یادداشت پیتر بردشاو درباره فهرست فیلم‌های بخش مسابقه «کن» 2015

كارول تاد هينز برگرفته از رمان 1952 پاتريشيا هاي‌اسميت "ارزش نمك" است. داستان زني جوان كه در فروشگاهي مشغول به كار است و عاشق زن زيبايي بزرگ‌تر از خود به نام كارول مي‌شود. كيت بلانشت نقش كارول را به عهده گرفته و روني مارا، بازيگري كه اخيرا زياد پيدايش نبود، نقش زن جوان ترز را بعده گرفته است. از آن فيلم‌هايي كه عده زيادي مشتاق ديدنش هستند و قطعا فيلمي براي مقايسه با ديگر اثر  هم‌جنس‌گرايانه تاد هينز - دور از بهشت.

گاردين: فستيوال کن هميشه واقعه‌اي جذاب بوده، و نه فقط براي روشنفکران. اعلام فهرست فيلم‌هاي فستيوال به طور تاثيرگذاري آغاز سال جديد فيلمي را نويد مي‌دهد و اين نخستين فستيوال رييس جديد،پيير لسکور است، کسي که جاي ژيل ژاکوب افسانه‌اي را گرفته است. اگرچه فرد سرسخت و نيرومندي چون تييري فرمو مدير اصلي و انتخاب کننده فيلم‌ها،هيئت ژوري و در آخر البته به نوعي انتخاب‌گر برنده‌هاست. سلطه فستيوال جهاني کن چنان وسيع است که تا ماه‌ها مردم از فيلم‌هايي که در آنجا نمايش داده شده يا درباره‌اش صحبت شده و يا تعجيل شده حرف مي‌زدند.
کاملا مشخص است که کن امسال سال خوبي براي انگليس نيست. مستند "امي" آسيف کاپاديا، درباره زندگي امي واينهاوس براي نمايش نيمه‌شب انتخاب شده، اما ديگر نشاني از کارگردان‌هاي انگليسي نيست و تا اينجاي کار هيچ خبري از يکي از مهم‌ترين آثار سال نيست؛ High-Rise بن ويتلي، اقتباسي از رمان جي جي بالارد و با حضور تام هيدلستون. گرچه احتمال تغيير چنين وضعيتي ممکن است - چون هنوز چند فيلم اعلام نشده‌اند. البته امسال سال خوبي براي کمپاني انگليسي Film4 است، با کمک به ساخت فيلم کارول تادهينز، مکبث جاستين کورزل، جواني پائولو سورنتينو و خرچنگ يورگوس لانتيموس.
در نگاه اول فيلم‌هاي هينز و کورزل چشم‌گيرترين عناوين انگليسي هستند. شهر برفي کورزل (2011) اثري خشن و چالش‌برانگيز بود. برداشت وي از مکبث با همراهي مايکل فسبندر در نقش اصلي، ماريون کوتيار در نقش ليدي مکبث و پدي کانسيدين در نقش بانکو. کنارهم قراردادن فسبندر و کوتيار انتخابي عالي‌ست، گرچه بايد منتظر ماند و ديد که کوتيار از چه لهجه‌اي استفاده مي‌کند (اميدواريم که از همان لهجه انگليسي با طعم فرانسوي که در نيمه‌شب در پاريس استفاده کرد، بهره ببرد).
کارول تاد هينز برگرفته از رمان 1952 پاتريشيا هاي‌اسميت "ارزش نمک" است. داستان زني جوان که در فروشگاهي مشغول به کار است و عاشق زن زيبايي بزرگ‌تر از خود به نام کارول مي‌شود. کيت بلانشت نقش کارول را به عهده گرفته و روني مارا، بازيگري که اخيرا زياد پيدايش نبود، نقش زن جوان ترز را بعده گرفته است. از آن فيلم‌هايي که عده زيادي مشتاق ديدنش هستند و قطعا فيلمي براي مقايسه با ديگر اثر  هم‌جنس‌گرايانه تاد هينز - دور از بهشت.
فيلم ستاره محور کن را بنيسيو دل‌تورو و اميلي بلانت تشکيل داده‌اند. در فيلم تازه دني ويلنوو به نام سيسرو که به نظر تريلري بي‌پروايي است درباره مامور اف‌بي‌آي (بلانت) که به پروژه‌اي سري ملحق مي‌شود تا رييس باند مواد مخدر مکزيک (دل‌تورو) را متوقف کند و در اين ميان دچار درگيري‌هاي اخلاقي زيادي مي‌شود.
با غرور ايستادن امانوئل بارکو  فيلم افتتاحيه است،که باعث مي‌شود اولين کارگردان زن از سال 1987 باشد که فستيوال با فيلم او  شروع مي‌شود. داستاني درباره کودکي خياباني و قاضي و مددکاري اجتماعي که قصد کمک‌کردن به وي را دارند. فيلم خيلي پر زرق‌ و برقي براي افتتاحيه نيست، اما کاترين دونوو در نقش قاضي، بي‌شک ملکه‌اي خواهد بود که فرش قرمز را با شکوه خود پر مي‌کند.
دو فيلم ديگر حاضر در فستيوال که کارگردان زن دارند عبارتند از "شاه من" اثر مايون، که اينطور که خبر رسيده داستان عاشقانه پرشوري درباره زوجي بچه‌دار با بازي ونسان کسل، لوئي گرل و در واقع برکو است و فيلم مارگارت و جولين والري دونزلي، داستان خواهر و برادري که در سال 1603 به دليل سکس با محارم اعدام شدند.
مايکل کين در فيلم جديد پائولو سورنتينو، جواني، نقش رهبر ارکستر انگليسي را ايفا مي‌کند. تريلر فيلم محشر به نظر مي‌رسد، گرچه بازي کين در نقش فردي مبتلا به دلتنگي و بيزاري اين فکر را تداعي کرده که اين نقش هم احتمالا براي توني سرويوو نوشته شده بود.
دو فيلم مطرح ايتاليايي ديگر هم هست. يکي فيلم متئو گارونه، که به خاطر اثر سال 2008 خود گومورا، حسابي ستايش شد، اقتباسي بود از کتاب روبرتو ساويانو درباره جنايت‌هاي سازماني ايتاليا،نويسنده‌اي که هنوز زندگي‌اش همچون سلمان رشدي در مخفيگاه مي‌گذرد. در قصه قصه‌ها توبي جونز، ونسان کسل و سلما هايک بازي مي‌کنند و فيلم فاتزي ترسناکي است برگرفته از ادبيات فولکلور قرن هفدهم گيامباتيستا باسيل.
ستاره ايتاليايي ديگر ناني مورتي است که به خاطر اثر نخل طلا برده‌اش اتاق پسر اعتبار زيادي دارد. فيلم تازه او "مادر من" دوباره بازگشت کارگردان به همان داستان‌هاي شخصي و کارگرداني خاص خود است؛ داستان کارگرداني که سعي دارد تا فيلم تازه‌اي بسازد درحالي که مادرش در بيمارستان درحال مرگ است.
گاس ون سنت کارگردان کن پسند است و حالا با فيلم تازه‌اي بازگشته، درياي درختان، نوشته کريس اسپارلينگ (که فيلم‌نامه فوق مينيمال کلاستروفوبيک دفن شده با بازي رايان رينولدز را نوشته است). با بازي متيو مک‌کاناهي و کن واتانابه که داستان امريکايي افسرده‌اي را روايت مي‌کند که با مرد ژاپني گم‌شده‌اي در اوکيگاهارا آشنا مي‌شود - جنگلي 14مايلي که قبل کوه فوجي قرار دارد و به نام‌هاي "درياي درختان" و "جنگل خودکشي" نيز شناخته مي‌شود - جايي‌ که آدم‌ها براي تمام‌کردن جان خود به آنجا مي‌آيند. فيلم بيشتر از آنکه به آثار جريان اصلي او نزديک باشد، سبک فکورانه و زاهدمنشانه ون سنت را وعده مي‌دهد.
يورگوس لانتيموس، که فيلم Dogtooth او در بخش Un Certain Regard در سال 2009 به نمايش درآمده بود، حالا با فيلم خرچنگ آمده، با داستاني درخشان. در آينده‌اي کابوس‌وار، افراد منزوي موظف به پيداکردن شريک زندگي براي خود در زماني تعيين شده هستند، اگر در زمان مشخص شده موفق نشوند تبديل به حيوان مي‌شودند و به جنگل مي‌روند. با حضور لئه سيدو و کالين فارل و ايده به حيوان تبديل شدن اين حيوانات فوق‌العاده است. اينکه به شدت ديدني به نظر مي‌رسد کمترين چيزي‌ست که مي‌توان درباره‌اش گفت.
بلندتر از صداي بمب، با بازي جسي آيزنبرگ و نوشته اسکيل ووگت کار جديد کارگردان نروژي يوآخيم ترير است (که فاميلي دوري با فون ترير دارد، کسي که به دليل علاقه زيادش به يوزف فون اشترنبرگ "فون" به نام خانوادگي خود اضافه کرد). اثر 2011 ترير اسلو سي‌ويکم آگست در بخش Un Certain Regard بسيار تاثيرگذار بود. بلندتر از صداي بمب نخستين اثر انگليسي زبان اوست  و داستان راشومون وار عکاس جنگي پس از مرگش را روايت مي‌کند.
فهرست پرشده از اساتيد آسيا، با برجسته‌ترين نام‌ها؛ هيروکازو کوريدا از ژاپن، ژيا ژانگ‌که از چين و هو شيائو شين از تايوان. کوه‌ها شايد از هم جدا شوند ژانگ‌که با حضور ستاره هميشگي‌اش ژائو تائو داستان مردي است در دهه نود که هنگامي که مي‌فهمد زني که دوست دارد با مرد ديگري ازدواج کرده قلبش مي‌شکند. ادامه داستان و نيمه پاياني فيلم در استراليا سال 2025 مي‌گذرد، جايي که پسر زن در کازينويي مشغول به کار شده است.
آدم کش ساخته شين با حضور ستاره تايوان کي شو از سري فيلم هاي ورزش رزمي‌ست که اقتباسي از يک داستان کوتاه‌است درباره آدم‌کشي زن در زمان خاندان تانگ که دستور قتل مردي که زن عاشقش است را داده.
خواهر کوچکمان، ساخته کوريدا اقتباسي‌است از داستان مانگاي Seaside Town Diary نوشته آکيمي يوشيدا، درباره سه خواهر بيست‌ساله که زماني که پدرشان مي‌ميرد توسط ناخواهري‌شان کنار هم جمع مي‌شوند. آثار کوريدا هميشه جذاب بوده‌اند و اين يکي از فيلم‌هايي که خود من بيشتر از هر فيلمي آرزوي ديدنش در کن را مي‌کنم. مي‌شود فيلم‌ را يکي از شانس‌هاي اصلي نخل طلا دانست.
در حال حاضر ژاک اوديار يگانه فرد سينماي کول فرانسه است و هر فيلمي تازه‌اي از او مي‌تواند آب از دهان آويزان کند. ديپان داستان مبارزي سريلانکايي‌ به نام اِرِن است که به فرانسه سفر مي‌کند و به عنوان سرايداري در پاريس کار مي‌کند. از داستان تنها همين مشخص شده.
يک مرد ساده استفاني بريزه با بازي يکي بازيگران نقش‌هاي سرسخت فرانسوي يعني ونسان لاندو در نقش کارآگاهي که در يک سوپرمارکت کار مي‌کند و موظ شده تا نه تنها در ميان قاپ‌زن‌ها جاسوسي کند بلکه همينطور هم در ميان همکاران خودش.
لازلو نمس کارگردان مجاري و دستيار سابق بلا تار اولين فيلم خود را عرضه خواهد کرد، پسر سائول، در بخش مسابقه. درامي هراسناک و پرقدرت زنداني در آشوويتس 1944. بايد ديد که آيا او هم از سبک و استايل تار در فيلم خود بهره مي‌برد يا نه.

در مجموع، فهرست جذابي‌ است. مثل هميشه بي‌صبرانه منتظر فرا رسيدن فستيوال هستم.

امين نور
نظرات
پارسا سه شنبه 1 ارديبهشت 1394 درود بر 7فاز با اين انتخاب هاي به موقع و خواندني
0 2
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط

































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز