دیوید تامسون از فیلم‌های مهم تاریخ سینما می‌گوید/ بخش سوم: دهه نود - ادوود (تیم برتون)

ساختن اين فيلم جوري كه شبيه فيلم‌هاي اد وود باشد - همان چالش ماجراست و گوياي اين است كه جدا از كنترل كلي برتون بر فيلم، بخش بزرگي از فيلم مديون فيلمبرداري سياه و سفيد و كم‌نظير استفان چاپسكي است كه اجازه داد بقيه، شيوه‌ي نورپردازي پركنتراستِ وود را ببينند و در عين حال چيزهايي هم از خودش به زيبايي‌شناسي فيلم اضافه كرد.

7فاز: ادوارد دي. وود جونيور (1922-78) در دوران زندگيِ پرابهامش مشهور بود به -شايد- مشتاق‌ترين و - احتمالن- كم‌استعدادترين كارگردان موجود. او فيلم‌هايي مانند "گلن يا گلندا" يا "نقشه‌ي شماره‌ي 9 از فضا" را ساخت (وسيله‌اي استاندارد براي بلا لگوسي رو به موت). جمع دانشگاهيِ باصفا و كالتي حول فيلم‌هاي او كه در دهه‌هاي شصت و هفتاد به نمايش درآمدند شكل گرفت. اد وود، واقعن فيلمي‌ لطيف و خوش‌بينانه درباره‌ي اين آدم است كه به طور مساوي حاصل دست‌رنجِ حس كارگرداني تيم برتون است با احساسي بالاتر از استعدادش و عدمِ خودآگاهي عامدانه‌ي جاني دپِ خارق‌العاده در نقش اصلي.
داستان فيلم از كتابِ "كابوسِ خلسه" نوشته‌ي رودلف گري برداشت شده است و فيلمنامه، نوشته‌ي اسكات الكساندر و لري كاراژفسكي است، و به گمانم بايد اين نكته را ذكر كرد كه تحقيقات بسيار خوبي براي فيلم انجام شد آن هم با كمترين ميزان دخالتِ قضاوت‌هاي تند و تيزي كه موجود بودند. به عبارت ديگر پرداختن به وود به شيوه‌ي خودش - و ساختن اين فيلم جوري كه شبيه فيلم‌هاي اد وود باشد - همان چالش ماجراست و گوياي اين است كه جدا از كنترل كلي برتون بر فيلم، بخش بزرگي از فيلم مديون فيلمبرداري سياه و سفيد و كم‌نظير استفان چاپسكي است كه اجازه داد بقيه، شيوه‌ي نورپردازي پركنتراستِ وود را ببينند و در عين حال چيزهايي هم از خودش به زيبايي‌شناسي فيلم اضافه كرد. همچنين مديريت توليد (تام دافيلد) كارگرداني هنري (اوكوويتا) دكوراسيون (كريكت رولند) و طراحي لباس (كالين آت‌وود) هم كارشان را خيلي خوب انجام دادند.
فيلم پس‌زمينه‌ي داستاني خودش را تعريف مي‌كند اما روي قصه‌ي ساخته شدن فيلم "نقشه‌ي شماره‌ي 9 از فضا" تمركز دارد و بنابراين حول بلا لاگوسي با بازي عميق و دلچسب مارتين لاندا مي‌گردد (كه به خاطر اين نقش برنده‌ي اسكار شد) كه گريم رنگ‌پريده‌ي ريك بيكر هم كمك زيادي به آن كرد. ولي در عين حال لاگوسي در مقايسه با خودِ اد وود و آن چند احمقي كه او براي كمپاني فيلمسازي جور كرد نقش ساده‌تري‌ست. دپ آن زمان هنوز جوان بود، سال‌ها بعد شخصيت به شدت كالتي شده اما هنوز در توانايي‌هايش به عنوان بازيگر جاي سوال است. اين فيلم قصد داشت به آن حرف و حديث‌ها پايان دهد. او توانست بازي الهام‌بخشي به نمايش بگذارد - مي‌توانيد ببينيد وود چطور خودش را باور دارد و ديگران را هم به اين امر متقاعد مي‌كند. همچنين بايد سارا جسيكا پاركر را هم تحسين كنم. پاتريشيا آركت، جفري جونز، جي دي اسپرالدين، بيل موري (در نقش باني بريكينريج) مايك استار، مكس كسلا، برنت هينكلي، ليزا ماري (در نقش ومپريا) و جرج استيل.
اما بايد يك خسته نباشيدِ حسابي به وينسنت دونفوريو بگويم، كسي كه يك تك‌صحنه در نقش اورسن ولز ظاهر شد. اورسن ولزهاي زيادي تابحال روي پرده ديده شده‌اند (از جمله به دست خود ولز) و فكر مي‌كنم پيداست كه او در عين داشتنِ چالش و وسوسه‌اي جدي براي بازي در اين نقش، به همان ميزان به آن ديد انتقادي هم داشته. نسخه‌ي دونفوريو لحظه‌اي‌ست كه او وود را به عنوان همراهش در جستاري غريب مي‌پذيرد و حال و هوايش خيلي به اورسن ولز نزديك است. حيف است كه شانس ساخته‌ شدنِ يك فيلم زندگي‌نامه‌اي با بازي اين بازيگر را از دست بدهيم. احساس مي‌كنيد كاش مي‌شد دونفوريو ارسن ولز باشد - و ولز اد وود - آن وقت كسي چه مي‌داند... شايد اوضاع دلپذيرتر مي‌شد.

احسان سالم
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




















































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز