20 فیلم برگزیده سال 2014 به انتخاب تحریریه 7فاز: Boyhood/ پسربچگی (ریچارد لینك‌لیتر)

از جالب‌ترين تجربه‌هاي كارگردان و نه لزوما بهترين فيلمش. لينكليتر ايده‌اي را كه پيش از اين در قالب تريلوژي "پيش از ..." به كار گرفته بود، اين‌بار به شكلي راديكال‌تر در فرم ادامه مي‌دهد. ايده‌ي فيلمبرداري طي دوازده سال متوالي، نكته‌اي است كه پسربچگي را به رغم داشتن پيرنگي تكراري تبديل به تجربه‌اي خاص مي‌كند.

7فاز:
ندا ميري:
واقعا فكر مي‌كنيد نمي‌شد با گريم، پاتريشيا آركت و اتان هاوك را ميانسال و پير كرد؟ نمي‌شد بازيگراني شبيه ميسون براي دوره‌هاي مختلف زندگي‌اش پيدا كرد؟ در سينما كه همه كار مي‌شود كرد. يا كه فكر مي‌كنيد لينك‌ليتر مي‌خواسته ضرب شستي به تماشاگران نشان بدهد و يك كارِ نكرده در طول تاريخ بكند؟ پس چرا انقدر فروتنانه و بي‌خودنمايي داستانش را روايت مي‌كند؟ بي آنكه ذره‌اي بر اين نكته تاكيد كند كه طي دوازده سال از عمر خود و گروهش، فقط سالي چند روز فيلمبرداري كرده است؟ البته كه اين نكته قابل ذكر و اعتناست اما ابهت و گيرايي و دلنشيني پسربچگي از اينجا نمي‌آيد. چروك‌هاي صورت آركت را نگاه كنيد. او حقيقتا پير شده است. در بسترِ زندگي خودش، فارغ از اينكه مادر ميسون باشد و پسربچگي تمامِ تاكيد و اهميتش روي همين درجه حقيقي‌بودن است. استادي لينك‌ليتر در تعريفِ داستاني كه حول و حوشِ وقايعِ روتين زندگي مي‌گردد، بي‌آنكه لزوما در اوج‌ها و فرودها دست و پا بزند تا توجه و نگاهِ مخاطبش را قبضه كند، حيرت‌انگيز است. او با بازي كردن با جزئيات به‌ظاهر بي‌اهميت زندگي، خود زندگي را در حقيقي‌ترين شكلِ ممكن تصوير كرده است. آنقدري كه بيننده در ميانه تماشاي داستانِ پسري به نامِ ميسون ممكن است بارها به خودش رجعت كند و آيا جز اين است كه اين درجه‌ از احساس خويشي ميان اثر و مخاطب، رسالت و خواستِ ديرينه هنر و هنرمند است؟ اين رازِ بزرگ تشخص و ماندگاري پسربچگي‌ست. فيلمي كه تجربه ديدنش از خودش اهميتِ بيشتري دارد.

امين نور: فيلم محصول فيلم‌سازي‌ست كه هم از سوي عامه -سه گانه Before- و هم از سوي منتقدين حسابي شناخته و محبوب شده است و كارنامه پركار وي فراز و نشيب‌هاي زيادي داشته. ويژگي اصلي لينكلتر - كه همين باعث ايجاد فراز و نشيب‌هاي فراوان براي وي مي‌شود - بديع و نو بودنش در هر فيلم است. دوست دارد در هر فيلم دست به ابتكار جديدي بزند. اغلب يادداشتها/ستايش‌هايي كه روي فيلم نوشته شده با اين جمله كه روند ساخت فيلم 12 سال طول كشيده و ما طول اين 12سال را در فيلم مشاهده مي‌كنيم شروع مي‌شود. همانطور كه هر اثر/كالايي از سه بخش توليد - عرضه - مصرف تشكيل شده و قسمت آخر يعني مصرف قسمتي‌ست كه مربوط به تماشاگر مي‌شود و مهم‌ترين قسمت است آن‌چنان تفاوت مهمي را هم ايجاد نمي‌كند. اگر اين تكه بزرگ را - مثل فيلم‌برداري لوبسكي در بردمن - برداريم فيلم بدل مي‌شود به ملودرامي متوسط درباره بزرگ‌شدن پسري در امريكا. كه البته مهم‌ترين موتيف شخصي لينكلتر در تمامي آثارش هم همين امريكاست. در فيلم‌هاي او -از Slacker تا همين اخري - كشور نه به عنوان تنها يك نماد يا كليت يا مكان جغرافيايي بلكه همچون جسم جانداري در پس زمينه حضور دارد و نفس مي‌كشد و انگار همه در سعي اين هستند تا او را به رستگاري برسند - سكانسي كه پدر همراه پسرش تابلوهاي تبليغاتي كمپين اوباما را جلوي همه خانه مي‌گذارد و به خيال خود كار خوب را براي كشورش مي‌كند نشان از دغدغه هميشگي فيلمساز با وطن خود است. پسربچگي ساخته كارگرداني است كه رابين وود وي را به همراه گرگ اراكي و پل تامس اندرسون جزو بهترين كارگردانان دهه نود جاي داده‌بود. كسي كه يكي از بهترين فيلم‌هاي دهه نود، Dazed and Cnfused - سمفوني زيبايي درباره رفاقت،گشت‌زدن،موسيقي و دهه هفتاد را ساخته است. كارگرداني كه خودش عاشق سينماست، در اغلب فيلم‌هايش ردپاي اريك رومر را مي‌بينيم. اما پسربچگي شايد آن فيلمي نباشد كه لينكلتر بسازد. بيشتر شبيه فيلم كسي‌ست كه مي‌خواهد شبيه لينكلتر باشد.

احسان ميرحسيني: از جالب‌ترين تجربه‌هاي كارگردان و نه لزوما بهترين فيلمش. لينكليتر ايده‌اي را كه پيش از اين در قالب تريلوژي "پيش از ..." به كار گرفته بود، اين‌بار به شكلي راديكال‌تر در فرم ادامه مي‌دهد. ايده‌ي فيلمبرداري طي دوازده سال متوالي، نكته‌اي است كه پسربچگي را به رغم داشتن پيرنگي تكراري تبديل به تجربه‌اي خاص مي‌كند. به واسطه‌ي اين ايده، مفاهيمي چون گذر عمر و حسرت و بزرگ شدن و بلوغ كه از مضامين اصلي فيلم هستند - وقتي با تغيير تدريجي واقعيِ همه چيز مربوط به شخصيت‌ها(از بازي‌هاي كامپيوتري‌شان گرفته تا شكل ظاهري‌شان) روبه‌رو مي‌شويم - ملموس‌تر و تاثيرگذارتر مي‌گردند. صحنه‌ي تركيدن بغض پاتريشيا آركت هنگامِ دانشگاه رفتن پسر، بهترين نمونه براي اين تاثير گذاري مي‌باشد.

احسان سالم: نولان در مصاحبه‌اي به شباهت اثر اخيرش با پسربچگي اشاره كرده بود كه در هر دو كار شاهد روند سن دار شدن آدم‌ها هستيم. يكي خيلي زميني و عيني و ديگري كاملن اثيري و ماورايي. لينكليتر با دنياي پسرانه بيگانه نيست و پيش از اين با ساخت گيج و منگ (Dazed and Confused) سر وقت و حوصله سراغش رفته بود اما چيزي كه هلش داده به كاري چنين غريب و صرف دوازده سال براي به تصوير كشيدنِ ميسون، شايد ميل او براي نشان دادنِ روندِ تغييراتِ جزئي رشد يك پسر در آن دورانِ مهم آن هم با رويكرد واقع‌نمايي باشد. اينجا مي‌رسيم به يك شباهتِ ديگر رويكردِ لينكليتر با كريستوفر نولان كه شايد در نگاه اول كاملن بي‌ربط بهم به نظر بيايند. نولان هم ميل زيادي دارد تا نسبت به موضوع و اتفاقاتي كه در فيلم‌هايش مي‌افتد واقع‌گرايي را رعايت كند. پيش‌تر در فيلم‌هاي بتمن شاهد اين حجم از عرفي ‌سازي در كار نولان بوديم طوري كه پرواز يك مرد با لباس خفاش بر فراز گاتام كاملن منطقي جلوه مي‌كرد! اين ميل به نامرئي شدن كارگردان و  مخدوش نكردنِ واقعيت از دل سينماي روشنفكري و مهجور، كم‌كم دارد به سينماي بدنه هم رسوخ مي‌كند. كاري كه قبل‌ها از امثال شانتال آكرمن بر مي‌آمد حالا پايش به مراسم اسكار هم كشيده مي‌شود!

صوفيا نصرالهي: هنوز نظر دادن درباره فيلم لينكليتر برايم سخت است. فيلمي كه منتقدان جهان آن را شاهكار مي‌دانند و تمام مدت زمان ديدنش، منتظر بودم يك جايي ضربه‌اش را وارد كند كه نكرد. البته كه اين شگرد لينك‌ليتر است. اين مدل فيلم‌هايش نقطه اوجي كه بتواني رويش انگشت بگذاري ندارند. كنار هم گذاشتن همه جزييات از دقيقه اول تا آخر است كه «پيش از طلوع» و «پيش از غروب» را برايم تبديل به شاهكار مي‌كنند. در مورد «پسربچگي» هم ضربه بعد از تمام شدن فيلم وارد مي‌شود. وقتي حس همه آن 12 سال زير پوستت رفته. خيلي نرم. جوري كه موقع ديدنش حس نكردي اما آخرش حس پاتريشيا آركت را داري وقتي پا به ميانسالي گذاشته و پسرش قرار است خانه را ترك كند و به كالج برود. فيلم‌هاي لينكليتر آنقدر به زندگي نزديك مي‌شوند كه نوشتن درباره‌شان به عنوان يك فيلم كار سختي است. دوستش داشته باشيد يا نه نمي‌توانيد كارگرداني لينكليتر در اين فيلم طولاني، كل پروسه ساخته شدن فيلم و بازي‌هاي درخشان الار كولتران، پاتريشيا آركت، ايتان هاوك و دختر خود لينكليتر را ناديده بگيريد. فيلم هوشمندانه‌اي درباره اينكه چطور در يك چشم به هم زدن زندگي مي‌گذرد و فرصت لذت بردن از روزهاي خوب را به انتظار اتفاقات بزرگ واهي از دست مي‌دهيم.

وحيد جلالي: هر چقدر ايده‌ي پسربچگي بلندپروازانه و راديكال است، اجرا فروتنانه و تهي از هر خودنمايي است. سادگي، چه در فرم و چه در داستان، بيان‌گر عمق نگاه لينكليتر به زندگي است. فيلمي درباره زندگي معمولي يك پسر از كودكي تا نوجواني در طول دوازده سال. لينكليتر در پسربچگي راوي لحظه‌هاست. لحظه‌هاي گذرا و كوچك و در ظاهر بي‌اهميت حتي. پررنگ‌ترين حسي كه بعد از تماشاي پسربچگي با آدم مي‌ماند دلتنگي است. براي عمري كه سپري شد و فرصت نگه داشتن‌اش براي لحظه‌اي و به نظاره نشستن‌اش را پيدا نكرديم. لحظه‌هايي كه به قول دختر آخر فيلم انگار در ما زندگي مي‌كنند و نه برعكس.

زرتشت كاشفيان: پسربچگي هيجان‌انگيزترين اتفاق سال گذشته بود. فيلم صميمي، گرم و زنده لينكليتر با پرداختنش به روزمره‌هاي زندگي يك پسر از كودكي تا اولين روزهاي بزرگسالي، آدم را حسابي سر ذوق مي‌آورد. ايده هوشمندانه لينكليتر در گرفتن فيلم در طول درازمدت باعث مي‌شود تا كوچكترين لحظه‌هاي فيلم برايمان مهم شوند و ما را در نزديكترين حس هاي شخصيت‌ها شريك كند و براي همين است كه پسربچگي شايد بيشتر از همه فيلم هاي 2014 بوي زندگي و واقعيت مي‌دهد. پسربچگي احتمالا بهترين فيلم كارنامه لينكليتر و يكي از مهمترين آثار چند سال اخير است.

كاوه اسماعيلي: امتياز اصلي فيلم از دوازده سال قبل و تا پيش از نمايش آن برايش محسوب شده. وقتي لينك‌ليتر ايده‌ي بلندپروازانه خود را عملي كرد. چيزي كه ابدا قابل تفكيك از فيلم نيست و بخشي از لذت تماشاگر و كشف و شهود او هنگام تماشاي فيلم را تشكيل مي‌دهد. كارگرداني چيره‌دستانه ولي نامرئي لينك ليتر، كم‌ملاتي فيلم را جبران مي‌كند. اگرچه پسربچگي  مثل يك قطعه موسيقي كانتري مي‌ماند اما باز هم مي‌شود گفت كه فيلم بيش از حد دهاتي‌ست و منظرش به جهان پذيرنده‌تر از آني است كه بايد باشد. به همين دليل جذاب‌ترين بخش‌هاي فيلم مربوط به فهم ما و فيلم از اسطوره‌ است. مثالش هم پرسه زدن‌هاي پدر و پسر در جنگل و آن نماي باشكوه پاياني. اما شايد انتظار ما چيزي هولناك‌تر و پيچيده‌تر و شايد حتي عفوني‌تر از پسربچگي بود. به عنوان فيلمي كه قرار است خود زندگي باشد. آن هم در ژانر كامينگ ايج. ناسلامتي خودمان اين دوران را سپري كرده‌ايم.

پويان عسگري: تحسين شده‌ترين فيلم سال 2014؛ از انجمن‌هاي ايالتي منتقدان تا گلدن گلوب. برگزيده فهرست منتقدان و معتبرترين مجلات انتقادي در سراسر دنيا. مشحون از مفاهيم عميقه قابل درك براي تمام سليقه‌ها. از تماشاگران عادي تا منتقدان اسنوب پسند و خوره‌هاي فيلم. پسربچگي امتيازش را از شكلي كه ساخته شده مي‌گيرد و چيز چنداني به ايده اوليه «در طول 12 سال» اضافه نمي‌كند. تماتيك‌هاي قراردادي فيلم هوش از سر خيلي‌ها پراند اما بهترش را خود لينك‌ليتر قبل‌تر به تماشاگر نشان داده؛ گذر عمر در تريلوژي تحسين برانگيز «پيش از ...» و نگاه خيره علاف در شاهكارش Dazed and Cnfused. اينكه هر چه قدر پا به سن بگذاري، بدون آنكه حواست باشد و احساسش كني، غم ملايم بيشتر در جانت نشت مي‌كند و با روحت در هم مي‌آميزد. لينك‌ليتر در پسربچگي در حكم ناظر/ گزارشگري است كه بدون دخالت و خط دادن و دراماتيك كردن بيشتر ماجرا، فقط نشان مي‌دهد. بدون تاكيد و مكث، شبيه به زندگي واقعي كه به خود مي‌آييم و گذر 12 سال از عمرمان را چون لحظه‌اي كه از پيش چشمانمان گذشته، حس مي‌كنيم. مشكل فيلم اما در منظر پاستوريزه‌اش به حيات است؛ پاستوريزه باشيم تا مهربان به نظر برسيم. شبيه به آدم‌ها، فيلم‌هاي مهربان هم برخلاف ظاهر گول زننده‌شان، ماهيتي خطرناك دارند. چون ضمن پنهان كردن حقيقت و لاس زدن با واقعيت محدود، در پي جايگاهي والا ميان آدميان هم هستند. چرا مهربان؟ چون مردم اين‌گونه بسيار راحت‌تر گول مي‌خورند و مرعوب مي‌شوند. نمونه‌ ايراني‌ سطح پايين‌اش را چند سال پيش داشتيم؛ يه حبه قند (رضا ميركريمي).

گروه نويسندگان 7فاز
نظرات
برزك يكشنبه 6 ارديبهشت 1394 فيلمهاي مهربان ماهيتي خطرناك دارند. چرنديات مثلا عميق ولي نع!
5 4
پاسخ

فروردين يكشنبه 6 ارديبهشت 1394 حب الوطن من الايمان بزرگوار. سردبير محترم منظر فيلم پاستوريزه است؟! شما به بوهمين لايف بودن خودتان ببخشاييد. عجبا آخر زماني است كه مهرباني و سرخوشي و ستودن زندگي تماتيك! پيش پا افتاده اي است.
4 2
پاسخ

محمود قاسمي يكشنبه 6 ارديبهشت 1394 آقاي عسگري شما فيلمهاي مهربون نبين..کي گفته اصلا شما درباره همچين شاهکار تاريخ سينمايي نظر بدي؟
6 2
پاسخ

جان اسنو دوشنبه 7 ارديبهشت 1394 اين خانم ميري کوش؟ بفرماييد دل آدم براش تنگ ميشه حتي اگه کم باشه چه برسه وقتي نباشه
2 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط














































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز