یادداشت پیتر بردشاو درباره Mommy/ مامی (خاویر دولان)

شوخي‌هاي فيلم رفتاري متجاوزانه دارند، اما رفته رفته به چيز ديگري نمو پيدا مي‌كنند: يك داستان صميمي و درگيركننده. ممكن است انتظار داشته باشيد كه داستان در حيطه‌هاي جنسي هم پيشرفت كند، همين هم مي‌شود، اما نه از مسيري قابل پيش‌بيني.

گاردين: فيلمساز 25 ساله، خاوير دولان کمدي‌ سياه سفيدپوستان فقير را به جشنواره کن آورد. فيلمي که سايه‌اي خاکستري از تراژدي و دل شکستگي در ميان لحظات‌اش جريان دارد. تم اصلي که همان رابطه بين مادران و پسران‌شان است، کارگردان را به همان موتيف اولين فيلم‌اش، من مادرم را کشتم (2009) بازگردانده است، با اين تفاوت که اين بار مادر داستان است که به عمل قتل علاقه نشان مي‌دهد. فيلم دولان به شکل متلاطمي احساساتي‌ست، چهره‌هايي دردآلود و اجراهايي که به تناسب اپراوار هم مي‌شوند. اين اجراها به معناي واقعي صريح و بي‌آلايش‌اند، حتي فراتر از آن به معناي واقعي برون‌گرايند. فيلم با توجه به زمان نسبتا طولاني و اتکايش به تصويري خيالي از آينده‌اي نزديک، کاستي‌هاي خودش را دارد اما انرژي و قدرت هجوم دولان هيجان زده‌تان مي‌کند. فيلم او درخشان است و در لحظاتي چنان سرگرم‌کننده مي‌شود که گويي همه موانعي را که با عباراتي مثل نادرست و نامناسب نشانه‌گذاري شده‌‌اند درهم مي‌کوبد.
با شروع فيلم حسي عجيب قلب‌تان را مي‌ربايد، نسبت تصوير با پرده نمايش به اندازه عکس/پرتره‌اي که به شکل عمودي با موبايل گرفته شده باشد کوچک شده، بعدها دولان نشان مي‌دهد که چنين نمايشي به خط افق محدود کاراکتر فيلم‌اش مربوط مي‌شود.
ان دوروال در نقش دايان بازي مي‌کند، بيوه‌اي که خرج زندگي‌اش را از طريق خدمات نظافتي در‌مي‌آورد؛ دايان حساس، جسور و س.ک.س.ي‌ست و مثل يک تين‌ايجر لباس مي‌پوشد. مشکلي که بايد با آن بسازد پسر نوجوان‌اش استيو است، پسري که بيش فعال‌ست و حد و مرز نمي‌شناسد و قادر نيست از ناسزاگويي، دعواکاري و دست‌مالي کردن زن‌ها دست بردارد. با اين حال در مواقع آرامش پسر باهوش و دوست‌داشتني‌اي است.
استيو به تازگي از يک نهاد تربيتي مرخص شده و حالا دايان بايد به تنهايي در خانه از او مراقبت کند و اين موضوع يک کابوس آشفته و مضحک است. اجراي آنتوآن اوليويه پيلان در نقش استيو عجيب و چشمگيرست، او به شکل خنده‌داري کاملا خارج از کنترل است.
سپس اما معجزه‌اي براي اين مادر و پسر رخ مي‌دهد. آن‌ها با زن تنهايي به نام کايلا (سوزان کلمنت) که در همسايگي‌شان زندگي مي‌کند دوست مي‌شوند. کايلا يک معلم خجالتي‌ست که در دوران نقاهت پس از يک فروپاشي عصبي به سر مي‌برد و همين موضوع او را دچار لکنت زبان کرده. با اين حال رابطه خوبي با استيو دارد و او را در انجام تکاليف مدرسه‌اش کمک مي‌کند، رابطه استيو و کايلا به نظر مي‌رسد حتي در بهبود لکنت زبان زن هم تاثير گذاشته است.
شوخي‌هاي فيلم رفتاري متجاوزانه دارند، اما رفته رفته به چيز ديگري نمو پيدا مي‌کنند: يک داستان صميمي و درگيرکننده. ممکن است انتظار داشته باشيد که داستان در حيطه‌هاي جنسي هم پيشرفت کند، همين هم مي‌شود، اما نه از مسيري قابل پيش‌بيني. هر سه بازيگر همه آنچه را که دارند در اختيار فيلم مي‌گذارند، تماشاي اجراهايي که از تمام جنبه‌هاي احساسي به يک نقطه انفجار مي‌رسند لذت‌بخش است، غايت قدرتي که تحت کنترل است و درنهايت تبديل به يک فتح مثال‌زدني براي دولان مي‌شود. اعجوبه‌ها تا به حال هيچ‌گاه از اين اعجاب‌انگيزتر نبوده‌اند.

ويسنا فولادي
نظرات
منوچهر پنجشنبه 3 ارديبهشت 1394 زاويه دولان
3 0
پاسخ
مهران پنجشنبه 3 ارديبهشت 1394 خ ـ ز ـ ژ ... بستگي به زاويه ديد شما داره که اسم کوچيک دولان رو باهاش شروع کني

منوچهر پنجشنبه 3 ارديبهشت 1394 اين بابا كاناداييه..از فرانسوي زبان هاي كاناداست. در اخبار شنيدم ميگفتن زاويه دولان
2 1
پاسخ

جواد جليلي جمعه 17 مهر 1394 اين فيلم عالي بود.بازيگري،فيلمبرداري،نورپردازي،تدوين و موسيقي اين فيلم همگي شاهکارند.
اين فيلم تمام انتظارتون از يک فيلم خوب رو برآورده ميکنه...
6 0
پاسخ

محسن چهارشنبه 9 فروردين 1396 من اين فيلمو يه شاهکار واقعي از يه کارگردان 25 ساله ميدونم واقعا تحت تاثير قرار گرفتم
5 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز