ميده و بس.... در همين حد هم از عطاران و مقدم و تيمشون تشکر که هرچقدر سطحي نگر ولي براي لحظاتي خنده به لب تماشاچي ميارن. با سپاس
4 0
پاسخ

م.د دوشنبه 28 اسفند 1396 بنظر من فيلم خوبي بود. در اين وانفسا که چپ و راست خبر جنگ و مرگ و مير ميشنوي حداقل کاري که فيلم تونست انجام بده اين بود که تماشاچي رو حسابي خندوند و اصلا هم فيلمش آبکب نبود.
0 0
پاسخ

نگين شنبه 18 فروردين 1397 منم چنين شرايطي رو دارم!!
اون سال که نهنگ عنبر اکران شد تو سينما ديدم، برام يه فيلم کمدي بود، کلي هم باهاش خنديدم. ولي امروز داشتيم کانالارو بالا پايين ميکرديم اون تيکه‌اي رو نشون ميداد که ارژنگ ميگه: ``يعني اصلا برات مهم نيست يه نفر ?? سال منتظرت بوده؟!``
يهو‌ ياد اون آدمي افتادم که ميگه ?? ساله منتظر من بوده! ?? ساله منو دوست داره!
و من ... ??
0 0
پاسخ

نگار يكشنبه 30 ارديبهشت 1397 در کل فيلم قشنگ بود..دهه ها رو تا حدودي تونست به تصوير بکشه و جدا اينکه کار گريمور ايران هم مانند کار دوبله اش بسيار زيباست . بنظرم عشق عطاران ساده و درست بوده که بعد اينهمه سال توو دلش نگهداشت کارش درست بوده چون به عشقش ايمان داشت نه مثل عشقاي پوشالي امروزي ..
جدا از اينکه رويا يک شخصيت مشکلدارو متفاوت از عطآران بود نميدونم شايد چون از طبقه کمي بالاتر از عطآران بود يا چون از بچگي فقط به عنوان يک دوست ميديش يا اينکه عاشق امريکا بود بهر حال همه ي اينا چشم رويا رو به واقعيت عشق عطآران مي بست. هر چي بود دمش گرمش از فيلمهاي گريه کن بهتر بود...

0 0
پاسخ

عاشق جمعه 2 شهريور 1397 به نظرم اين فيلم عالي بود عالي من چند بار ديدم و لذت بردم .آقاي عطاران حرف ندارن بسيار عالي بازي ميکنن
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط


























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز