فیلم جدید کوئنتین تارانتینو شبیه به کدام آثار بزرگ تاریخ سینما است؟ + اطلاعاتی تازه درباره «هشت نفرت‌انگیز»

هرچند ثابت شده كه كيو.تي، جان فورد را به خاطر مسائلي همچون بازي در اثر نژادپرستانه‌ي «تولد يك ملت» تحقير مي‌كند، در فيلم‌نامه‌ي «هشت نفرت‌انگيز» ارجاعات مشخص و واضحي به وسترن كلاسيك و شاخص او يعني «دليجان» با بازي جان وين وجود دارد. در اين راستا حتي يك ارتباط ثانويه هم قابل رديابي است؛ چراكه ستاره‌ي عبوس، كرت راسل از طريق بازي در نقش "جك برتن" به عنوان يك قهرمان ابله و سردمزاج در كالت كلاسيك جان كارپنتر يعني «دردسر بزرگ در چين كوچك» به عنوان مقلد جان وين شناخته مي‌شود. كرت يك بار ديگر هم حضور "برتن/وين"ـي‌اش را در اسلشر تند و تيز كيو.تي يعني «ضد مرگ» به صحنه آورده بود.

FURIOUS CINEMA: وسترن - تريلر قريب‌الوقوع کوئنتين تارانتينو با عنوان «هشت نفرت‌انگيز» حتي پيش از شروع فيلمبرداري هم هياهوي بسياري ايجاد کرده است ـ اين هياهوها ما را براي تماشاي فيلم مشتاق‌تر مي‌کند. احتمالاً تا الان خلاصه‌ي اوليه‌ي داستان فيلم را مي‌دانيد، اما ما به‌عنوان عشاق سينه‌چاک و بي‌تاب سينما، در مقاله‌ي پيشِ رو، به اين مقدار قانع نيستيم و از همين حالا به برخي از تأثيرات و مسائل حاشيه‌اي فيلم مي‌پردازيم. اين مقاله ادامه‌ي کاري که پيش از اين در مورد «جنگوي از بند گسسته» انجام داده بوديم محسوب مي‌شود.

بازگشت جادوي سينما
کوئنتين به‌معناي کلمه يک سينمادوست است. او راجع به بيزاري‌اش از فرمت ديجيتال و مخصوصاً نمايش غير سلولوئيدي در سالن هاي عمومي، بسيار صحبت کرده و به شوخي آن را چيزي شبيه به "تماشاي دسته‌جمعي تلويزيون در يک مکان عمومي" قلمداد کرده است. او در طول دوران حرفه‌اي‌اش نشان داده که اگر هم ديجيتال در حال قبضه کردن تمامي صنعت سرگرمي‌سازي است (که به نظر مي‌رسد همين‌طور باشد)، کماکان به شيوه‌ي سنتي فيلم مي‌سازد. آن‌گونه که خودش خاطرنشان کرده، مي‌خواهد پس از ساخت دهمين فيلمش (تا اين لحظه هشت فيلم ساخته) فيلم‌سازي را کنار بگذارد و توجهش را به ساير هنرها معطوف کند. هرچند مسلماً ما به‌عنوان هواداران بيست و چند ساله‌ي او دل‌مان مي-خواهد تا وقتي زنده است به فيلم‌سازي ادامه دهد.
عشق و علاقه‌ي کيو.تي به فرمت 35م‌م (قالبي که با سرعت زياد رو به زوال است)، هم‌پاي رفقاي فيلم‌سازش همچون پل تامس اندرسن و کريستوفر نولان باعث شده «هشت نفرت‌انگيز» به صورت تجربه‌ي ناب "سوپر سينماسکوپ پرده عريض باشکوه 70م‌م" ارائه شود. قرار است کوئنتين و فيلمبردار اسکاري‌اش رابرت ريچاردسون اين فيلم را با دوربين‌هاي غول‌پيکري بگيرند که از دهه‌ي 1960 به اين طرف، يعني زماني که کمدي جاده‌اي استنلي کريمر «دنياي ديوانه‌ي ديوانه‌ي ديوانه‌ي ديوانه» و همچنين فيلم حماسي سينه‌رامايي «چگونه غرب تسخير شد» روي پرده‌ي عريض رفته‌اند، مورد استفاده قرار نگرفته‌اند. اين فيلم قرار است نوعي بيانيه‌ي شخصي کيو.تي در اثبات اين مطلب باشد که تصاوير ثبت شده بر روي سلولوئيد، آن‌گاه که با سرعت 24 فريم در ثانيه روي پرده تابانده مي‌شوند و شعبده‌ي حرکت را مي‌سازند، به تعبير کيو.تي جوهر «جادوي سينما» هستند.
تارانتينو مي‌گويد: «اگر بتوانيم اين فيلم را در قالب 70م‌م درست بسازيم، آن موقع مردم را متوجه اين نکته خواهيم کرد که چرا چنين چيزي را نمي‌توانند از طريق تلويزيون تماشا کنند، و اين‌که چرا وقتي در آپارتمان، در خلوت، و از طريق آيفون يا آي‌پد فيلم مي‌بينند، نمي‌توانند اين تجربه را به دست بياورند... تماشاي 24 فريم در هر ثانيه که همه‌شان به طرز شگفت‌انگيز و عجيبي رنگ‌آميزي شده‌اند، شعبده‌ي حرکت را ايجاد مي‌کند. اميدوارم اين فيلم بتواند ضرب ديجيتال را بگيرد و مردم با خودشان بگويند "هي! اين فيلم ما رو به دوران جادويي سينما مي‌بره. همون چيزي که واقعاً ارزش حفظ کردن داره. باز هم از اين فيلم‌ها مي‌خوايم"».

قانون‌شکنان و ياغي‌ها
کيو.تي از همان ابتداي دوران حرفه‌اي‌اش هميشه راجع به شخصيت‌هايي که بيرون از محدوده‌ي قانون عمل مي‌کنند نوشته است. شخصيت‌هاي «سگ‌هاي انباري» دزدهايي حرفه‌اي هستند که دست به يک سرقت مسلحانه مي‌زنند. در «پالپ فيکشن»، گنگسترهاي زيرزميني را مي‌بينيم که هرکدام در مخمصه‌اي گرفتار مي‌شوند. «جکي براون» درباره‌ي خلافکاران سابقه‌دار و آدم‌هاي مشکوک‌الهويه است. «بيل را بکش» در دنيايي از آدم‌کش‌هاي بين‌المللي بنا شده بود. «حرام زاده‌هاي لعنتي» نازي‌هاي شيطان‌صفت را در مقابل جوخه‌اي از سربازان خائن آمريکايي ـ يهودي قرار داد و در «جنگوي از بند گسسته»، تمرکز بر روي تقابل ميان شکارچيان آزادمنش و برده‌داران بود. حالا در «هشت نفرت‌انگيز» کيو.تي مي‌خواهد روي يک گروه مرموز از تفنگداران مجري قانون و کهنه‌سربازان جنگ داخلي آمريکا زوم کند. به رسم مألوف سينماي تارانتينو، هيچ‌کدام از شخصيت‌هاي فيلم، از انگيزه‌هاي ديگري باخبر نيستند. همين امر مي‌تواند رويکرد داستان را از ابتذال و پيش‌پاافتادگي خارج کرده و تماشاگران را روي صندلي‌ها ميخکوب کند.

غرب وحشي
هرچند ثابت شده که کيو.تي، جان فورد را به خاطر مسائلي همچون بازي در اثر نژادپرستانه‌ي «تولد يک ملت» تحقير مي‌کند، در فيلم‌نامه‌ي «هشت نفرت‌انگيز» ارجاعات مشخص و واضحي به وسترن کلاسيک و شاخص او يعني «دليجان» با بازي جان وين وجود دارد. در اين راستا حتي يک ارتباط ثانويه هم قابل رديابي است؛ چراکه ستاره‌ي عبوس، کرت راسل از طريق بازي در نقش "جک برتن" به عنوان يک قهرمان ابله و سردمزاج در کالت کلاسيک جان کارپنتر يعني «دردسر بزرگ در چين کوچک» به عنوان مقلد جان وين شناخته مي‌شود. کرت يک بار ديگر هم حضور "برتن/وين"ـي‌اش را در اسلشر تند و تيز کيو.تي يعني «ضد مرگ» به صحنه آورده بود.
«هشت نفرت‌انگيز» صرفاً زاده‌ي عشق و علاقه‌ي کيو.تي به وسترن‌هاي سينمايي متعددي که ديده است نيست، بلکه سريال‌هاي تلويزيوني اين ژانر که با آن‌ها بزرگ شده هم به همان اندازه مؤثر بوده‌اند. کيو.تي هميشه به همان اندازه که عاشق سينماست، عاشق تلويزيون هم بوده و به يک اندازه راجع به هر دو مي‌داند. در يکي از مصاحبه‌هاي اخير در مورد ريشه‌هاي ايده‌ي فيلم اخيرش با جزئيات بيشتري توضيح داده است: «اين فيلم بيش‌تر از اين‌که وام‌دار يک فيلم باشد، تحت تأثير سريال‌هاي "ثروت بادآورده"، "اهل ويرجينيا"، و "بلوط بلند" است. در هر فصل از هرکدام از اين سريال‌ها، دو اپيزود هست که در آن‌ها قانون‌شکنان، شخصيت‌هاي اصلي را گروگان مي‌گيرند. مثلاً در "اهل ويرجينيا" به پوندروسا مي‌آيند و همه را گروگان مي‌گيرند، يا به خانه‌ي قاضي گارت (با بازي لي. جي کاب) مي‌روند. نقش گروگان‌گيرها را معمولاً ستاره‌هاي مهمان نظير ديويد کارادين، درن مک‌گوين، کلود آکينز، رابرت کالپ، چارلز برانسن يا جيمز کابرن بازي مي-کنند. من چنين داستاني را در يک زمينه‌ي مدرن نمي‌پسندم، بلکه به همان صورت وسترن دوست دارم که بايد تا نيمه‌ي فيلم صبر کنيم تا بفهميم آدم خوب‌ها و بدها کدام‌اند؛ و هرکدام گذشته‌اي دارند که تا الان برايمان برملا شده. فکر کردم "چي مي‌شه فيلمي بسازم که ستاره‌هاش همين گروگان‌گيرها باشند؟ بدون قهرمان، بدون مايکل لاندن. فقط دسته‌اي از تبه‌کارها دور هم، که هرکدوم پيش‌داستاني از خودشون مي‌گن که مي‌تونه درست باشه يا نباشه. کافيه اين آدم‌ها رو توي يه اتاق بندازي و به‌شون تفنگ بدي. در حالي که بيرون کولاک مياد. و اون‌وقت مي‌بيني چه اتفاقي ميفته"».

طوفان تمام‌ عيار
در مقاله‌ي «مقدمه‌اي بر جنگوي از بند گسسته»، به وسترن اسپاگتي غم‌بار «سکوت بزرگ» شاهکار سرجو کوربوچي به عنوان يکي از منابع الهام فيلم براي صحنه‌هاي برفي‌اش اشاره کرديم. در «هشت نفرت‌انگيز» کيو.تي يک قدم فراتر رفته و اين بار کل فيلم را در دل طوفان و کولاک منطقه‌اي ناآرام در ايالت وايومينگ برپا کرده است.
يک وسترن اروپايي با صحنه‌هاي برفي، اسم مشابه و همين‌طور داستان معمايي ـ جنايي شبيه فيلم کيو.تي، «نُه گلو بريده» واکين مارچنت است. داستان راجع به گروهي از جنايتکاران جنگ داخلي است که توسط گروهبان براون (رابرت هوندار) به همراهي دخترش سارا (اما کوهن) با يک واگن از خلال کوه و کمر در حال انتقال به زندان هستند. جنايتکاران از باج‌گيرها، تجاوزکننده‌ها، آدم‌کش‌ها و... تشکيل شده‌اند. در آغاز فيلم صداي خارج از قاب گروهبان براون را داريم که دارد پيرنگ اصلي را توضيح مي‌دهد؛ مثلاً اين‌که چرا مجبور است دسته‌ي جنايتکارها را به مکاني در آن‌سوي پهنه‌ي کوهستاني انتقال دهد. واگن حامل جايتکاران توسط يک راهزن و پسرش که به دنبال گنجينه‌ي طلا هستند ربوده مي‌شود. تنها مشکل‌شان اين است که نمي‌توانند گنجينه را پيدا کنند، به همين دليل گروهبان براون را رها مي‌کنند. چيزي که راهزن نمي‌فهمد اين است که طلاها درست جلوي چشم‌شان بود: اين طلاها درواقع همان زنجيرهايي است که محکومين با آن‌ها بسته شده‌اند! گروه به راهش ادامه مي‌دهد تا اين‌که تصادف مي‌کنند و واگن واژگون مي‌شود، محکومين به بيرون پرت مي‌شوند و واگن منهدم مي‌گردد. اکنون جنايتکاران بايد با پاي پياده به سمت زندان بروند. در ادامه مي‌فهميم همسر گروهبان براون توسط يکي از همين محکومين کشته شده است، اما براون نمي داند کار کدام‌شان بوده. رشته‌هايي از سکانس‌هاي فلاش‌بک به صورت اسلوموشن مي‌آيند تا پيشينه‌ي برخي از محکومين و همچنين گروهبان براون، دخترش، همسرش و زندگي شادشان پيش از کشته شدن وي به دست قاتل مرموز گروه را نشان‌مان دهد.
به نظر مي‌رسد نوآر کلاسيک جان هيوستن به نام «کي لارگو» محصول 1948 هم جزء فيلم‌هايي باشد که «هشت نفرت‌انگيز» منتسب به آن‌هاست. داستان فيلم در هتلي واقع در کي لارگو در فلوريدا رخ مي‌دهد؛ جايي که سرگرد قديمي فرانک مک‌کلود (همفري بوگارت) در آن اقامت گزيده تا به اقوام يکي از سربازان کشته‌شده‌اش سر بزند. مک‌کلود خيلي زود به يک گنگستر بدنام به نام جاني روکو (ادوارد جي. رابينسن) برمي‌خورد که صاحبان هتل (لورن باکال، ليونل بريمور) و خود مک‌کلود را در يک جاي سرد و ناراحت که به منظور مقابله با شوک‌هاي ناگهاني ناشي از وزش طوفان‌هاي حاره اي شديد ساخته شده به گروگان گرفته است. مي توان خط ربطي بين اين فيلم و قصه‌ي کيو.تي که راجع به وسترنرهاي نابکاري است که در يک هتل در دل کولاک گير افتاده‌اند ديد.
حضور کرت راسل کبير به عنوان سردسته‌ي هشت نفرت‌انگيز در نقش يک وسترنر جايزه‌بگير ملقب به "هنگمن" نشان‌دهنده‌ي اين است که همکاري وي با رفيقش جان کارپنتر در «چيز» [The Thing - 1982] (يک تريلر علمي ـ تخيلي و ترسناک و شديداً پارانويايي که در قطب شمال مي‌گذرد و راجع به يک آدم فضايي است که درون جسم آدم‌هاي زميني پنهان مي‌شود) يکي از تکه‌هاي اصلي پازل فيلم تارانتينو است. کيو.تي خاطرنشان کرده که فيلم مذکور حتي اولين فيلمش يعني «سگ‌هاي انباري» را هم تحت تأثير قرار داده. اين نوع سناريوي کلاستروفوبيک و پرتعليق بهترين آوردگاه کيو.تي است تا ديالوگ‌نويسي منحصربه‌فرد و همچنين کشمکش‌هاي شديد، خونين و همراه با طنز سياه شخصيت‌هايش را به نمايش بگذارد.

نور... دوربين... حرکت!
هم‌اکنون دوربين‌ها مشغول فيلمبرداي «هشت نفرت‌انگيز» در منطقه‌ي تلورايد ايالت کلورادو هستند؛ همراه با گروهي خارق‌العاده از بازيگران شامل: جنيفر جيسون لي، ساموئل ال. جکسن، بروس درن، مايکل مدسن، تيم راث، والتنن گوگينز، و دمين بيچير شگفت‌انگيز. واقعاً نمي‌توانيم تا دسامبر آينده براي ديدنش صبر کنيم!

فربد رهنما
نظرات
سامان نجارپور پنجشنبه 3 ارديبهشت 1394 عالي و خواندني و پر از نکات هيجان انگيز..مرسي 7فاز جان با انتخابهاي هميشه خوبت
7 1
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط






















































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز