خون، مسکر، جنسیت، جادو: Game of Thrones چگونه نوشته می‌شود/ برایان کاگمن تهیه‌کننده ما را به داخل اتاق نویسندگان سریال Game of Thrones می‌برد

با وجود سنگيني وظايف و مسئوليت‌ها اما گروه نويسندگان چندان هم بزرگ نيست. همچنين چيزي چطور ممكن است؟
فكر مي‌كنم كه چنين چيزي تا به اينجا خوب جواب داده. مطمئن نيستم كه اين روش به درد سريال‌هاي ديگر هم بخورد. اما براي ما همه‌چيز مطابق ميل و متمركز پيش مي‌رود. ما همگي خودمان را دراختيار سريال قرار داده‌ايم، سريالي كه مراحل توليد آن روال معمول سريال‌سازي نيست، ما با دپارتمان‌هاي مختلف و همه بازيگران ارتباط بسيار نزديكي داريم. اما درست است، هيچ‌گاه بيشتر از چهار نويسنده در اتاق نويسندگان حضور نداشته است.

نيويورک آبزرور/ شان تي کولينز: يک پيشگويي درباره مجموعه فانتزي حماسي جورج آر.آر مارتين، آوازي از يخ و آتش وجود دارد که مي‌گويد: "سه نفر صاحب اژدها هستند." شايد منظور همان قهرماناني هستند که وستروس را از سلطه وايت‌واکرها نجات مي‌دهند. شايد هم تنها هلهله و فريادي باشد براي خاندان تارگرين (يا گيدورا شاه). با اين حال فقط کافيست چنين پيشگويي‌اي را به اقتباس عجيب موفق شبکه اچ‌بي‌او از کتاب‌هاي مارتين تعميم دهيم، آنوقت معناي آن خالي از هرگونه سوءتفاهم خواهد بود. خالقين و گردانندگان سريال بازي تاج و تخت، ديويد بنيوف و دن وايس تحقق نفرات اول و دوم اين پيشگويي هستند. نفر سوم، تهيه‌کننده سريال، استاد غيررسمي اين افسانه و تنها نويسنده ديگري‌ست که نام‌اش در کنار دو نفر اول در تمام پنج فصل سريال به چشم مي‌آيد: برايان کاگمن.
اين دانش‌آموخته دانشگاه جوليارد در حال حاضر روي اقتباسي سينمايي جادو: گردهمايي/Magic: The Gathering کار مي‌کند و در عين حال يکي از اعضاي کليدي "بازي" هم به شمار مي‌آيد. در طي صحبت با آقاي کاگمن متوجه وظيفه‌شناسي و وفاداري او نسبت به لردهاي مافوق خود، بنيوف و وايس که درکنار يکديگر زوج دي اند دي را ساخته‌اند شدم، به راستي که مي‌توان او را در جايگاه يکي از شواليه‌هاي گارد سلطنتي/کينگزگارد تصور کرد، با توجه به اين که سريال تنها هفت نويسنده را در طول پنج فصل خود به کار گماشته است؛ چهار نفر از اين هفت نويسنده آقايان بنيوف، وايس، کاگمن و خود مارتين هستند. فصل جديد اين حماسه ده اپيزودي از روز يکشنبه، دوازدهم آوريل (23 فروردين) شروع خواهد شد.

آبزرور: اين سريال يک موفقيت غول‌آساست، مشهورترين سريال در تاريخ شبکه اچ‌بي‌او و پربيننده‌ترين سريال در تاريخ تلويزيون. اين موضوع چقدر مايه مبالات شماست؟
برايان کاگمن: اگر بخواهم از منظر شخصي صحبت کنم بايد بگويم که هنوز به همان اندازه عصبي و از خود گريز هستم، بنابراين فکر نمي‌کنم بر غرور من چيزي اضافه شده باشد. فکر مي‌کنم که ديويد و دن نگرش خاص و ويژه‌اي نسبت به سريال و جهان آن دارند. حتي در اوج محبوبيت و موفقيت سريال، دي اند دي هيچ‌وقت آن را به عنوان يک امتياز مسلم قبول نمي کنند. آن‌ها همه تصميمات‌شان را بادقت اتخاذ مي‌کنند. آن‌ها واقعا مي‌خواهند که هر فصل در پي استحکام و انگيزه شکل گرفته در فصل قبلي ادامه پيدا کند و مهم‌تر از آن با فصل قبلي متفاوت باشد.

چطور؟ آيا يک شرح مختصر درباره حس و حال هر فصل وجود دارد که مشخص مي‌کند درباره چه چيزي خواهد بود؟
نه...منظور من اين است که وقتي همه‌چيز را در کنار يکديگر قرار مي‌دهيد يک "تم" اصلي در ذهن شما به وجود مي‌آورد، اين چيزي‌ست که البته شايد دي اند دي پيش از اجرا مدت‌ها درباره آن صحبت کنند که در اين مورد من شراکتي در بحث‌ها ندارم. اما واقعيت اين است که سازوکار ما در اتاق نويسندگان به اين شکل نيست، همه‌چيز درباره داستان و کاراکترهايش است. فکر مي کنم که مارتين هم از چنين روشي در نوشتن کتاب‌هايش بهره‌برداري مي‌کند. وقتي درباره تفاوت هر فصل صحبت مي‌کنم بيشتر منظورم به پيشروي کاراکترها و تغييرات آن‌هاست.

من به طور خاص چيز زيادي درباره پروسه فيلمنامه نويسي شما، دن و ديويد نمي‌دانم. حتي مطمئن نيستم که اتاق نويسندگان به شکلي که مي‌شناسيم اصلا وجود داشته باشد. اپيزودها چگونه نوشته مي‌شوند؟
خب چنين پروسه‌اي فصل به فصل تغيير مي‌کند. اما اساس آن در چند سال اخير به يک شکل بوده. در حين فيلمبرداري يک فصل درباره مرحله به مرحله آن و اثري که بر فصل بعدي مي‌گذارد حرف مي‌زنيم. کاراکتر ايکس حرکت‌اش را در فلان جا شروع مي‌کند و مي‌خواهيم که در پايان فصل به فلان جا رسيده باشد. با نزديک شدن به پروسه توليد ديويد و دن، گاهي اوقات، کارکترهاي مشخصي را به هر يک از نويسندگان واگذار مي‌کنند. به عنوان مثل وقتي که مشغول ساخت فصل چهارم بوديم آريا و چند کاراکتر ديگر به من محول شدند. بنابراين من براي چند هفته در خانه مشغول "آرياي فصل چهارم" بودم، البته فراموش نکنيد که پيش از آن درباره صحنه‌هايي از او و اينکه چه بخش‌هايي از کتاب و چه سناريوها و تم‌هايي بايد مورد استفاده قرار بگيرند صحبت کرده بوديم.
بعد از آن در ماه ژانويه و بازگشت به لس‌انجلس چيزي حدود دو يا سه هفته کارهاي فردي‌مان را روي ميزگذاشته بوديم و درباره آن‌ها بحث مي‌کرديم. چيزهاي جديدي را اضافه کرديم، بعضي‌ها را حذف و از بعضي چيزهاي کنار گذاشته شده دوباره استفاده کرديم. نتيجه کار گاهي اوقات به طرح فردي شما نزديک است و گاهي هم کاملا با آن تفاوت دارد.
پس از آن ما تمام طرح هاي مربوط به کاراکترهاي اصلي را کنار هم مي‌چينيم و با کاغذهاي رنگي نشانه‌گذاري آن‌ها را به ترتيب اپيزودهاي هرفصل مشخص مي‌کنيم، به اين شکل نمايي کلي و البته ناهموار از ترتيب صحنه‌ها به دست مي‌آيد.  از آنجا دوباره تقسيم کار مي‌کنيم و هرکس مقدار قابل توجهي از پيش‌نويس مربوط به هر کاراکتر را برعهده مي‌گيرد، اين پيش‌نويس‌ها اين‌بار باجزئيات نوشته مي‌شوند، چيزي که گاهي اوقات به بالاي صد صفحه مي‌رسد. ديويد و دن آن را صيقل مي‌دهند و در نهايت آن‌ها همان چيزي خواهد بود که ما در ساخت اپيزودها از آن استفاده مي‌کنيم. من به طور کلي روي اپيزودهاي مياني هر فصل کار مي‌کنم، به نظر مي‌آيد اين شکلي همه چيز بهتر جواب مي‌دهد. جورج هم براي چهار فصل گذشته فيلمنامه نوشت اما براي فصل پنجم به خودش استراحت داد تا روي کتاب بعدي‌اش کار کند. جورج در اين شرايط خلاصه اپيزودها را مطالعه مي‌کند و نظرات خود را با ما درميان مي‌گذارد.
دو فيلمنامه‌اي که من مسئول‌شان هستم روي هم حدودا 45 روز زمان مي‌برند. دي اند دي آن‌ها را مطالعه مي‌کنند و نظر مي‌دهند و من بايد به بازنويسي آن‌ها بپردازم، گاهي اوقات دي اند دي خودشان تصحيحاتي درباره آن‌ها انجام مي‌دهد. روند تعمير و پرداخت اين فيلمنامه‌ها در طول مراحل پيش توليد و توليد هم ادامه پيدا مي‌کند. با اين حال بيشتر آن‌ها در مرحله نهايي آماده اجرا و فيلمبرداري‌اند. بايستي که اين طور باشد، همه 10 فيلمنامه 10 اپيزود بايد که قبل از شروع فيلمبرداري تکميل شده باشند. ما همه 10 اپيزود را همزمان فيلمبرداري مي‌کنيم، بدون ترتيب مشخصي، مثل يک فيلم  بزرگ 10 ساعته، دو واحد فيلمبرداري مجزا تمام وقت در حال کار کردن هستند، گاهي اوقات در کشورهاي مختلف.

نويسندگي در حرفه شما چگونه بر مسئوليت‌هاي ديگرتان به عنوان يک تهيه کننده اثر مي‌گذارد؟
من در حين فيلمبرداري روي مود تهيه‌کنندگي هستم. دو واحد به شکل مجزا همزمان با هم مشغول هستند و من عموما بايد در صورت عدم حضور ديويد و دن جاي خالي‌شان را پر کنم، با کارگردان‌ها همراه شوم و نکات لازم را به آن‌ها گوشزد کنم و درباره چيزهاي مربوط به داستان به آن‌ها مشاوره دهم. اساسا بايد مطمئن شوم که داستان به همان شيوه‌اي بازگو مي‌شود که ما در اتاق نويسندگان درباره آن به توافق رسيديم. من در مرحله پس از توليد به غير از اينکه درباره کات‌هاي اپيزودها نظر بدهم نقش ديگري ندارم. در اين مرحله بايد آماده نوشتن فصل بعدي باشم.

با وجود سنگيني وظايف و مسئوليت‌ها اما گروه نويسندگان چندان هم بزرگ نيست. همچنين چيزي چطور ممکن است؟
فکر مي‌کنم که چنين چيزي تا به اينجا خوب جواب داده. مطمئن نيستم که اين روش به درد سريال‌هاي ديگر هم بخورد. اما براي ما همه‌چيز مطابق ميل و متمرکز پيش مي‌رود. ما همگي خودمان را دراختيار سريال قرار داده‌ايم، سريالي که مراحل توليد آن روال معمول سريال‌سازي نيست، ما با دپارتمان‌هاي مختلف و همه بازيگران ارتباط بسيار نزديکي داريم. اما درست است، هيچ‌گاه بيشتر از چهار نويسنده در اتاق نويسندگان حضور نداشته است، در فصل‌هاي يک و چهار فقط من و ديويد و دن حضور داشتيم. براي فصل‌هاي دو و سه ونسا تيلور خارق‌العاده را در کنار خود داشتيم و براي فصل پنجم هم يک نويسنده جوان خيلي خوب به نام ديو هيل به جمع ما اضافه شد، همه چيز عالي بود. با اين حال در نهايت صداي اصلي سريال از آن ديويد و دن است. کار من حمايت از اين صدا و نوشتن براي آن است.

شما تقريبا به پايان کتاب‌هاي تاکنون منتشر شده جورج آر.آر مارتين نزديک مي‌شويد. آيا در انتظار چنين روزي بوديد؟
خب، درواقع فکر مي کنم که سال‌هاي اول تنها به فکر اين بوديم که هر فصل به درستي به اتمام برسد و مردم زيادي آن را تماشا کنند. همان‌طور که به فيلمبرداري فصل‌هاي سوم و چهارم نزديک مي‌شديم ديويد و دن به طور جدي شروع به فکر کردن درباره ساختار کلي سريال کردند، مي‌دانستيم که مي‌توانيم آينده همه چيز را در نظر بگيريم. درنهايت سريال بايد با سرعت خاص خود حرکت کند و مارتين هم بايد کتاب‌هايش را با سرعت مدنظر خود بنويسد. او و دي اند دي هميشه ارتباط نزديک خود را حفظ کرده‌اند. اما سريال ويژگي‌هاي خاص خود را دارد، بايستي که اين طور باشد.

بخشي از هواداران درباره اين موضوع تعصب به خرج مي‌دهند؛ اينکه سريال محتواي دو کتاب باقي مانده را لو داده است. آيا اين موضوع موجب نگراني شما هم شده؟
من فکر مي کنم که ما فقط لازم است فصل پنجم و ششم يا هر چند فصل بيشتر را به بهترين نحو ممکن بسازيم. فکر نمي‌کنم که مجاز باشم در اين باره به طور خاص چيز بيشتري بگويم.
جداي از متريال‌هاي جديد، با نگاه به بازيگران، لوکيشن‌ها و آنونس‌هاي منتشر شده به نظر مي‌آيد که سريال در رابطه با داستان‌هاي از پيش تعريف شده مسير جديدي را در پيش گرفته است. وقتي که قرار است بنا به هر دليلي تفاوت هايي در سريال به وجود آوريد انگيزه اصلي از اين کار چيست؟ آيا صحبت از "قدرت بيشتر و مسئوليت بيشتر" در ميان است يا اينکه فقط با خود مي‌گوييد "هورا، بياييد از کتاب فاصله بگيريم!"
من فکر مي‌کنم که در اين مرحله ما قطعا مسئوليت‌هاي بيشتري در برابر تماشاگران داريم. فرقي نمي کند که کتاب‌ها را خوانده باشند يا نه، ما بايد تلاش کنيم تا 10 ساعت برجسته و بي‌نقص بسيازيم. سوال اينجاست که چرا يک داستان فرعي، يک کاراکتر يا يک اتفاق بايد مسير متفاوتي با کتاب‌ها داشته باشد. البته همه چيز مرحله به مرحله به بحث گذاشته مي‌شود. درنهايت بايد تبديل به همان چيزي شود که ديويد و دن براي سريال صلاح مي‌دانند.

اين حجم از تماشاگران با نگاه دقيق و حساس‌شان مي‌توانند نظرات موشکافانه و پرسروصدايي هم بدهند. دارم درباره آن صحنه به خصوص جيمي و سرسي در کنار بدن بي‌جان جافري فکر مي‌کنم. کساني که از کتاب‌ها جانبداري مي‌کنند معتقدند که آن صحنه درواقع يک سوءاستفاده جنسي از سرسي بود، مردم کلمه به کلمه حرف‌هاي دن، ديويد، الکس گريوز کارگردان و لنا هدي و نيکولاي کاستر-والدو را تجزيه کردند تا از نگاه واقعي آن‌ها نسبت به اين صحنه مطلع شوند. اگر شما بخواهيد به طور خاص درباره آن صحبت کنيد چه نظري خواهيد داشت؟
کارفرمايان من اظهارنظر همگاني‌اي در اين مورد نکردند. چيزهاي زيادي مي‌توانم درباره آن بگويم اما اين کار واکنش‌هاي رسانه‌اي زيادي هم در پي خواهد داشت...بنابراين فکر نمي‌کنم کار مناسبي باشد.

به طور کلي، هنگام نوشتن، سنگيني انتقادهاي مختلف را روي دوش خود احساس مي کنيد؟
جواب من به اين سوال يک "نه" مودبانه و محترمانه است.

به لطف کتاب‌ها، به نظر مي‌آيد که سريال همه عناصر لازم يک پديده فرهنگي را از همان شروع ساخت فصل اول در اختيار داشته است. خاندان‌ها، نشان‌ها، شعارها و رقابت هرکدام از آن‌ها با يکديگر. همه اين‌ها در حال حاضر به شکلي کاملا طبيعي راهشان را به سوي چاپ روي تي‌شرت‌ها و شکل‌گيري منازعات مختلف بين تيم استارک و تيم لنيستر باز کرده‌اند. به اين معنا که تنها بخشي از اين جهان درام است و بخشي ديگر به دنياي ابرقهرماني و سرگرمي راه پيدا کرده. آيا چنين عناصري جزء فاکتورهاي شما هم حساب مي‌شوند؟
اين همان چيزي‌ست که کارکنان خوب و بااستعداد بازاريابي شبکه اچ‌بي‌او در راستاي تحقق آن تلاش مي‌کنند. فکر نمي‌کنم که اين فاکتورها مستقيما به شيوه داستان گويي ما راه پيدا کنند. البته که رقابت بين خاندان‌هاي مختلف بخش مهمي از داستان ماست اما منظور من اين است که ما قدم به قدم و لحظه به لحظه در سر و شکل دادن اين چيز جلو مي‌رويم. فلان کاراکتر چه مي‌خواهد؟ چگونه به آن مي‌رسد؟ چه چيزي بر سر راه او قرار دارد؟ اين‌ها سوالاتي هستند که يک بازيگر هم براي اجرا از خود مي‌پرسد. چيزهاي ديگر خودشان از اين مرحله به بعد وارد حيطه اهميت مي‌شوند.

شما چگونه توجه تماشاگران را به اين سوالات جلب مي‌کنيد، که آن‌ها براستي در حال تجربه چه چيزي هستند، در مقابل اينکه چه چيزي در آينده ممکن است در سريال اتفاق بيفتد؟ تيزرها، اخبار مربوط به بازيگران، اخبار افشا شده، گمانه زني‌ها، اسپويلرها، تئوري‌ها؛ ما به عنوان توده مردم بيشتر روي سبقت‌گرفتن از هنر و پيش‌بيني آن متمرکز شديم تا اينکه بخواهيم به خود هنر توجهي نشان دهيم. لعنت به من، حتي من هم در اين مصاحبه مقصر هستم. به نظر شما اين موضوع اهميتي دارد؟
ببينيد، اين موضوع دشواري‌ست. ما واقعا مي‌خواهيم که تماشاگران داستان را تجربه کنند. شايد شما فقط بخواهيد تماشاي يک سريال يا يک فيلم را تجربه کنيد. اسپويلرها من را ديوانه مي‌کنند. اما خب اين من هستم و همه چيز روز به روز سخت‌تر و سخت‌تر مي‌شود... فکر کنم که تا الان خوب پيش رفته‌ايم. تعجب کردم که تماشاگران چقدر در رابطه با "عروسي سرخ" به درستي رفتار کردند. ما نهايت تلاش‌مان را مي‌کنيم تا خبرهاي کمتري درز پيدا کنند و بازيگران و عوامل سريال هم چيزي را لو ندهند. براي ساخت تيزرها و تبليغات بايد کمترين حجم اطلاعات را در اختيار تماشاگران بگذاريم. اين چيزي‌ست که هميشه درگير آن هستيم و البته هيچ‌گاه صددرصد نمي تواند بي‌نقص باشد، اما فکر مي کنم که تا اينجا قدم‌هاي درستي برداشته‌ايم.

شما چگونه تمرکزتان را حفظ مي‌کنيد؟ هنگام نوشتن چه مي‌کنيد؟
معمولا در کافي‌شاپ‌ها مي‌نويسم. بايستي که خارج از خانه باشم و خب به قهوه هم نياز دارم. گاهي اوقات ميان شلوغي گپ زدن‌هاي مردم مي‌نويسم اما معمولا بسته به کارم در آن لحظه به موسيقي گوش مي‌کنم. براي جي‌او‌تي طبيعتا ساوندترک‌هاي جي‌اوتي وجود دارد. زماني فيلمنامه پرنس قلابي/The False Prince را مي‌نوشتم و چندتايي قطعه کلاسيک بسيار باشکوه را براي گوش دادن انتخاب کرده بودم، اريک ولفگانگ کورنگلد و چيزهايي مثل آن. در حال حاضر روي فيلمنامه جادو: گردهمايي کار مي‌کنم و مجموعه‌اي از ترک‌هاي بزرگ حماسي وفانتزي/ساي-فاي به درد اين کار مي‌خورند. هميشه چندين ساعت پرارزش را به جاي نوشتن براي جمع‌آوري اين پلي‌ليست‌ها هدر مي‌دهم.

درميان ساندترک‌هاي هرفصل کدام يک را بيشتر دوست داريد؟ من به شخصه فصل چهارم را انتخاب مي‌کنم، مثل يک جهنم گوتيک است. شايد بيشتر به خاطر نايتز واچ باشد و اينکه هميشه لباس سياه بر تن دارند.
بله، من هم با فصل چهارم موافقم. البته فصل چهارم در بين فصل‌هايي که تا به حال پخش شده‌اند.

هنگامي که دست از نوشتن برمي‌داريد چه چيزي تماشا مي‌کنيد؟
به نظر من "آمريکايي‌ها/The Americans" در هر دوره‌اي که باشيد يک سريال استثنايي‌ست. من واقعا واقعا واقعا عاشق توجيه شده/Justified هستم، به نظرم هردوي اين سريال‌ها آن‌طور که بايد قدر نديدند. راستش را بخواهيد من شباهت‌هايي هم بين توجيه شده و جي‌او‌تي مي‌بينم؛ از نظر رقابت خانواده‌ها، تعريف تاريخ، بازي قدرت، خيانت و جنگ‌هاي داخلي. همين طور مد من؛ دلتنگ آن خواهم شد. چمدان/The Suitcase هم از فصل چهارم تبديل به سريال محبوب من شد. بي صبرانه منتظر درام‌هاي جديد شبکه اچ‌بي‌او هستم، بخصوص سريال جديد ترنس وينتر. به نظر من فصل آخر امپراطوري بوردواک هم بي‌نظير بود. با اينکه هيچ ارتباطي به چيزي که من مي‌نويسم ندارد اما "جامعه" به نوعي مذهب من است.
با اين حال سريال‌هاي بي‌شماري وجود دارند که هنوز به تماشاي آن‌ها ننشسته‌ام. ما همگي عاشق برکينگ بد شديم پس به نظرم لازم است Better Call Saul را هم شروع کنم. انتخاب‌هاي مختلفي در سطوح متفاوت وجود دارند. دوران بسيار هيجان انگيزي‌ست اما متاسفانه من اوقات فراغت زيادي ندارم.

ويسنا فولادي
نظرات
علي چهارشنبه 2 ارديبهشت 1394 عالي بود..من تازه با سايتتون از طريق مطالب بازي تاج و تخت آشنا شدم..سايت بسيار خوبي دارين و موفق باشين..حتمن به دوستانم اين سايت رو خيلي خوب رو معرفي ميکنم
4 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط
































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز