یادداشت نویسنده 7فاز بر اپیزود سوم فصل پنجم «بازی تاج و تخت»

مدتها است كه از مرگ ند استارك گذشته اما سايه حضورش بيشتر و بيشتر بر سريال سنگيني مي‌كند. خانواده‌هايي كه هنوز به او وفادارند و زير يوغ بولتون‌ها نمي‌روند و پوست‌شان بابت همين كنده مي‌شود و تم محزون موسيقي وينترفل كه همزمان با حضور سانسا در شمال و در آستانه قلعه كيلين شروع به نواختن مي‌كند و داغ شمال بدون استارك هم تازه مي‌شود. پيتر بيليش، سانسا را به ازدواج با رمزي ترغيب مي‌كند. بله. رمزي بولتون و سانسا استارك. دو سر غم‌انگيزترين واقعه سريال بازي تاج و تخت. عروسي خونين.
7فاز: مدتها است که از مرگ ند استارک گذشته اما سايه حضورش بيشتر و بيشتر بر سريال سنگيني مي‌کند. خانواده‌هايي که هنوز به او وفادارند و زير يوغ بولتون‌ها نمي‌روند و پوست‌شان بابت همين کنده مي‌شود و تم محزون موسيقي وينترفل که همزمان با حضور سانسا در شمال و در آستانه قلعه کيلين شروع به نواختن مي‌کند و داغ شمال بدون استارک هم تازه مي‌شود. پيتر بيليش، سانسا را به ازدواج با رمزي ترغيب مي‌کند. بله. رمزي بولتون و سانسا استارک. دو سر غم‌انگيزترين واقعه سريال بازي تاج و تخت. عروسي خونين. بولتون‌ها براي اتحاد با استارک‌ها و ايري‌ها که بعد از مرگ تايوين لنيستر برايشان ضروري به نظر مي‌رسد و بيليش براي قدرتمند شدن و روياي تسلط بر وستروس و براي سانسا اين هم خشتي ديگر بر تيره‌روزيهاي اوست يا فرصتي براي انتقام يا يک زندگي تازه؟ دور از قلعه کايلين برين تارث براي پادريک از رنجي که به عنوان دختري زشت و غول‌پيکر برده حرف مي‌زند و براي اولين بار صميميتي بينشان شکل مي‌گيرد و درون قلعه هم تئون گريجوي سانسا را از دور مي‌پايد. به نظر مي‌رسد که او نزد تماشاگران هم کفاره خيانتش را پس داده و آنقدر مصيبت چشيده که شايسته اين باشد تا فرصت دوباره‌اي برايش شکل بگيرد. شايد براي حمايت از سانسا از دست هيولايي مثل رمزي و معشوقه‌‌اش ميراندا که احتمالا دختر بزرگ استارک‌ها را راحت نخواهد گذاشت. شمال، آماده تغييرات تازه است. 
بالاتر از سرزمين‌هاي شمالي ، استنيس بعد از انتخاب جان اسنو به عنوان فرمانده ديوار، هنوز در آنجا اقامت دارد و از جذب جان اسنو در لشکرش نااميد نشده. سر داووس که پيش از اين دوست سياه دزد دريايي‌اش و بانکداران براووس را براي حمايت از استنيس قانع کرده بود از اين تخصصش براي ترغيب جان جهت پيوستن به تنها وارث خوني رابرت باراتئون استفاده مي‌کند. جان اسنو اما هنوز مسير تکاملش را کامل نکرده. راهي را که از حرامزاده‌اي که حتي اجازه حضور در ميهماني وينترفل نداشت آغاز کرد و حالا در مقام لرد فرمانده ديوار در لحظه کليدي التماس جانوس اسلينت براي بخشوده شدن، شمشيرش را که يادگار مورمنت فقيد است بر روي گردنش فرود مي‌آورد. 
جانوس پيش از اين توسط تيريون لنيستر از مقام فرماندهي گارد سلطنتي خلع شده بود و اينبار به دست جان اسنو گردنش زده شد. زنجيره‌اي پرمعنا که پاکان سرزمين را به هم متصل مي‌کند. تيريون و لرد واريس در راه رسيدن به ميرين در فاحشه‌خانه‌اي در ولانتيس توقف مي‌کنند. جايي که تيريون از خوابيدن با زنان که پيش از آشنايي با شي بزرگترين لذتش بود عاجز مي‌ماند. و در گوشه‌اي، سر جوراه مورمنت، مردي که گويا محکوم به سرگرداني‌ست و از تماشاي روسپياني که با لباس دنريس محبوبش مردان را اغوا ميکنند به ستوه آمده، او را مي‌يابد و دستگير مي‌کند تا نزد ملکه‌ ببرد. 
در جايي ديگر از شرق در براووس، آريا در خانه سياه و سفيد آماده آموزش‌هاي جاکن هاکار به قصد بي‌چهره شدن مي‌شود. و در آغاز بايد خود را از هر چيزي که هويت قبلي او را ساخته جدا کند اگر چه نمي‌تواند از شمشيرش، نيدل دل بکند. آريا بعد از مدت‌ها لباسي دخترانه به تن مي‌کند و در معبد آماده فعاليتهايي ميشود که بيشتر شبيه نوعي مناسک مذهبي‌ست و آريا در قالب يه راهبه‌ي کوچک در آمده. اگرچه اسرارآميزتر و پيچيده‌تر به نظر مي‌رسد. 
زيباترين زن هفت اقليم در پايتخت در لحظه ازدواج پسر کوچکش با مارجري تايرل، آخرين دلبستگي‌هايش را از دست رفته مي‌بيند. او حالا در مقابل عروس متلک‌پران تلخ‌زبانش که با ازدواج با تامن آرزوي ديربازش را که ملکه شدن بوده به دست آورده، قامت مادري را پيدا مي‌کند که براي تماشاگر سمپات‌تر است. چرخش‌هاي داستاني سريال در هر فصل باعث مي‌شود که کاراکتري چون سرسي که در فصل گذشته در مقابل تيريون قرار گرفته بود و نفرت تماشاگران را برانگيخته بود حالا بتواند همدلي انها را دوباره برانگيزد. به خصوص که در شروع سريال دريافته‌ايم که قرار است شاهد نابودي و زوال او باشيم. 
در دو قسمت قبلي ديديم که در ميرين انجمن پسران هارپي شکل گرفته‌اند. به نوعي نژادپرستاني که به راست‌هاي تندروي اروپايي شباهت دارند. اينجا در کينگز لندينگ در مقابل، افراطيون مذهبي سر بر آورده‌اند که به گنجشک‌ها معروفند. آنها در اولين اقدام سپتون اعظم روحاني ارشد سلطنتي را به دليل رفتارهاي وقيح جنسي‌اش در ملاعام تحقير مي‌کنند و سرسي به محل تجمع آنان مي‌رود تا رهبرشان، گنجشک اعظم (هاي اسپارو)، که به اطعام فقرا مشغول است را به عنوان سپتون اعظم منصوب کند و با آوردنشان به قدرت بتواند بر آنها کنترل داشته باشد. او که پيش از اين کايبرن، طبيب نامتعارف را به هيات مشاوران خود آورده بود. کايبرن که مشغول آزمايش‌هاي عجيب انساني خويش است و فراموش نکنيم پيکر مانتين يکي از موش‌هاي آزمايشگاهي اوست که معلوم نيست قرار است به چه موجودي بدل شود.
کاوه اسماعيلي
نظرات
عليرضا سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 با تمام احترامي که براي آقاي اسماعيلي قائلم ولي انصافا در حد نوشته هاي پارسال نمينويسين! انگار يه جورايي عجله دارين در عرض 24 ساعت يه متني رو سر و هم بندي کنين بدين بره! جزو بهترين يادداشت هايي که من از شما خوندم يادداشت فصل 4 قسمت هاي 3 و 8 و 6 بود! مخصوصا 8 که درباره کشته شدن سوسک ها توضيح ميدادين! ولي امسال نه!
5 1
پاسخ
آراز سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 نوشته سوسک ها عالي بود بي نظير بود

عليرضا سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 خب بدين يکي ديگه بنويسه! مثلا آقاي امير حسين جلالي يادداشتشون درباره ده مرگ به يادماندني عالي بود يا ياداشتشون درباره استنيس باراتيون! يا مثلا خانم ندا ميري درباره هفت شخصيت زن برگزيده!
2 2
پاسخ
انوشه سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 خودت چرا نمي نويسي؟
سرسي لنيستر سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 دوست خوب به روند و فضاي خود سريال توجه کنيد. پارسال فضا از همان اول کار متشنج بود و سريال کوبنده آغاز شد و پر بود از بالا و پايين هاي احساسي و همچنين اتفاقات شوک آور. در صورتي که امسال اينطوري نيست. همه چيز خيلي آرام و زيرپوستي داره پيش مي ره و در واقع در حال معرفي کرکترهاست در عصر جديد. فضاي عمومي هفت اقليم تغييرات عظيمي کرده، خانواده ها زير و رو شدن، آدم هاي مهمي مردن، نقطه هاي قدرت جابجا شدن و ... در نتيجه آدم ها در اين دوران جديد رويکردهاي تازه دارند و کلي دستخوش تغييرات بودند. سريال فعلا داره مدلِ تازه همه اين شخصيت ها رو محک مي زنه و معرفي مي کنه. آقاي اسماعيلي نه تنها نويسنده مسلطيه، که نگاه تيز و دقيقي هم داره و ضمنا بي طرف و همه جانبه مي نويسه. ببين چه خوشگل نوشته جايي که تيريون از خوابيدن با زنان كه پيش از آشنايي با شي بزرگترين لذتش بود، عاجز مي‌ماند (آمين)... اذيتش نکن خلاصه

لاب سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 زيباترين زن هفت اقليم سوفي ترنره
4 4
پاسخ
سرسي لنيستر سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 زيباترين زن هفت اقليم منم و شما هم لا تَشُكَنَّ، فَوَدَّ الشَّيْطانُ أَنَّكَ شَكَكْتَ... سوفي ترنر تهش يه دختر بچه زيباي خوش لنگ و پاچه ست کو تا برسه به مرزهايي که ما ازش گذشتيم! والا هي ترنر ترنر مي کنن
لاب سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 دهه ات گذشته مربي

ايمان سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 يادداشت ها داره بهتر ميشه. اين از دوتاي قبلي بهتره ولي هنوز به پارساليا نمي رسه. اونا خيلي پرشور و حال بودن.
2 0
پاسخ
نام(الزامي) سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 اونجور که بايد منطقي نيست و اون پرشورو نداره

آراز سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 موافقم که به خوبي پارسالي ها نيست ولي مخالفم که نويسنده عوض بشه
2 0
پاسخ

fahimeh سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 خب اخه اين فصل هم به جذابي فصلهاي گذشته نيست که نوشته هاش هم بخواد جذاب باشه.
حتي توي کتابهام گمونم همين فصل کمترين اتفاقات رو داره.
1 1
پاسخ

رضا سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 خب فصل 4 يجورايي داستاني که توي 2 و 3 پرداخته شده بود اوج مي گيره. فصل 5 هم داره آمادمون مي کنه براي يه اوج ديگه. عجله نکنيد
0 0
پاسخ

کينگ روبرت سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 اين نوشته ها ريکپن و نه هيچ چيزي زياد تر يا کم تر، ولي "سر کاوه" به نظر منم دچار بهار گرفتگي شده يا شايدم داره با لرد محبوبش تيريون که زير بار رنج و شرم پدرکشي خميده و حيرون شهراي آزاده همذات پنداري مي کنه.. بالاخره طبيعيه که نوشتن از تيريون تو بيدادگاه پدرش يه چيزه و وقتي کت و پال بسته و نسخ و کتک خور سر جورا باشه يه چيز ديگه..
پارت سانسا که يکي ديگه از تغييرات کلي سريال نسبت به کتاباس(به جاي فيک آريا يا "فاريا / faria) به نظرم عالي در اومده، به خصوص در تقارن با آريا به عنوان ور ليانايي قضيه: "وظيفه" در مقابل خاندان(شعار خاندان مادريش "تالي": «خانواده، وظيفه، افتخار») يا تک روي و تک پري و تبديل شدن به يه "زن مردونه" مثلا(مثل سه تا دختر حرومزاده اسطوره کله خري پرينس اوبرين فقيد). شکوه ورود ليدي سانسا به وينترفل جديد و خوني که تو رگ شماليا مي دوه(پيرزن خدمتکاري که the north remembers رو براي اولين بار تو سريال به بانوش يادآوري مي کنه) و حضور نمادينش تو آرامگاه باستاني خاندان استارک(و شرمنده نمي تونم يادآوري نکنم اين خفني ناديدني دي اند دي رو در اداي دين به اعليحضرت فقيد روبرت، وقتي که سانسا خم مي شه و پر سياه رنگي رو که روبرت در پايلوت سريال تو دست تمثال معشوقه به يغما رفته اش مي ذاره برميداره و ميذاره سر جاش تا همه بدونن پرچم روبرت و رفيق بي سرش هميشه بالاس) رو مقايسه کنيد با پارت آريا که دقيقا مثل يه پيام بازرگاني از کل ساختار جهان داستان جداس تا تاکيد کنه آدمي به ريشه ها و تبارش ارزش پيدا مي کنه و نه به زبل بازي و جدي گرفتن خودش، همينه که جذاب ترين پارت دخترک اتفاقا وقتيه که يادگار برادرش رو نمي تونه بندازه دور..
و اما درباره سرسي لنيستر... بي خيال، در شان پادشاه نيست که حرف زنا رو جدي بگيره. فقط اينکه زيبا يا زشت اين زنک با تمهيد توطئه همسر تاجدارش چيزي رو زير خاک کرد که تا هفت پشت خاندانش رو به باد داد و حالا تازه هنوز روزاي خوبشه که بازي روزگار داره کينگ اسلير بودنشو تو سرش مي کوبه چپ و راست: روبرت بد بود که زن بارگي مي کرد و تو رگاش جاي خون الکل بود ، پس حالا هي الکل بخور و با همه بخواب تا روز داوري از راه برسه يور گريس..
1 3
پاسخ
سرسي لنيستر چهارشنبه 9 ارديبهشت 1394 بهارگرفتگي که رده چون پارسال هم بهارونه مي نوشت لرد وينترفل... شايد با تاخير عزاداره! مثلا براي از دست رفتنِ خاکِ و خونه. به ساکنان شمال بايد حق داد بالاخره! يا شايد هنوز از رنج صداي خش خشي عزيزترين وحشي مجموعه رها نشده وقتي در حال فرو افتادن گفت بايد توي غار مي مونديم... و اوه! تيريون! روبرت بيا درباره تيريون حرف نزنيم. مي دوني که من روش حساسيت دارم ديگه! اون هم در اوج خشم عميقم!... اينا رو گفتم که بگم فارغ از بحث همذات پنداري نويسنده محبوب ما با تيريون محبوبش، اون بند اول کلا عالي بود. يعني تيريون حالش خوب مي شه دوباره؟ نکه بتونه با زن ها بخوابه ها! نه!!!... اون لوندي هوشمند طناز برگرده بهش... يا که رنج خويشتن کشي داغ شده روش الي الابد؟ تيريون نرم و منعطف و سياس و اهل مذاکره، به وقتش تيري که بايد مي کشيد رو کشيد و خودش رو از يه زخم هزارساله آزاد کرد. اه! آدم دوست داره نازش کنه لعنتي رو. نيگاش آخه! ديدي چطوري گفت تو سر جوراه مورمونتي! بگذريم از تيريون. دو تا لحظه موسيقايي شاهکار داشت، يکي اونجايي که سانسا رو مي کنه به شمال و اسبش رو هي مي کنه... و يکي اونجا که آريا نيدل رو نمي اندازه تو آب. اوج گرفتن آروم و ملايمي داره موسيقي که حزنش موکد مي شه رو حزن تصوير. آريا اصلا خوب نيست اين سيزن. از اول هم من که نبودمش! پسندِ متوسطيه کلا. پسندِ سليقه متوسط که از اين شلوغ بازيا دوست دارن و ذوق مي کنن... سانسا اما خوب شده اساسي و چه خوب گفتي اون بازگشت به ريشه ها رو. و اما... سرسي دوست داشتني تر شده ها. نگاش کن نگاهش چقدر خوب مي ره چقدر دور... از مقام اون کوئين محافظت شده بدقلق بدذات که به نظر ميامد ابدا آسيب پذير نيست، خيلي زميني تر شده... خوشگل تر شده حتي. زن ها اين وقتاشون خواستني ان. از اون بالا نگاش کن خوب
نام(الزامي) چهارشنبه 9 ارديبهشت 1394 زن و شوهر حواستون هست که بخش عمده اي از کامنتهاتون مال اپيزود چهاره ؟ مست کردين دو نفري نشستين چهار قسمتو پيش پيش ديدين هم تاج و تخت رو به فاک دادين هم HBO رو.
جيك چهارشنبه 9 ارديبهشت 1394 هرچي شما دوست داري درجه يكه اونوخ چيزي كه بقيه دوست دارن پسند متوسطيه كلا؟ قربونم بري با اين پسند اعلات
سرسي لنيستر چهارشنبه 9 ارديبهشت 1394 به فاک نداديم و داديمش که مهم نيست! خوش گذشت بهمون. چقدر ممکنه آدم شاهد اين اتفاق باشه که از HBO دزدي بشه و چهار قسمت اول يه سيزن از سريال به اين مهمي يهو بياد بيرون؟؟؟ چند بار ديگه ممکنه همچين اتفاقي بيوفته واقعا؟ توقع داشتي در يک موقعيتي که شايد ديگه تکرار نشه ما دست رو دست بذاريم و بگيم نه! من هفته اي يه دونه خودمو مي بينم؟؟؟؟ حرفا... جيمي کجاست؟ يه جوري مدينه‌ي برين (تارث) رو زيرچشمي نگاه مي کرد گفتم هوي! نکنه دلت براش تنگ شده باشه!
آراز دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 چه استدلال مزخرفي : مگه چند دفعه ديگه اين اتفاق ميوفته . حالم رو بهم زدي فاکينگ فيک سرسي .

عليرضا سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 سرسي لنيستر
لايک داري
1 2
پاسخ

عليرضا سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 سرسي لنيستر : آقا سوء تفاهم نشه من خودم يکي از طرفداراي پروپا قرص اين سايتم! و به محض پخش سريال هر يه ساعت يه بار سايتو چک ميکنم ببينم کي يادداشت قسمت جديد سريال مياد! ولي خب تقصير خودشونه ديگه! انتظارات آدمو بردن بالا با اون متن هاي فوق العاده پارسال! انصافا همه سايتاي ديگه شرو ور مينويسن راجع به سريال! فقط 7 فاز
2 0
پاسخ

مجيد سلت انديش سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 با كامنت مطروح موافقم. جناب اسماعيلي بي طرف و همه جانبه مي نويسد. اما تروماي نوشته هاي ايشان از اينجا آغاز هم شده است. پُز، ژست، برنمايش بي طرفي و همه جانبه نگري متن چون ويروسي بيماري را به ارگان كشانده. در گفتن ژست (gesture) كنايه يا تعريض نهفته نكردم بل خاصيت كرداري و باز ارگانيك عملِ نوشتن يك ناظر بي طرف كه مي كوشد بدون حب يا بغض گزارشي دقيق و با فاصله امن و بي قضاوت از وقايع سريال ارائه دهد در تضادي ماهوي با بيننده كه خود اوست قرار دارد. چه او، در مقام تماشاگر سريال مسير سرگذشت ها و سوژه ها را مواجه مي بيند، سمپاتي يا آنتي سمپاتي او به گزاره ها، حوادث و در يك كلام پديدار بازي تاج و تخت به مثابه هورمن هاي اين اندام (ارگان) مترشح شده و خون را دمادم مي آلايد. آن پُز، ژست بي طرفي ريشه در چنين تخالفي دارد. دستور اخلاقي ليبرال، بورژوا و تا ريشه و عميقاً مذهبي no judging (داوري نهايي از آن خداست) قضاوت نكردن را براي نويسنده متعهد به نوشتن گزارش صادق تجويز كرده است. غافل از اينكه ري اكشن كانسرواتيو به اكشن هاي ابرمتن مارتين از آن رو كه روبرو با منش انقلابي اثر مي ايستد تنها به آنارشي متن دامن خواهد زد. اين موقعيتي است كه يخ را تنها ياراي خامرش كردن آتش نيست بل به تمام معنا مخالف خوان، بيشتر بر حجم و سوزندگي شعله ها مي افزايد. نويسنده خواسته تعهد خويش را به نوشتن نشان دهد و كيست نداند تعهد هماره پاسخي جز خيانت نخواهد يافت. وقتي با ابرمتني كياس و توفنده چون يخ و آتش درافتادي موقع وخيم تر مي شود، متن نويسنده را مي فروشد. خوانندگان/ تماشاچيان كه اين وفاداراي و تعهد را ندارند ( آنها به سگ هاي نگهبان قدرت يكي يا چندتا از خاندان هاي وستروس بدل شده اند) فرمان به خلع راوي صادق مي دهند. راه خلاصي اما ساده است. پذيرفتن بازي تاج و تخت، مشاركت فعال وكنش ورزانه به نفع يكي از طرفين درگير و از تن به در كردن كسوت قاضي عادل بي طرف.
بد نيست بعنوان حسن ختام داوري پاريس كامت گذاران را به بحث افاده كنيم. شخصاً مارجري تايرل (متاسفانه برخلاف دوستان بازيگرهاي مجموعه را نمي شناسم) را برنده اين رقابت زنانه در حكمراني ليبيدو مي دانم. جدا از نظر من، حقيقت بيني محتوم اين حكم winter is coming، راهگشا خواهد بود. سرشت تراژيك و واقع بيني مارتين فرسنگ ها دور از انقلابيون رمانتيك احساساتي است. زمستان در راه است. زمستان ايده ها و سوژه ها. سرسي لنيستر ومپ مقتدر و مسلط، تجسم ليبيدوي مهارناپذير از اين قاعده سرنمي تواند زد. در گذر اين مسير به زمستان حالا او بوضوح ميدان و قافيه را باخته. چاره اي جز پنهان شدن (وانمودن) احترام و متانت ندارد چه شور و شهوت سيري ناپذير او حتي ادامه هم داشته باشد سن بالاي حشري قابل فهمي شده كه ديگر جايش در صف اول خون و جسمانيت وستروس نيست. جوانان لبريز و مست از هورمون و جنون غريزه اند كه ميان دار اين معركه شده اند. با كامنت خواننده موافقم، لنگ و پاچه سانسا و مرزهاي فتح نشده افق جديد پيش روي ليبيدوي يخ و آتش را پي مي افكند. خاطره بازي جيمي و سرسي ديگر نقل كنار آتش است وقتي سانساها، گيلي ها، ايري ها قرار است عشق و ديوانگي را به شيوه خود زندگي كنند. زمستان در راه است.
-1 1
پاسخ
سرسي لنيستر چهارشنبه 9 ارديبهشت 1394 کامنتت سخت بود خوندنش. ولي خب من خوندمش! راحت نويسي کنيد دوست عزيز که آدم راحت بخونه ديگه. تاکيد من بر بي طرفي نويسنده اون چيزي نيست که شما برداشت کرديد. اوصيکم که نوشته هاي سيزن قبلي رو بخونيد. نويسنده اميال شخصي خودش رو حتما مهار مي کنه، داره ريويو مي نويسه و نه نوشته شخصي تو وبلاگ يا فيسبوکش! اما باز هم در تمام وقايع قضاوت و سوي خودش رو داشته و ابدا هم بر بي طرفي پافشاري نکرده. منظور من از بي طرفي اينه که در توصيف و اهميت دادن به موقعيت ها صرفا ايستادگي و پافشاري بر علاقه و لذت شخصيش نکرده که فکر و ذکرش بشه خانواده يا کرکتر محبوبش. درباره سرسي هم که از آن جايي که اسم بنده سرسيه خب قابل درکه همه فکر کنن بايد سر سرسي با من سر و کله بزنن اما خب واقعيت اينه که تمام زن هاي مجموعه بالا و پايين هاي خودشون رو داشتن و افزايش و کاهش محبوبيت و اوج و سقوط شخصيت و موقعيت و کلا ويژگي ها و قدر و ارزش هاي خودشون رو و ما به چشم مخاطب پيگير (هم سريال و هم امور زنان) ازشون عمرا غافل باشيم بخدا اگه! اما سرسي لنيستر خوب اسميه که آدم رو خودش بذاره... بخصوص وقتي روبروش مارجري تايرلِ نچسب ايستاده باشه ;)
لنسل لنستر پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 سرسي جون؛ فهميدي چي گفت به ما هم بگو!

کامبيز سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 جون مادرتون ? تا فيلم درست و درمون ببينين و تحليل کنين و نه اين سريالاي مزخرف که از توش چيزايي رو مي کشين بيرون که خودتون دوست دارين. سريالاي تلويزيوني عموما روش بسيار خوبيه براي تقليل سليقه ملت. شلختگي توو ساخت و پرداخت داستاناي باسمه اي و دزدي از اساطير يونان و روم و تاريخ و تقليل اونها به اين سريال... من مشکلي با اين ندارم.... که اين کار هر رسانه ايه ، از تلويزيون ايران تا ترکيه .. مشکل جماعت منتقديه که بيشتر از حد به چيزي مي پردازه که ارزش و بهاش در حد اين حرفا نيست. سريال سازي توو آمريکا با تجربه اي که من با زندگي توو اونجا داشتم مثه کارخونه ي بستني قيفيه ! منتها فقط ايرانه که يه نفر مي تونه همچين خزعبلاتي راجع بهشون بنويسه.
5 7
پاسخ
عليرضا چهارشنبه 9 ارديبهشت 1394 ناراحتي نخون زورت که نکردن
محمود قاسمي چهارشنبه 9 ارديبهشت 1394 تا حالا کجا بودي عمو؟! از مستر بين هم خنده دار تري تو :))))))))))))
ممد چهارشنبه 9 ارديبهشت 1394 نه بابا؟ آمريکا خيلي دوره؟
حامد پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 شما رسما يا رسانه هاي جهان بخصوص آمريکا رو نميخونيد که انقدر قاطع ميگيد فقط ايرانيا اين کارو ميکنن و يا کلا خودتو زدي به اون راه . سريال سازي تو امريکا اگه مدلي که شما ميگي بود HBO براي هر قسمت 20 ميليون دلار خرج game of thrones نميکرد. There are two possibility here either you have never lived there or your head was far up your ass that you couldnt see what is going on around you
هيچكس پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 ببند تو يكي فرنگي بازي

ميثم چهارشنبه 9 ارديبهشت 1394 دقيقا هدفتون از نوشتن اين يادداشت ها چيه ؟! اينکه فقط بيايد خلاصه اپيزود را اينجا ذکر کنيد ؟!!! اگه هدف اينه ، پيشنهاد مي کنم نکنيد ، چون هر کي اپيزود را ديده باشه تمام چيزهايي که گفتيد رو مي دونه!!!
درضمن جناح هاي سياسي که تو اين فيلم مي بينيم ، نمونه هاشون تو اسياي مرکزي خيلي بيشتر اروپاست ...
5 4
پاسخ
طهمورث خان! چهارشنبه 9 ارديبهشت 1394 ميثم جون هدفشون اينه امثال تو درجه عني شون رو بپاشن بيرون :) پيشنهادات تخمي تو ببر سر کوچه عمه کوچيکت!
کاوه اسماعيلي چهارشنبه 9 ارديبهشت 1394 دوست عزيز . اين مجموعه دقيقا يه رويوي شبانه‌ست از ماجراهاي اتفاق‌افتاده در اپيزود شب قبل سريال. ادعاي ديگري هم نداره. اگر ذوق و ظرافت اضافه‌اي در نثر نيست ايراد از قالب ارائه رويو نيست. به کم‌تواني نويسنده برميگرده. در هر صورت همين شکل رويو و روايت خلاصه داستان اپيزود هم در خيلي از سايتهاي سينمايي دنيا جزو پرطرفدارترين مطالبه

کينگ روبرت چهارشنبه 9 ارديبهشت 1394 اولا که خوبه شهرو شلوغ کرديم و تو اين شلوغي اساتيد دارن يکي يکي زياد مي شن:جواب اون جناب سلت انديش باس باشه سر يه وعده دواخوري که حال و حوصله دعوا سر ليبيدو و اين جور چیز شراي خوشخون و بدشگون روانکاوانه رو داشته باشيم، چون اساسا روانکاوي و دواخوري لازم و ملزومن به الزامي قسري.اما يه نکته راجع به افاضات استادي که گفته فيلم ببينين و من تو آمريکا سريال ترکيه اي و بستني قيفي خوردم و اينا بگم و اونم اينکه قابل پيش بيني بود از اولم که وقتي جماعت بي سواد ايراني به اينجاي جي او تي برسن وسيلي که از گاردين تا بستني قيفي رو دربر گرفته و همه لن تراني هاي قبلي درباره فرهنگ عامه شونو به فاک فنا داده رو ببينن شروع کنن به ريدن به سريال. مي تونيد بريد هفت صبح و تحليل نئوليبراليستي فيلماي 2014 رو ببينيد که فيلم بين حرفه اي مون چطوري وقتي ميخواد برينه به يه فيلم ميگه در حد و اندازه هاي يه سرياله و نه يه فيلم..و اما سرسي؛ هنوزم به نظرم وقتش نيست سرسي بازي رو شروع کنم... فقط اينکه از اولم وجنات ملکه ما در قياس با باقي نسوان مثل مسي بود در برابر کريس رونالدو(شيش هيچ جلو) و حالا هم که شاه کشي بهش ساخته و الحق که دلبري مي کنه بدجور اکنون که ما در خاک و خفته ايم.. ولي زمستون بدي براش در راهه و من به شخصه هيچوقت براش همچين سرنوشتي رو نمي خواستم...و دست آخر از همه عذر مي خوام اگه از اپيزود چهار نقل کردم، بالاخره بعد مردن سريال ديدن اونم دانلودي اين دردسرا رو هم داره ديگه.
5 4
پاسخ
عليرضا چهارشنبه 9 ارديبهشت 1394 مسي و رونالدو رو خوب اومدي :))

لاب چهارشنبه 9 ارديبهشت 1394 من كاري به اين حرفا ندارم سانسا مانسا هم نمي دونم. من عاشقم. عاشق سوفي ترنر شدم پس خوش بحال خودم و شمام هي بزنين تو سر هم ديگه.
2 0
پاسخ

کامبيز پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 به کينگ زپرت بايد بگم پيش بينيش دوران تازه اي بود ، ريدم توو اين سريالاي در پيت و يکي مثه تو که اسير و ابيرشونن، برو بستني قيفيشونو ليس بزن و خزعبل بريز بيرون.
6 1
پاسخ
مجتبا پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 خزعبل نگو بابا قزميت..هرجا هم کم آوردي از ايل و تبار قهوه‌ايت مايه نذار..اصلا حالا که فک ميکنم تو رو چه به زر زدن پشمک
مراد پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 خجالت نمي كشين سر سريال فحش مي ديم بهم؟
کامبيز پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 تو رو چه به فکر کردن مجي جون

يكي پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 اتفاقن شمايي كه واسه سرسي و جيمي و تايرين خودت رو هشت و ريشت مي كني عين اينايي هستي كه هر جام جهاني از شدت بي تيمي و علافي گير ميدن به برزيل. طرفداري از دو تا سه تا شخصيت تابلو و تو چشم سريال كه اينقدر منم منم زدن نداره. هر بچه اي كه گيم آف ترونز مي بينه اولش مجذوب اين چندتا ميشه خب.
3 0
پاسخ
طهمورث خان پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 الان تو دقيقا با کي بودي حاجي؟

لاب پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 سوفي ترنر چرا تو نظرسنجي نيست؟ ترسيدين راي بياره؟!!!
4 0
پاسخ
موسي پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 فك كنم از غيرت تو ترسيدن داداش
موش پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 سانسا تازه از اون بي عرضگي داره درمياد! يه نيمچه تکون به خودش داده فعلا

هدي پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 با توجه به فضاي كامنتايي كه براي بازي تاج و تخت گذاشته ميشه دوست نداشتم چيزي بگم اما نظرسنجي تون ديگه شورش رو درآورد. ند استارك كه از سيزن اول ديگه نيست تو شخصيت هاست و خيليا نيستن چون بين بچه هاي هفت فاز كسي نيست وكيلشون بشه. جو كل كل و قرمز و آبي كه راه انداختين لوس و لوث شده. ميخوام از آقاي اسماعيلي تشكر كنم براي خلاصه داستان هاي بيطرفانه شون. اگر به فرض يه قسمت رو از دست داده باشم ميتونم بيام و از روي اين يادداشتا تعقيب كنم. دركل نگاه نويسنده هاتون بغير از ايشون بشدت استاديوميه. اشكال نداره ولي جاش تو تالارهاي هواداريه نه سايت. وقتي به معرفي يا راي گيري مي رسين خيلي از شخصيت هاي مهم غيب ميشن چون نويسنده ها علاقه اي به اونا ندارن. تو همين فهرست ايگريت چرا هست؟ پس سانسا چرا نيست؟ جفري؟ بيليش؟ يا كاتلين استارك؟ ايلاريا كه مهم تر ؟
5 3
پاسخ
کمپين طرفداري از جان اسنو پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 هدي جون شما که معترضي ند استارک چرا هست، بعد چطوري مي گي کاتلين استارک چرا نيست؟؟؟ بگو کل کامنتو گذاشتم از آقاي اسماعيلي تشکر کنم :D
هادي جمعه 11 ارديبهشت 1394 جاي هاوند هم خاليه!
ميا 18 ساله جمعه 11 ارديبهشت 1394 الاريا حقشه باشه اما ند استارک نه؟ بينم ند استارک کدوم بود اصلن يادته شما؟ فکر کنم جزء اون قسمتايي بوده که از دست دادي.. بعدشم نيومدي از رو يادداشتا تعقيب کني..
هدي جمعه 11 ارديبهشت 1394 فعلن مي بيني اونا كه به پشتگرمي دوستاشون تو نظرسنجي زورچپون شدن چقدر راي آوردن. كاتلين بالاي بيست قسمت تو سريال بوده ولي تد استارك در اپيزود دهم رفته بيرون. در مورد فضاي لات بازي كامنتا كه جريان داره. بقول اون دوست فيلسوف آنارشي سريال گسترش به ماها پيدا كرده تازه كينگ قراره بياد جواب بده اوه اوه.
کمپين طرفداري از جان اسنو جمعه 11 ارديبهشت 1394 اپيزود نهم خانوم. نکنه آقاي اسماعيلي نوشته بودن دهم شما هم اقتدا کرديد به ايشون؟ به مهم بودن باشه ند از خيلي ها که هنوز هستن مهم تره! اما در مورد ايلاريا سايت بايد يه فکري بکنه حتما. واقعا جا افتاده بين مهما :)))))))))))))) بعد هم نظرسنجي در مورد محبوب هاس شما جفري دوس داري که فک کردي ممکنه کس ديگه هم دوس داشته باشه؟
کمپين طرفداري از جان اسنو جمعه 11 ارديبهشت 1394 ولي جدي جدي مليساندري بايد مي بود. چشم هم که داره به سرور من :)
ايمان جمعه 11 ارديبهشت 1394 ببخشيد مگه اصلا کسي جز آقاي اسماعيلي هم درباره GOT مي نويسه؟ اين سوالمه ها #جدي
هدي جمعه 11 ارديبهشت 1394 دليل نداره همه چرنديات شما رو پاسخ بگم، به جفري علاقه خاصي ندارم برعكس خيليا عقده هام رو فانتزي نمي كنم با آدماي سريال.

غزميط پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 ميكاييل ببينيد از گيم بهتره كمتر دعوا كنيد اه 
5 3
پاسخ
deadpool جمعه 11 ارديبهشت 1394 ميكاييل عاليه
اسکولي دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 شما بشين همون ميکاييلتو ببين،هنوز بلد نيستن يه تيراندازي ساده رو نشون بدند

حسن بكس: فيوري رود جمعه 11 ارديبهشت 1394 فضا سنگينه
3 0
پاسخ

alirezacheshmak74@gmail.com شنبه 12 ارديبهشت 1394 يه مقاله واشينگتن پست يا تايمز گذاشته(نميدونم) درمورد شباهت دنيايي نغمه و خاورميانه نوشته بود خيلي جالب بود حتما بزارينش رو سايت

0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط

















































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز