دیوید تامسون از فیلم‌های مهم تاریخ سینما می‌گوید/ بخش سوم: دهه نود - امریکن بیوتی (سام مندس)

امريكن بيوتي فيلمي‌ست در مكتب فيلم "بزرگتر از زندگي" (نيكلاس ري) يا همان ملودارم‌هاي دهه‌ پنجاهي كه مي‌دانستند يك جاي كارِ آمريكا بدجوري مي‌لنگد. در دهه‌هاي بعد - دوران حقوق مدني، ويتنام، نيكسون، پايان جنگ سرد - ساده اين بود كه گمان كنيم آن گير برطرف شده است. اما اين‌طور نبود. خوشنوديِ معمولي، در همان جامعه‌اي كه بيشترين ارزش را برايش قائل است - و البته رويش هم پافشاري مي‌كند - خودش محل ترديد است. اين كمديِ موقر اما بسيار تند و تيز، يكي از فيلم‌هايي است كه به آن موضوع باز مي‌گردد.

7فاز: صدايي مبهم بر روي نماي مرتفعي از حومه‌ي شهري در آمريکا شروع مي‌کند به حرف زدن که "اسم من لستر برنمهه. اين محله‌ي منه، اين خيابون منه. اين... زندگي منه. چهل و دو سال سن دارم و ظرف کمتر از يک سال، مي‌ميرم." اين آغازي‌ست به همان خوبي آغاز سانست بولوار که در آن جو گيليس در استخر روي شکم خوابيده بود، و يک‌ جورهايي داستان هم همان داستان است: اين‌ که چطور يک رويا در عمل درست از آب در نمي‌آيد.
فيلمنامه، کار آلن بال است،  فيلمنامه‌نويسي موفق در تلويزيون که در مسيرکارش به سام مندس رسيد، کارگردان انگليسي تئاتر که به دنبال ساختن اولين فيلمش بود. مندسي که معمولن با متن‌هاي دشوار سر و کار داشته، آن را چندين بار پشت سر هم خواند و درباره‌اش اين‌طور مي گويد که "نکته‌ي عجيبش اين بود که اين متن تو هر بار خوندن متفاوت به نظر مي‌رسيد. يه کمدي سياه خيلي مبتکرانه. يه داستان معمايي با يه پيچش پايانيِ درست و حسابي. سفري رنگ و وارنگ بين زندگي حومه‌اي تو آمريکا که اين کار رو خيلي هم دقيق و به جا به انجام مي‌رسونه. يه جور داستان‌هاي عاشقانه‌ي پشت سر هم بود. درباره‌ي محبوس شدن تو قفس‌هايي بود که همه براي خودمون ساختيم و فراري که انتظارش رو مي‌کشيم."
توصيفي که خوانديم، توصيف غيرمنصفانه‌اي نبود و فکر مي‌کنم فيلم بيان به جايي از آمريکايي داشت که به نوعي پيچيدگي رسيده، يک پيچيدگي وراي آني که بيلي وايلدر، فرانک کاپرا يا هر کدام از کارگردانان کلاسيک اگر قرار بود چنين فيلمي را بسازند، به آن دست مي‌يافتند. امريکن بيوتي مانند يک رمان سينمايي چندان در چارچوب ژانري خاص نيست. هيچ چيزي در يک گزارش پليس يا روزنامه غير عادي به نظر نمي‌رسد و با اين‌حال از نکات قابل ذکر فيلم است که متوجه مي‌شويم هر اتفاقي که در اين جهان رخ مي‌دهد، بسيار منحصر بفرد است.
اگرچه لحن فيلم عامدانه آرام است - و نريشنِ کوين اسپيسي در نقش لستر در اين زمينه خيلي مهم است - امريکن بيوتي فيلمي‌ست در مکتب فيلم "بزرگتر از زندگي" (نيکلاس ري) يا همان ملودارم‌هاي دهه‌ پنجاهي که مي‌دانستند يک جاي کارِ آمريکا بدجوري مي‌لنگد. در دهه‌هاي بعد - دوران حقوق مدني، ويتنام، نيکسون، پايان جنگ سرد - ساده اين بود که گمان کنيم آن گير برطرف شده است. اما اين‌طور نبود. خوشنوديِ معمولي، در همان جامعه‌اي که بيشترين ارزش را برايش قائل است - و البته رويش هم پافشاري مي‌کند - خودش محل ترديد است. اين کمديِ موقر اما بسيار تند و تيز، يکي از فيلم‌هايي است که به آن موضوع باز مي‌گردد.
مندس فيلم را به طرز ماهرانه‌اي کارگرداني کرده، با وجود اين از فيلمبردارش کنراد هال هم ستايش‌هاي بسياري کرده که اجازه داده تصاوير آنقدر صاف و روان به نظر برسند. تامس نيومن هم با ساخت موسيقي فيلم که شبيه موسيقي‌هاي ساتي (آهنگساز فرانسوي) است نقش مهمي در درآمدن حال و هواي دوپهلوي فيلم ايفا مي‌کند. بازي‌ها نشان دادند که سال‌ها تجربه‌ي تئاتر مي‌تواند منجر شود به اينکه: کوين اسپيسي از آن شيوه‌ي مغرورانه‌اش دست بردارد و خيلي انساني‌تر به نظر برسد. آنت بنينگ محشر بود و تعدادي بازي‌هاي فرعي خوب هم از تورا برچ، وس بنتلي، منا سواري، پيتر گلگر، آليسون جني و کريس کوپر در فيلم وجود داشت.

احسان سالم
نظرات
پرهام شنبه 9 خرداد 1394 اينکه چطور يک رويا در عمل درست از آب در نمي ايد..عالي عالي
0 0
پاسخ

ruholah bsr يكشنبه 10 خرداد 1394 خيلي خوب بود اين متن....ترجمه هم عالي
کلا سطح بالاييد...
3 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط


























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز