یادداشت نویسنده 7فاز بر اپیزود دوم فصل پنجم «بازی تاج و تخت»

آريا حالا در آستانه‌ي ديدار با جاكن هاكار در خانه سياه و سفيد از احساسات انساني تنها نفرت را در خودش پرورش داده و شبيه دختركي كه بعد از تماشاي اعدام پدرش از كينگز لندينگ خارج مي‌شد نيست. قرينه‌اي از حضور او در براووس وقتي كه با يك ضربه شمشيرش كبوتري را سر مي‌برد در مقايسه با همين فعل در كينگز لندينگ كنايه‌آميز است.

7فاز: پس از تماشاي چهار فصل دربه‌دري و سرگرداني آريا استارک از کينگز لندينگ تا هارنهال و ويل حالا او با گذشتن از درياي باريک به براووس مي‌رسد. او حالا از استارک تنها نامش را بر خود مي‌بيند. با سينه‌اي سرشار از کينه که حتي به غول مهرباني چون هاوند هم شفقتي نشان نداده. در گذرش از ميان مجسمه تايتان در ورودي براووس از صداي شيپور لحظه‌اي مي‌ترسد اما بلافاصله به خودش يادآوري مي‌کند که " من نمي‌ترسم" . آريا حالا در آستانه‌ي ديدار با جاکن هاکار در خانه سياه و سفيد از احساسات انساني تنها نفرت را در خودش پرورش داده و شبيه دخترکي که بعد از تماشاي اعدام پدرش از کينگز لندينگ خارج مي‌شد نيست. قرينه‌اي از حضور او در براووس وقتي که با يک ضربه شمشيرش کبوتري را سر مي‌برد در مقايسه با همين فعل در کينگز لندينگ کنايه‌آميز است.
خواهرش سانسا هم که شرارت درونش همراه با زيبايي و جذابيت جنسي تازه‌اي که در کنار پيتر بيليش به دست آورده او را بي‌شباهت به سانساي ساده‌لوحي که مي‌شناختيم مي‌کند. و قابل پيش‌بيني بود که او هم مثل خواهرش همراهيِ برين تارث که وفادارانه هفت اقليم را در جستجوي دختران کاتلين طي کرده، نپذيرد. برين تارث که هيچ چيز مثل وفاداري برايش مهم نيست. طعنه‌آميز است که به قول لرد بيليش در هيچ کدامشان هم موفق نبوده. رنلي باراتئون، کاتلين استارک و حالا دخترانش. اگرچه شمشير جيمي لنيستر که به "پيماندار" ناميده شده همراهش است و شايد همين او را همراه با پادريک به دنبال کردن سانسا و بيليش مصرتر مي‌کند.
از ميان استارک‌ها تنها جان اسنو بيشتر از سايرين شبيه لرد ند استارک فقيد مي‌شود. همويي که از نام استارک بي‌بهره است. و استنيس براي وسوسه کردن او به همراهي‌اش دقيقا به خال مي‌زند. نام استارک را به او پيوند مي‌زند و او را لرد وينترفل مي‌کند. اما جان اسنو که پس از مرگ معشوقه‌اش و هزينه‌ي بزرگي که در راه وظيفه‌اش داده براي پيماني که بر سرش سوگند خورده آماده‌تر شده، پيشنهاد استنيس را رد مي‌کند و در جلسه راي‌گيري براي لرد فرمانده جديد ديوار با ياريِ ساموئل خردمند و مستر ايمون برگزيده مي‌شود. فرمانده جديد ديواري که براي مقابله با وحشي‌ها بنا شده در حالي‌که کينه‌اي از آنان به دل ندارد.
در پايتخت سرسي، براي يافتن تيريون حاضر است هر کوتوله‌اي سر بريده شود و از سويي گردنبند ميرسلا دخترش که به نظر مي‌رسد از سوي معشوقه اوبراين مارتل براي تهديد او فرستاده شده جيمي را برآن مي‌دارد به همراه بران که نمي‌شود براي او زندگي خسته‌کننده‌اي در کنار دختري اشراف‌زاده را در نظر گرفت به سمت دورن بروند. دورن تحت حکومت برادر اوبراين، دوران مارتل که در اولين معرفي از شخصيتش روي ويلچري نشسته و بي‌اعتنا به گلايه‌هاي الاريا سند که خواهان انتقام از لنيسترهاست آرام و عاقل به نظر مي‌رسد. اگرچه در ظاهر با پرنس اوبراين باشکوه تفاوت دارد اما همان جمله او را تکرار مي‌کند " ما اينجا در دورن دختر بچه‌ها را نمي‌کشيم. "
به همان اندازه که سرسي لنيستر در غرب با مشاورينش از کاون لنيستر – عمويش - تا مستر پايسل و ميس تايرل به مشکل افتاده در شرق نيز زن ديگري که حکومت آن سوي دنيا را در اختيار دارد نيز گرفتار اتاق فکر خويش است. نيروهاي متناقض اتاق فکرش از نمايندگان اربابان تا نماينده بردگان براي مجازات يکي از پسران هارپي که دستگير شده‌اند پيشنهاد متفاوتي مي‌دهند. ماسادور (برده سابق و مشاور فعلي دنريس) خودسرانه دست به قتل يکي از اعضاي انجمن مخوف هارپي‌ها مي‌زند و دنريس در مهم‌ترين تصميمش از زمان فتح ميرين فرمان به مرگ ماسادور مي‌دهد. مثل ند استارک وقتي در پايلوت سريال جوان بخت‌برگشته‌اي را که از دست وايت‌واکرها فرار کرده بود را سر بريد و مثل راب استارک وقتي سردار نافرمان لشکرش را گردن زد. رنج باقيمانده از اين تصميم شاهانه به مانند آن پدر و پسر فقيد او را نيز در امان نخواهد گذاشت. و مهمتر از آن او حالا حمايت بردگاني که او را مادر و ناجي خويش مي‌دانستند نيز از دست خواهد داد. توده عصباني مردم او را با سنگ و خشم بدرقه کردند. و دنريس تنها و سراسيمه در قصرش که تنها با پيدا شدن دوباره دروگون (اژدهاي فراري) مي‌توانست آرام گيرد آن را نيز در اختيار و کنترل خويش نمي‌بيند.

کاوه اسماعيلي
نظرات
عليرضا سه شنبه 1 ارديبهشت 1394 درباره آريا کنايه آميز تر اينه که در فصل اول در کينگز لندينگ يه کبوتر رو گرفت و ميخواست بفروشه تا يه چيزي بخوره ولي حالا ...
1 0
پاسخ

عليرضا سه شنبه 1 ارديبهشت 1394 آريايي که در فصل اول وقتي مرحوم ند استارک در حال تماشاي تمرين شمشير زني اش بود، آن لبخند پدرانه جايش را به نگاهي شوم داد و صداي پي در پي شمشير هاي جنگ فضاي اتاق را پر کرد ...
و حالا بعد از چهار سال در آستانه به واقعيت پيوستن است
1 0
پاسخ

زا سه شنبه 1 ارديبهشت 1394 سانسا كيه؟!! سوفي، سوفي، سوفي ترنر
2 0
پاسخ

آراز سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 ز ميان استارك‌ها تنها جان اسنو بيشتر از سايرين شبيه لرد ند استارك فقيد مي‌شود. همويي كه از نام استارك بي‌بهره است.
0 0
پاسخ
کينگ روبرت سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 لرد ادارد استارک سه تا پسر از ليدي همسرش داشت که بزرگترينشون راب(King in the North) در شونزده سالگي کاري با ارتش لرد تايوين لنيستر کرد و به فتوحاتي رسيد که هيچ شورشي ديگه اي(حتي کينگ استنيس در بلک واتر) حتي بهش نزديک هم نشد. نهايتا هم قرباني خيانت پرچمدارانش در "عروسي خونين" شد، ولي يادتون نره که در کتابها پسر و وارث راب(همراه همسرش جين وسترلينگ) هنوز زنده اس و مترصد. برندون با لرد بلاد ريون(کلاغ سه چشم) مرتبطه و طي السماء و يحتمل روندن اژدها و جادوهاي قوي ديگه اي داره و ريکون هم به زودي به عنوان تنها "لرد استارک" موجود مورد توجه بعضي از خاندانهاي شمالي قرار مي گيره. آريا هم قرار بوده که يادآور عمه افسانه ايش ليانا بشه(پدر لردش بارها تو آريا ليانا رو ديده بود) و ليدي سانسا هم تو سريال در مسيري متفاوت از کتابا داره آتش ضعيف "انتقام شمال" رو به شعله بدل مي کنه نمور..

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط















































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز