«كریستین مونجیو» كارگردان فیلم «فارغ‌التحصیلی»: سینما تنها برای سرگرمی اختراع نشد

06ارديبهشت1396 0
«چيزي كه من به مخاطبان ارائه مي‌دهم در مقايسه با سينماي جريان اصلي به زندگي آنها نزديك‌تر است. سينما حدود 100 سال پيش تنها براي سرگرمي اختراع نشد، بباييد تنوع را در فيلمسازي حفظ كنيم و براي كساني كه مي‌خواهند، تفكر كنند نيز فيلم بسازيم.»

ايسنا: فيلم «فارغ‌التحصيلي» ساخته «كريستين مونجيو» كارگردان سرشناس رومانيايي كه امسال در بخش نمايش‌هاي ويژه سي‌وپنجمين جشنواره جهاني فجر حضور دارد و نمايش آن با استقبال بسيار خوبي همراه شده است، اولين نمايش خود را سال گذشته در بخش رقابتي جشنواره كن تجربه كرد و در آن جا نيز مورد تحسين منتقدين قرار گرفت و در نهايت جايزه بهترين كارگرداني كن را از آن خود كرد.

اين كارگردان رومانيايي كه يكي از فيلمسازان مولف حال حاضر سينماي جهان محسوب مي‌شود، در سال 2007 موفق شد با ديگر ساخته خود با عنوان «4 ماه، 3 هفته و 2 روز » جايزه نخل طلاي كن را از آن خود كند و در سال 2012 نيز با فيلم «آنسوي تپه‌ها» نيز مجددا تحسين‌ها را در كن برانگيخت و دو بازيگر زن اين فيلم به صورت مشترك بهترين بازيگر زن جشنواره شدند و «مونجيو» نيز به جايزه بهترين فيلمنامه رسيد.

«مونجيو» به همراه «كورنليو پورومبوي» و «كريستي پويو» ديگر سينماگران مطرح رومانيايي هستند كه در چند سال اخير توجهات بين‌المللي زيادي را به سمت سينماي روماني معطوف كرده‌اند.

«فارغ‌التحصيلي» روايتگر داستان پزشكي با بازي «آدريان تيتيني» است كه در يك شهر كوچك زندگي مي‌كند و قصد دارد دخترش (با بازي ماريا ويكتوريادراگوس) را براي ادامه تحصيل به خارج بفرستد اما پيش از اعزام او مشكلاتي براي آنها بوجود مي‌آيد و او با ارتباطلاتي كه دارد در تلاش است، شرايط را بر اعزام دخترش به خارج از روماني فراهم كند.

در اين فيلم نيز مساله تجاوز بخش مهمي از داستان فيلم را به خود اختصاص مي‌دهد و از اين حيث مي‌توان آن را با فيلم‌هاي موفقي چون «فروشنده» ساخته اصغر فرهادي و «او» به كارگرداني «پل ورهوفن» مقايسه كرد كه هر دوي آن‌ها نيز در كن 2016 رونمايي شدند.

«كريستين مونجيو» كه امسال رياست بخش سينه‌فونداسيون و فيلم كوتاه هفتادمين جشنواره كن را بر عهده دارد در گفتگويي با سايت آمريكايي «وُكس» درباره جديدترين ساخته‌اش «فارغ‌التحصيلي» و چگونگي به تصوير كشيدن پيچيدگي‌هاي زندگي در اين فيلم صحبت كرده است:

 

* شما در نمايش فيلم در جشنواره تورنتو عنوان كرديد كه اين «فارغ‌التحصيلي» درباره خيلي چيزهاست و نه صرفا روماني. در اين باره توضيح بيشتري مي‌دهيد، آيا اين فيلم در واقع بيانگر شرايط در روماني است؟

من نمي‌گويم كه اين فيلم درباره روماني نيست اما فقط به موضع روماني نمي‌پردازد. در درجه اول مهمترين مضمون فيلم فساد است و نه مصلحت‌انديشي. من بين اين دو تمايز قائل مي‌شوم و فكر مي‌كنم فساد يك پديده اجتماعي است در حالي كه مصلحت انديشي در واقع تصميمي شخصي است كه شما مي‌گيريد تا مسائل را راحت‌تر حل كنيد، حتي اگر بدانيد اين تصميم كاملا اخلاقي نيست.

معتقدم اين فيلم بيشتر درباره ماهيت انساني و تصميم‌گيري، سالخوردگي و والدين و همچنين دشواري در تشخيص تصميم درست درباره فرزندان است. از نظر من اين فيلم پيچيده‌تر از يك نقد اجتماعي از روماني است. انچه در فيلم رخ مي‌دهد مي‌تواند در بسياري از جاهاي ديگر نيز رخ دهد. متاسفانه اين حقايق تلخ جهاني هستند. زماني كه ساخت فيلم آغاز شد به اين فكر كردم هر فرد در چه لحظه‌اي از زندگي براي اولين بار لغزش داشته است. اين خيلي خوب هست كه همه افراد هر از گاهي به اين مساله فكر كنند و اين درست زماني است كه شما  به تدريج قدرتتان را براي مبارزه با چيزهايي كه كاملا اخلاقي و صحيح نيستند از دست مي‌دهيد.  مي‌خواستم اين داستان را درباره پدري بسازم كه متوجه مي‌شود زماني كه در اين مسير قدم برمي‌دارد كار خاصي نمي‌تواند انجام دهد. تنها كاري كه او مي‌تواند در فيلم انجام دهد اين است كه اولين لغزش خود را كه براي دخترش انجام داده را تا حد ممكن به تعويق بياندازد.

* در فيلم «فارغ‌التحصيلي» نيز چون هميشه شخصيت‌هاي فيلم را در شرايط دشوار و دوراهي اخلاقي قرار مي‌دهيد كه اين امر موجب مي‌شود، مخاطب در چگونگي واكنش نشان دادن به آن كمي دچار ترديد شود.

هميشه ابهامات و پيچيدگي‌هايي در زندگي وجود دارد و من هميشه سعي دارم اين شرايط پيچيده‌ را بدون قضاوت كردن كاراكترها و بدون نظر شخصي خودم به تصوير بكشم. در عين حال تلاش نمي‌كنم كه كاراكترهاي داستان لزوما اين مسائل اخلاقي را حل و فصل كنند و فكر مي‌كنم اين جايي است كه سينما مي‌تواند مفيد باشد و آن نشان دادن پيچيدگي‌هاي زندگي بدون دخالت دادن نظرات شخصي است. احساس نمي‌كنم نظر و عقيده من از نظر و عقيده تماشگراني كه فيلم را تماشا مي‌كنند، ارزشمندتر است.

آنچه اهميت دارد اين است كه من چيزي را به مخاطبان فيلم‌هايم ارائه مي‌دهم كه در مقايسه با سينماي جريان اصلي به زندگي آنها نزديك‌تر است. سينما حدود 100 سال پيش تنها براي سرگرمي اختراع نشد، گرچه سرگمي يكي از جنبه‌هاي آن است اما ما بايد تنوع را در فيلمسازي حفظ كنيم و براي كساني كه مي‌خواهند فكر كنند نيز فيلم بسازيم. سينما داراي چنين جايگاه عجيبي است و هم به هنر و هم به صنعت متعلق است. اگر من هنوز به وجه هنري سينما تعلق دارم بايد درك كنم كه چه چيزي خاص اين سينماست.

به همين دليل است كه من همچنان به ساخت چنين فيلم‌هايي ادامه مي‌دهم، چرا كه من كشف كردم چيزي در ارتباط با نحوه گذر زمان و  ظرفيت سينما براي آشكار كردن يك واقعيت در اين گستره زماني وجود دارد. به همين دليل شروع به ساخت فيلم با الهام از واقعيات در زندگي خودم كردم. من روش پيچيده‌اي براي كاوش در احساسات دروني كاراكترها و انچه به آن فكر مي‌كنند دارم اما اين كار را با استفاده از موسيقي و تدوين انجام نمي‌دهم بلكه از برداشت‌هاي بسيار بسيار طولاني استفاده مي‌كنم. فيلمبرداري هر صحنه تنها يك برداشت است كه بسيار پيچيده است و حرف‌هاي زيادي درباره فلسفه پشت آن مي‌زند.

 

* در ميان تكنيك‌هاي موثر، شما اغلب از قاب‌هاي متراكم و شلوغ استفاده مي‌كنيد كه پر از شخصيت‌هاي متفاوت است كه هر كدام از آنها در يك لحظه به هم واكنش نشان مي‌دهند و مخاطب ناگزير است در اين زمان چشمانش را به سرعت در كل قاب حركت دهد، چرا كه افراد مختلف هر كدام در حال نشان دادن واكنشي به يك موضوع هستند.


همه اين‌ها برآمده از تلاش ما براي نشان دادن همه چيز در يك شات است. شما استفاده از دو چيز را ياد مي‌گيريد: عمق زمينه و حركت دوربين. يك قانون ديگري كه من براي خودم تعريف كرده‌ام اين است كه من هرگز دوربين را حركت نمي‌دهم مگر اين كه حركت برآمده از حركت در آن شات باشد.

شما بايد تنها موقعيت دوربين كه از همه موقعيت‌هاي ديگر بهتر است را پيدا كنيد. برخي مواقع حدود نصف روز را در صحنه قدم مي‌زنم و فكر مي‌كنم اگر به صورت يا به آن صورت كار كنم چطور مي‌شود؟ اما همه اين كارها را پيش از فيلمبرداري انجام مي دهم. اگر فيلمبرداري را بدون اين كه بدانيد چطور مي‌خواهيد آن را انجام دهيد، آغاز كنيد فاجعه خواهد شد. پيش از آغاز فيلمبرداي يك بررسي فني انجام مي‌دهيم و من به همراه همه عوامل طي دو تا سه روز از همه لوكيشن‌ها ديدن مي‌كنيم و دقيقا به انها مي‌گويم كه چه چيزي مي‌خواهم. چيزهاي زيادي را در هنگام ساخت فيلم «4 ماه، سه هفته و 2 روز» ياد گرفتم و بويژه متوجه شدم كه بايد انتخاب كنيد و بايد جسارت لازم براي به چالش كشيدن تمام تصميم‌هايتان را به عنوان كارگردان داشته باشيد.


* متوجه شدم در فيلم‌هايتان هر گاه گفتگويي ميان دو نفر وجود دارد، اغلب بر روي شنونده متمركز مي‌شويد و ما به همين دليل واقعا واكنش آنها در فيلم را مي‌ببنيم.

اين خيلي مهم است چون آن چه در فيلم گغته مي‌شود جالب نيست بلكه تاثير آن بر ديگري است كه اهميت دارد. از من مي‌پرسند چرا در فيلم «4 ماه، سه هفته و 2 روز» آن دختر ديگر نقش اصلي است؟ چون بازيگر اصلي عمدتا شخصي است كه آن چه روي مي‌دهد را كمي درك مي‌كند و از آن ياد بگيرد و نه كسي كه رنج مي‌كشد، حتي اگر در مركز داستان  فيلم قرار گرفته باشد. در فيلم «فارغ‌التحصيلي» نيز فكر كردم كه داستان را از ديدگاه كدام شخصيت روايت كنم؟ اين يكي از موارد مهمي است كه وقتي مي‌خواهم فيلمي از سينماي واقع‌گرا بسازم بايد درباره آن تصميم‌گيري كنم و من زاويه ديد شخصي يكي از كاراكترها را دنبال مي‌كنم.

*پس از چند موفقيت پياپي در جشنواره كن، نام خود را به عنوان يكي از مهم‌ترين كارگردانان اروپا مطرح كرديد و به جلب توجه جهاني به سينماي روماني كمك كرديد. مي‌دانم كه شما تنها نيستيد و كارگردانان بزرگ و مستعد ديگري نيز در كشورتان وجود دارند اما همچنان احساس مي‌شود اين موضوع بار سنگيني بر دوش شما قرار داده است. آيا اين مسئوليت بر فيلم‌ها و انتخاب‌هاي شما تاثير مي‌گذارد و يا اين كه شما فقط فيلم‌هاي خودتان را مي‌سازيد و بقيه را به منتقدان مي‌سپاريد؟

 

من تنها نيستم و گروهي از كارگردانان رومانيايي وجود دارند اما من فقط خوش‌شانس بوده‌ام كه با كسب جايزه نخل طلاي كن ديده‌ شدم، اما در مجموع اين يك نسل از سينماگران روماني با سن و سال تقريبا يكسان بودند كه در يك دوره شروع به ساخت فيلم‌هايي از جنس متفاوت كردند و مورد توجه جشنواره كن قرار گرفتند. اين يك شايستگي و موفقيت جمعي است.

در مورد ديگر بايد بگويم كه بار مسئوليت و انتظارات بالا از ساخته‌هايم را احساس مي‌كنم اما اين خيلي شخصي است و فكر مي‌كنم هر فيلمسازي آن را تجربه مي‌كند. مردم انتظار دارند كه ساخته جديد شما از فيلم قبلي‌تان بهتر باشد، چيزي جديد كه زبان سينما را تغيير مي‌دهد اما اين كار ساده نيست. برخي مواقع شما تمام چيزهايي كه به عنوان يك فيلمساز بايد در زندگي كشف مي‌كرديد را پيش از آن كشف كرده‌ايد اما بايد ادامه دهيد. نمي‌دانم،‌ من از 10 سال پيش باهوش‌تر نيستم و چيز جديدي كشف نكرده‌ام. تلاش مي‌كنم به اين حس مسئوليت بويژه در كشورم روماني پاسخ دهم تا سينماگران نسل بعدي شرايط و فرصتي را داشته باشند كه ما تجربه كرديم.

نظرات
نظر خود را بنویسید:
مطالب مرتبط










































































عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز