گفته‌های دیوید بنیوف و دن وایس درباره فصل پنجم «بازی تاج و تخت»

بنيوف: اولين سالي كه در ايرلند شمالي فيلمبرداري مي‌كرديم، به محض ورود به اداره گمرك از ما مي‌پرسيدند كه مشغول چه كاري هستيم. ما هم جواب مي‌داديم كه مشغول ساخت يك سريال تلويزيوني. آن‌ها مي‌پرسيدند كه "به چه اسمي؟" "بازي تاج و تخت."، مي‌پرسيدند "يك جور برنامه مسابقه و سرگرمي‌‌يه؟" حالا اين روزها وارد اداره مي‌شويم و به ما مي‌گويند: "آريا رو نكشيد!"

اينترتينمنت ويکلي: گردانندگان سريال بازي تاج و تخت به سوالات مهمي درباره فصل پنجم پاسخ داده‌اند. ديويد بنيوف و دن وايس (به همراه برايان کاگمن تهيه‌کننده) درباره تفاوت‌هاي اين فصل، سختي‌هاي پروسه توليد و انشعاب‌اش از کتاب‌هاي جورج آر.آر مارتين صحبت کرده‌اند. متن کامل اين پرسش و پاسخ را در زير خواهيد خواند (و نگران نباشيد، خطر لو رفتن داستان ابداً وجود ندارد):

حالا که فيلمبرداري فصل پنجم به اتمام رسيده فکر مي‌کنيد منحصر بفردترين چيز درباره فصل جديد چيست؟
ديويد بنيوف: سرزمين‌هاي مختلف درحال برخورد با يکديگرند. ما مدت زيادي را به شکلي جداگانه در اقليم‌هاي مختلف به سر مي‌برديم، و سرانجام در اين فصل شاهد رويارويي اين اقليم‌ها در يک تقاطع‌ايم. تماشاي کاراکترهايي آشنا در مکان‌هايي غريبه به شدت هيجان‌انگيزست. خوشبختانه با پيشروي داستان تعامل کاراکترها بسيار بيشتر از اين خواهد شد.
دن وايس: تقريبا مثل دوباره تاس انداختن مي‌ماند. يکي از لذت‌هاي ساخت چنين چيزي اين است که شما قادريد هربار انرژي و حيات جديدي به آن تزريق کنيد، نه تنها با انجام‌ کارهاي بزرگ‌تر و پرزحمت‌تر - کاري که ما قرار است انجام دهيم - که با بازي دادن آدم‌ها در مقابل و عليه يکديگر، کساني که هيچ‌گاه پيش از اين يکديگر را ملاقات نکرده‌اند.
برايان کاگمن: خطوط داستاني به ترکيبي بسيار هيجان‌انگيز نزديک مي‌شوند. اين چيزي شبيه به فاز دوم تاج و تخت است. صحنه اجرا و تمام وسعت اين دنيا به شدت گسترده شده. اين فصل فصلي غني و بزرگ خواهد شد. همچنين بسياري از کاراکترهاي اصلي‌مان از طرق مختلف خود را در جايگاه قدرت حس مي‌کنند، بعضي در جستجوي آن هستند و بعضي ديگر هم اتفاقي به آن برمي‌خورند. و اگر يک تهديد اصلي وجود داشته باشد، رفتار اين کاراکترها در موقعيت توانمندي‌ست، حالا که آن را در اختيار داري پس قدم بعدي چه خواهد بود؟ چيزي که درباره جهان جورج فوق‌العاده‌ست تفحص در معناي واقعي رهبري و حکمراني‌ست. قرار است که هزارتوي سياست اين جهان بيشتر نمايش داده شود. نکته ديگر هم برخورد کاراکترهاي مختلف با يکديگرست.

تريلر فصل جديد، تيرين را نشان مي‌دهد که در جستجوي دني‌ست. اما بهترست به سراغ ديگر کاراکترهاي محبوبي برويم که نقش بزرگي  در اين فصل ايفا خواهند کرد. آريا (ميسي ويليامز)؟
بنيوف: آريا در پيروي از سرنوشت خود به سوي براووس درحال حرکت است، چيزي که براي ما بسيار خوشحال کننده‌ست. او زمين‌هاي خالي از سکنه زيادي را طي چند سال با يک لباس و گريم يکنواخت زير پا گذاشته و حالا قرار است ظاهري جديد پيدا کند، آرايش موي جديد و آدم‌هاي جديد براي رفاقت يا جنگيدن؛ تا چه مورد باشد. اين فصل براي آريا بسيار هيجان‌انگيزست و ميسي درواقع عاشق اين فصل است.

جان اسنو (کيت هرينگتون)؟
بنيوف: اين فصل مهمي براي جان است. او واقعا درحال پيشرفت است و قصد رهبري دارد. در آغاز جنگ کسل بلک او ثابت کرد که توانايي اين کار را دارد. او کنترل همه چيز را در دست گرفت و به راستي بقيه را هم نجات داد. در اين فصل او قرار است اختيارات بيشتري پيدا کند و متعاقبا مسئوليت‌ها و فشارهاي آن را هم به گردن بگيرد. او ميان دو پادشاه قدرتمند گرفتار شده ، استنيس باراثئون (استيفن ديلين) و منس ريدر (سايرن هايندز)، و هردوي آن‌ها را هم از جهات مختلفي تحسين مي‌کند، با اين حال اين وضعيت براي او طاقت‌فرساست چراکه هيچ کدام از اين دو پادشاه خيال سازش و مصالحه ندارند.

سرسي (لنا هدي)؟
بنيوف: او از جهات مختلفي تنها شده است. سرسي از آن دسته آدم‌هايي نيست که تنها گذاشتن‌شان براي مدتي طولاني کار درستي باشد، چراکه او افکار تاريکي دارد و حالا توانايي به اجرا درآوردن اين افکار را هم پيدا کرده. فصل پنجم براي او شبيه به يک قوه محرکه است و تماشاي لنا و قدم گذاشتن‌اش به اين محدوده خارق‌العاده است.

دني (اميليا کلارک)؟
بنيوف: او به عنوان يک فاتح کاملا موفق بوده و حالا مشکلات فرمانروايي جلوي پاي او سبز شده‌اند. کشورگشايي دو حالت بيشتر ندارد، برد يا باخت. اما با حکمراني‌ست که بايد هر روز تصميمات پيچيده‌اي گرفت، و اغلب هيچ جواب درستي هم وجود ندارد. مسئله فقط اينجاست که قرار است در طي روز چه کساني را با اين تصميمات برنجانيد و مسسب اوقات تلخي‌شان شويد. او در تقلاست که در مسير اجراي عدالت به درستي قدم بردارد و کم کم متوجه مي‌شود که چنين چيزي در حين حکومت بر شهر بزرگي مثل ميرين ناممکن است.

قرار است به دورن سفر کنيم. چه چيز هيجان‌انگيزي در رابطه با اين اقليم براي شما وجود دارد؟
وايس: ما بسيار خوشحاليم که توانستيم آن را هم به مجموعه پيوند دهيم. صادقانه بگويم که از ابتدا مطمئن نبوديم که چنين کاري مناسب باشد، به دليل بودجه و زمان‌بندي و خود داستان. بايد از جهات مختلفي آن را آزمايش مي‌کرديم. اما دورن کشور مهمي‌ست. در بين تمام مکان‌هايي که در وستروس دوست داريد زندگي کنيد، اين يکي جاي مناسب‌ و بسيار ايده‌آلي به نظر مي‌آيد. شبيه به برزيل خودمان است، ما درباره دورن روياپردازي مي‌کنيم و به اين فکر مي‌کنيم که مردم آن‌جا چه زندگي‌اي دارند. و اينديرا وارما (که فصل پيش در نقش ايلاريا سند معرفي شد)؛ وقتي که شما بازيگر کاليبر بالايي مثل او در اختيار داريد دوست داريد همه چيز مضاعف باشد. سندهاي افعي (هشت دختر حرامزاده پرنس اوبرين مارتل) هم يک افزودني سرگرم‌کننده و هيجان‌انگيز به چنين دنيايي هستند. پرنس اوبراين مارتل در فصل گذشته پنجره کوچکي به سوي اين دنيا باز کرد، و حالا ما فرصت اين را داريم که از ميان اين پنجره بگذريم و به راستي شاهد باشيم که اين چه دنيايي‌ست که باعث شد ما اين مرد را تا اين اندازه دوست داشته باشيم.

بزرگترين چالش اين فصل چيست؟
وايس: بزرگترين مشکل در حين ساخت اين فصل مربوط به دو صحنه بود که بسيار بزرگتر از مقياس‌هاي گذشته ما بودند، بزرگتر از هرچيزي که پيش از اين نمايش داديم. شايد براي هر سکانس 17 روز زمان مي گذاشتيم. اين چيزي بود که هيچ‌گاه پيش از اين وارد آن نشده بوديم. جلوه‌هاي ويژه بسيار زيادي در اين صحنه به کار گرفته شده‌اند.
بنيوف: هر سال از سال قبل سخت‌تر مي‌شود. ما پس از اتمام هر فصل فقط اميدوار هستيم که فصل بعدي آسان‌تر شود اما اين يکي از همه دشوارتر بود چراکه اين‌بار بيشتر از هرزمان ديگري فيلمبرداري‌هاي خارجي داشتيم.

شنيده‌ام اژدهاي اين فصل هم از هميشه بيشتر است؟
بنيوف: اين موجودات با بزرگ شدن‌شان پيچيده‌تر هم مي‌شوند. دني گفت که او مادر اژدهايان است و منظورش از اين حرف چيزي کنايي نبود، اژدهاها تنها فرزندان او هستند، آن‌ها چه از لحاظ جسماني و چه هويتي مخلوقات بزرگي هستند و اين نکته باعث پيچيدگي بهره‌وري از آنان مي‌شود، چه از لحاظ قصه‌گويي و چه ساخت. اگر کاراکترهاي ديگر ما پيش از اين لحظات کليدي خود را رقم زدند من مي‌گويم که اين فصل به طور قطع تا به امروز بزرگترين حضور اژدهاها در صحنه است.

يکي از بازيگران پيش از اين اشاره کرده بود که فراهم کردن بودجه براي اين فصل چندان مشکل‌ساز نبود.
وايس: مشکل بودجه تا حد زيادي با مشکل زمان جابه‌جا شد. هنوز هم مشکلات مالي وجود دارند، چراکه بودجه تلويزيون با سينما بسيار متفاوت است. هر زمان که نوبت به استفاده از جلوه‌هاي ويژه برسد شما بايد انتخاب کنيد. ما محدوديت تعداد روزهاي مجاز براي فيلمبرداري در يک سال را پشت سر گذاشتيم.

در اين فصل مسيرهاي انحرافي بيشتري هم ديده مي‌شود، در مقايسه با کتاب‌ها.
بنيوف: به نظر من اين اتفاق در هر فصل با شدت بيشتري رخ مي‌دهد. فصل اول به شکل حيرت‌انگيزي وفادارانه ساخته شد. فصل بعد انحراف نسبتا محسوسي پيدا کرد . اين انحراف بايستي در هر فصل بيشتر شود. اگر قرار بود که تمام و کمال به کتاب جشني براي کلاغ‌ها وفادار بمانيم در اين صورت مجبور بوديم نصف بيشتر کاراکترهاي مهم را از اين فصل حذف کنيم. موضوع هميشه بر سر يک اقتباس همه جانبه و پيروي از نقشه‌اي بوده است که جورج در اختيار ما گذاشته . اين يک اقتباس است، و بايد به شکلي اجرا شود که دوام داشته باشد و زنده بماند. هميشه افرادي وجود دارند که مي‌خواهند همه چيز دقيقا مثل کتاب‌ها باقي بماند. اما اين هيچ وقت براي ما يک انتخاب نبوده.
کاگمن: ريسک اين فصل از مابقي فصل‌ها بيشتر بود، از لحاظ داستان‌پردازي، و واقعا هم کار دشواري بود. ما با دو کتاب سنگين براي اقتباس مواجه بوديم و مي‌بايست علاوه بر تعقيب  تم‌هاي اصلي کمي هم کار خودمان را مي کرديم.

همين‌طور که به پايان کتاب‌هاي تا به اينجا چاپ شده جورج نزديک مي‌شويد لازم است که چرخشي هم در بين بازيگران ايجاد شود، کسي نمي‌داند تا کي زنده خواهد بود.
بنيوف: دقيقا. همه کنجکاو هستند. بعضي‌ از بازيگرها تمايلي به فهميدن اين موضوع ندارند. بعضي ديگر هم مي‌خواهند همه‌چيز را بدانند. اما اگر کسي زمان دقيق مرگ‌اش را بداند، ما هيچ‌گاه نمي‌خواهيم  به شکلي بازي کند که انگار سرنوشت خود را پذيرفته‌ست.

جورج هيچ اپيزودي را براي اين فصل ننوشته است، بعضي از طرفداران کنجکاوند بدانند که آيا همه چيز بين شما خوب است يا نه.
بنيوف: ما درباره همه چيز با يکديگر موافق نيستيم اما رابطه بسيار خوبي با او داريم. جورج قصد دارد کتابش را تمام کند، بنابراين زماني که تصميم گرفت براي اين فصل ننويسد هيچ بحثي به وجود نيامد. او فقط حس کرد که بايد اولويت را به کتاب بدهد و ما کاملا اين موضوع را درک مي‌کنيم.

سوالي که مدت‌ها درگير آن بودم اين است که با رسيدن زمستان برخي از مناطق همچنان بي‌برف هستند، فکر کنم که زمستان چندان اثري نداشته باشد، ميانگين ميزان بارش برف در کينگز لندينگ چطورست؟
کاگمن: هيئت منصفه هنوز در حال بحث بر سر ميزان بارندگي در قسمت‌هاي مختلف‌اند. شکل حقيقي بارش برف تنها در مناطق شمالي نمود پيدا مي‌کند. نکته جالب اين است که اين موضوع نه تنها تبديل به يکي از بخش‌هاي ريشه‌اي داستان شد که بسيار کاربردي هم عمل کرد. آب و هوا از مسيرهاي جالبي داستان را تحت تاثير خود قرار خواهد داد.

ريتينگ (ارزش‌گذاري) سريال هرسال بالاتر مي‌رود. آيا اين موضوع به شما براي ارتقاي سطح کيفيت سريال فشار مي‌آورد؟
وايس: بله. کساني که سريال را تماشا مي‌کنند درواقع نوعي پيمان ناگفته با شما مي‌بندند و شما مسئوليت تهييج آنان را برعهده داريد. آن‌ها با انتخاب اين سريال درميان تمام سريال‌هاي ديگري که مي‌توانستند تماشا کنند به شما لطف کرده‌اند و اين باعث مي‌شود حس کنيد که مديون تماشاگران خود هستيد.
بنيوف: اولين سالي که در ايرلند شمالي فيلمبرداري مي‌کرديم، به محض ورود به اداره گمرک از ما مي‌پرسيدند که مشغول چه کاري هستيم. ما هم جواب مي‌داديم که مشغول ساخت يک سريال تلويزيوني. آن‌ها مي‌پرسيدند که "به چه اسمي؟" "بازي تاج و تخت."، مي‌پرسيدند "يک جور برنامه مسابقه و سرگرمي‌‌يه؟" حالا اين روزها وارد اداره مي‌شويم و به ما مي‌گويند: "آريا رو نکشيد!"

ويسنا فولادي
نظرات
حميد جمعه 29 خرداد 1394 خخخخخخخخخخخخخخخ

"آريا رو نكشيد!"
1 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط
































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز