یادداشت نویسنده 7فاز درباره سریال در حاشیه (مهران مدیری)

داستان در حاشيه به اينجا ختم نمي‌شود و با پايان اين سري قرار بر ساخت سري تازه‌تر با قالب متفاوت‌تري هست. اينكه مديري همچون نقطه‌چين پس از شروع نه چندان خوب و بسته به نگاه‌ها و نقدهاي وارده اثري به سامان‌تر را به انتها برساند يا راه پرايراد در حاشيه را همچنان ادامه دهد را تنها گذشت زمان و پخش اثر مشخص خواهد كرد.

7فاز: خواست و انتظارمان شايد با واقعيت‌هاي حاصل از تجربه‌هاي جواب نگرفته اخير مديري آشنا بود اما خب کمي اميد و نگاهي پيوند خورده به گذشته اين چشم انتظاري را سرپا نگه داشت. در حاشيه اما نه مطابق اميد که با واقعيت جور درآمد و اثري شد که از حد وسط جلوتر نمي‌آيد و سرخوردگي ارمغاني است که نصيب اميد مخاطبش مي‌کند. اميدي مانند بازگشت دوباره يک کارگردان به عرصه موفقيت يا بالا رفتن ايران از مرحله گروهي در جام جهاني و سرخوردگي همچون سير  نزولي دوباره آن کارگردان و حذف هميشگي از مرحله گروهي.
روزهايي که همه چيز خلاصه شده بود در داستان بازگشت مديري و هر خبري پيرامون اثر مي‌شد تيتر اصلي، حقيقت نيز پنهان شد و رفت در حاشيه تا گذشته‌ي نزديک حاصل از آثار نمايش خانگي کمتر عيان شود. چند وقتي بود که جز پايتخت اثري از يک طنز موجه در تلويزيون نبود و شايد مغتنم فرصتي بود براي بي‌خيال شدن واقعيت‌هاي اخير و دل بستن به حاصل کار خاطره‌ساز قديم و سازنده بهترين طنزهاي تلويزيوني. کسي که چماق نبودش از همان آغازين روزهاي رفتنش نيز بر سر مديران تلويزيون در باب بي‌توجهي به اندک سرمايه‌هايش بود، قرار شد بسترساز تحولات تازه گردد. حال اينکه مديري پس از قهوه تلخ انتحاري عمل کرد و با هر اثرش افسوس ساخت و سوال و با درحاشيه پازل ناکامي‌هاي اخير را کامل کرد و کارنامه کاري‌اش را دچار خدشه. گويا اهميت حضور بيشتر از کيفيت حضور بوده و به طور حتم برخلاف ميل و خواسته سازندگانش، سريال از جنس همان تکيه کلام هميشگي وکيل دکتر کاشف، تمومش کن بده بره درآمده تا بيشتر از مخاطب، مديري به خود و پيشينه‌اي ظلم کرده باشد که در طي سال‌ها ساخت.
ايده در حاشيه به نظر در گذر زمان و از درون علاقه پيداي سازندگانش شکل گرفت. وقتي مرد هزار چهره و آثار نمايش خانگي مديري هر کدام به شکلي به حوزه پزشکي ورود کردند. اين‌بار اما قرار بر ترتيب دادن اثر کامل‌تري بود که تمام حرف‌هاي نگفته اين حوزه را در قالب طنز به تصوير درآورد. حاصل اما شد اثري پراکنده گو، مثال بلند کردن همزمان چند چيز و محکم نگرفتن هيچ کدام يا به عبارتي همه چيز گوي و هيچ گو که نه سير اتفاقات در آن پيداست و نه ابتدا و وسط و انتهايش قابل تفکيک. مجموعه در بالاترين حد متوسط است و براي مديري متوسط بودن يعني مخاطب و پيگيري که حالا نام، امضا و البته احاطه‌اش به سليقه مخاطب، مي‌تواند با وجود تمام ضعف‌ها جلوه‌اي به کار ببخشد که اثرش حتي در صورت عدم مقبوليت در نگاه عام و خاص، تحويل گرفته شود.
در حاشيه به ذات کميک خويش در نشاندن لبخند و روايتي هجوآميز نيز نزديک نمي‌شود. در واقع آنچه از جلوي چشمان مخاطب در حال عبور است، تصويرها و روايت‌هاي طعنه آميز و طنزگونه‌اي است در حد آيتم که با هيچ جورچين ذهني نمي‌توان پيوندي ميانشان ايجاد کرد به علاوه چند کاراکتر شيرين و طناز که شايد مايه اندک سربلندي اثر شوند، اما به کار پوشش کاستي‌هايش نمي‌آيند. به بيان ديگر حاصل کلاف سردرگم و سامان نيافته اثر روايتي است در اسم و ظاهر مرتبط با حوزه پزشکي اما کمتر پايبند به موضوع مورد اشاره‌اش، همراه با کاراکترهايي هويت نيافته و پذيرفته نشدني که جذابيت‌هايي حيف شده دارند.
تفاوت روايت گويا و کميک مديري در چند قسمت مرد هزار چهره و به ثمر ننشستن در حاشيه، نه حاصل سنگ بزرگ و ناآشنايي او و گروهش به زواياي طنزآميز حوزه پزشکي و درمان، که از اين حيث مجموعه نشانه‌هاي خلاقه کم ندارد. مشکل به نظر ناشي از عدم وسواس و خرج کردن بيهوده و از سر عجله ايده‌ها در نقاط پرداخت نشده روايت است که به جاي توي چشم آمدن و مورد توجه قرار گرفتن بيشتر توي ذوق مي‌زند و کيفيت اثر را تنزل مي‌دهد.
داستان در حاشيه به اينجا ختم نمي‌شود و با پايان اين سري قرار بر ساخت سري تازه‌تر با قالب متفاوت‌تري هست. اينکه مديري همچون نقطه‌چين پس از شروع نه چندان خوب و بسته به نگاه‌ها و نقدهاي وارده اثري به سامان‌تر را به انتها برساند يا راه پرايراد در حاشيه را همچنان ادامه دهد را تنها گذشت زمان و پخش اثر مشخص خواهد کرد.

حسن حق حقيقي
نظرات
پرهام دوشنبه 7 ارديبهشت 1394 خيلي مزخرف بود..بدترين کار مديري با متن هاي افتضاح ژوله هميشه بي مزه
9 9
پاسخ

خودم دوشنبه 7 ارديبهشت 1394 كنگر زهتاب بهترين شخصيت تلويزيون در ده سال اخير بود. ماس ماس
9 6
پاسخ

فرامرز دوشنبه 7 ارديبهشت 1394 مشکل اصلي سريال، وجود شخصيت هاي غير کمدي بود. بخصوص شخصيت هاي زن که فکر ميکردند اگر تند حرف بزنند يا چشمهاشون رو گرد کنند، خنده دار ميشند.
11 3
پاسخ

رضا دوشنبه 7 ارديبهشت 1394 چه عجب نگاهتونو اين ور هم انداختيد ،در ضمن علاوه بر پايتخت کارهاي صحت هم بهتر از دست پخت هاي جناب مديري بودند ،همين شمعدونيم ايضا ....
6 11
پاسخ

محسن سه شنبه 16 تير 1394 مديري يک نويسنده خوب مثل قاسم خواني رو کم داره که گروهش تکميل بشه
2 1
پاسخ

سمانه چهارشنبه 7 بهمن 1394 عالييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي.مثل هميشه.دم همشون گرم.خسته نباشن.
0 0
پاسخ

محسن يكشنبه 11 بهمن 1394 سلام . يکطرفه به قاضي نرويد . مديري طنز انتقادي مي سازد و صحت و غيره لودگي و بازي با کلمات . آن قدر که مديري در طنزهايش از مشکلات مردم و تخلف مسئولان گفته ، برخي حتي جرات ورود به انتقاد نداشته و ندارند . فشاري که بر روي مديري است اصلا روي افرادي مثل صحت نيست . اصلا مسئولان با صحت و طنزش کار و مشکلي ندارند . در سريال در حاشيه همه جوره فشري روي مديري آمده ، در واقع او را زنداني کردند و در زندان هم چه مي توان ساخت . براي همين هم روزه سکوت گرفته . قاسم خانيها آنچه که نشان مي دهند نيستند و اصولا انتقاد نمي کنند . فقط سريال قهوه تلخ مديري را بايد هزاران بار ديد تا فهميد که چه بر سر اين مردم مي رود . خواهشا جامع الاطراف فکر کنيد و قياس مع الفارق نکنيد . همه حرفهاي نويسندگان هم که درست و صحيح نيست . برخي براي نون مي نويسند و برخي براي شهرت و براي کسب هر دو گاهي بايد بزرگان را تخريب کرد .
2 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز