خاطرات ویت هایدوشكا از چند دهه همكاری با مایكل هانكه

01ارديبهشت1396 0

آي سينما: در دومين روز از برگزاري كلاس‌هاي دارالفنون جشنواره جهاني فيلم فجر، ويت هايدوشكا تهيه‌كننده آثار مايكل هانكه كارگردان مشهور اتريشي برنده جايزه اسكار در كارگاه مربوط به توليد و تهيه‌كنندگي حضور يافت. او به نكات جالبي درباره ساخت فيلم‌هاي هنري اشاره كرد و همچنين خاطراتي شنيدني از همكاري‌هايش با هانكه را با هنرجويان در ميان گذاشت.

ويت هايدوشكا كه تهيه‌كنندگي فيلم‌هاي ميشاييل هانكه را بر عهده داشته است، صحبت‌هايش را با اشاره به فيلم‌هاي هنري شروع كرد كه در حال حاضر بسيار غريب افتاده و پولي براي ساخت آن داده نمي‌شود؛ منظور او فيلم‌هايي با بودجه كمتر از بيست ميليون دلار بود كه هنرپيشه‌ها نيز حضور در اين فيلم‌ها را افتخاري براي خود نمي‌دانند و به همين‌خاطر توليدكنندگان با مشكلاتي روبرو هستند.

به گفته او فيلم‌هاي هنري ويژگي‌هاي مختلفي دارند از جمله اين‌كه ديالوگ در آن‌ها نقش مهمي دارد، نقش تصوير در چارچوب‌هاي خاصي معني پيدا مي‌كند، اين فيلم‌ها در زمينه‌هاي اخلاقي هستند و اصولا فيلم‌هاي سرگرم‌كننده‌اي نيستند و مورد استقبال قرار نمي‌گيرند. البته آن‌طور كه هايدوشكا توضيح مي‌دهد حتي يك فيلم كمدي هم مي‌تواند جزو چنين فيلم‌هايي قرار بگيرد.

او موضوع ساخت فيلم‌هاي هنري را يكي از بزرگترين اختلافات بين اروپايي‌ و آمريكايي‌ها دانست و گفت: «البته وسايل و روش‌هاي كار يكي است اما فرقي كه بين آمريكا و اروپا هست در اين‌ است كه ابزار كمتري در اروپا در اختيار است. خود هانكه زماني كه در آمريكا فيلم توليد مي‌كرد («بازي‌هاي مسخره») مي‌گفت اگر فقط 34 عضو از گروه توليد را به من بدهند من فيلم را راحت‌تر در اروپا مي‌سازم. جالب است وقتي يك مهماني براي فيلم برگزار كرديم ديديم 200-300 نفر هستند كه ما حتي اسمشان را هم نشنيده‌ايم و جزو گروه فيلم هستند.»

او همچنين مثال‌هاي ديگري درباره بالا بردن هزينه و زمان در توليد فيلم‌هاي آمريكايي زد و در يكي از جالب‌ترين خاطراتش گفت: «باز هم در اين زمينه مثلا فيلمي بود كه در آن يك جنگل مصنوعي در يك محيط باز طبيعي ساخته مي‌شد و 12-13 نفر مشغول ساختن جنگل مصنوعي در جنگل طبيعي بودند. وقتي هم تمام شد -كه زيبا هم از كار درآمده بود- كارگردان گفت من اين را نمي‌پسندم. در اروپا امكان ندارد ما به چنين روشي فيلم توليد كنيم.»

البته او مثالي درباره اين‌كه از سوي تهيه‌كننده توجه كافي در فيلم‌ها وجود دارد نيز زد و گفت: «زماني كه ما فيلم «معلم پيانو» را مي‌ساختيم در يكي از صحنه‌ها بايد بازيگر زن پيرمردي را هل مي‌داد كه آنقدر ضعيف بود كه هر بار به او دست مي‌زد مي‌افتاد. من به هانكه گفتم يك هفته وقت داري تا اين صحنه را به آن شكلي كه دوست داري فيلم‌برداري كني. براي اين‌كه من دوست ندارم فيلمي بسازم كه فقط ساخته باشم، بلكه مي‌خواهم فيلمي باشد كه آن‌را با غرور به مردم عرضه كنم. به طور خلاصه بايد بگويم كه بايد اعتماد متقابلي بين كارگردان و تهيه‌كننده وجود داشته باشد.»

او صحبت‌هايش را در اين‌باره را با خاطره ديگري ادامه داد و گفت: «زماني كه فيلم «قاره هفتم» را با هانكه مي‌ساختم، چهار هفته از فيلم‌برداري گذشته بود كه يك روز پنج‌شنبه هانكه با من تماس گرفت -آن زمان هنوز مرا شما خطاب مي‌كرد و به من تو نمي‌گفت- و گفت فيلمبردار اصلا چيزي را كه من مي‌خواهم انجام نمي‌دهد. كارهايي مي‌كند كه در فيلم‌هاي تبليغاتي انجام مي‌دهند و رنگ و نور و... را بر اين اساس تغيير مي‌دهد و آن چيزي كه من مي‌خواهم نيست. به او گفتم آرام باش من فردا سر صحنه مي‌آيم اما نمي‌آيم كه ببينم حق با چه كسي است. فردا به صحنه رفتم و گفتم خواهشم اين است امروز كه اينجا هستم هردو پيشنهاد كارگردان و فيلم‌بردار اجرا شود و آن‌روز به دو روش فيلم‌برداري شد. بعد من فيلم‌هاي خامي كه گرفته شده بود را بردم و در يك سالن سينما تماشا كردم. نتيجه اين بود كه نظر هانكه دقيقا همان‌ چيزي بود كه فيلم مي‌طلبيد و نظر او هم كاملا خلاف چيزي بود كه فيلم‌بردار مي‌خواست. بعد از آن فيلم‌بردار بسيار عصباني شد و حتي قهر كرد و براي افتتاحيه فيلم هم نيامد. ما جرات اين را داريم كه حتي در ميانه فيلم فيلم‌بردار را عوض كنيم و مطابق آن‌چه كه درست است پيش برويم.»

او پس از اين توضيحات دوباره به موضوع فيلم‌هاي هنري بازگشت و گفت: «آدم‌هاي حرفه‌اي كه بازار را مي‌شناسند مي‌گويند در دنيا در حال حاضر فقط چهار شركت هستند كه در تهيه فيلم باقي مي‌مانند، شركت‌هايي مثل نتفليكس يا آمازون و دو شركت ديگر. اين باعث مي‌شود كه تلويزيون‌هاي اروپايي براي تهيه فيلم پولي در اختيار نداشته باشند و هر روز اين پول كمتر و كمتر شود. اين شركت‌ها رقباي بزرگ سينما خواهند بود كه پول وحشتناكي در اختيار دارند. اما آن‌چيزي كه صد در صد هيچ‌وقت نخواهند ساخت فيلم هنري و ملي است. آن‌ها مي‌خواهند فيلم‌هاي جريان اصلي توليد كنند كه در تمام دنيا به نمايش درآيند و فروش داشته باشند، نه فقط در يك كشور خاص. حالا اين خودش يك تهديد و يك فرصت بزرگ براي كارگردان‌هايي است كه مي‌خواهند فيلم‌هاي هنري و ملي درست كنند. اين شركت‌ها به هيچ وجه حاضر نيستند فيلمي كه فقط در اتريش يا ايران مي‌فروشد و مطابق با فرهنگ اين كشورهاست بسازند. بلكه فيلمي مي‌خواهند كه در تمام دنيا فروش داشته باشد.»

هايدوشكا در ادامه درباره فيلم‌هاي ملي و هنري اين‌طور اظهار نظر كرد: «هميشه گفته‌ام و مي‌گويم فيلم به بهترين شكل هويت فرهنگي يك كشور را به تصوير مي‌كشد. فيلم كارت فرهنگي و هنري يك كشور است. به خاطر اين مطلب است كه بسياري اعتقاد دارند كه دولت‌هاي كشورها بايد از فيلم‌هاي هنري كشورشان حمايت كنند. اين فرصتي است كه فيلم‌هاي هنري توليد شوند نه فيلم‌هاي بي‌هويت و بازاري. فيلم‌هاي هنري در واقع مثل يك موزه هستند كه تاريخ و فرهنگ يك كشور را نگه مي‌دارند. همه مي‌دانيم كه كشوري از خارج نمي‌آيد براي يك كشور موزه بسازد، بلكه هر كشوري بايد خودش اين‌كار را انجام دهد. پس فيلم‌ها بايد يارانه بگيرند. چون فيلم هويت فرهنگي و ملي ماست و بايد باقي بماند و ادامه حيات دهد.»

او به خاطره‌اي از آشنايي‌اش با يك كارگردان مطرح هاليوودي اشاره مي‌كند كه مي‌گفت از نتيجه 30 فيلم پولسازش تنها يك فيلم هنري تهيه خواهد كرد: «او مي‌گفت فيلم‌هاي هنري تاثيرات روحي و رواني دارند و اين‌را شما اروپايي‌ها بهتر از ما آمريكايي‌ها بلد هستيد. از نظر او ما اروپايي‌ها بهتر است وارد هاليوود نشويم و فيلم هنري بسازيم. وقتي به اتريش برگشتم هانكه اولين سناريويش را به من داد كه كيفيت بالا و داستاني بسيار قوي داشت و تمام توليدكنندگان بزرگ اتريش آن‌را رد كرده بودند. من توليد اين فيلم را پذيرفتم و سرمايه‌گذاري كردم و اين‌طور بود كه كار من با هانكه شروع شد.»

با توجه به اين‌كه فيلم «بازي‌هاي مسخره» در دو نسخه اروپايي و آمريكايي ساخته شده است در ادامه در اين‌باره سوال شد كه هايدوشكا توضيح داد: «من در اين‌باره به هانكه گفتم شما اجازه نداريد. اگر فيلم اولت خوب بود كه ديگر نيازي نيست فيلم ديگري بسازي و اگر بد بوده است كه اجازه نداري فيلمي بسازي. آمريكايي‌ها مي‌خواستند من را متقاعد كنند كه اين فيلم را مشترك توليد كنيم كه من رد كردم و در بخش دوم شركت نكردم. به هانكه گفتم اگر هم مجبور به ساخت دوباره هستي بايد 25 تا 30 درصد ايده‌هاي هنري جديد به آن اضافه كني. مثلا به جاي گروهي از جوانان كه در نسخه اول حضور داشتند از جوانان سياه‌پوست استفاده شود. متاسفانه اين فيلم سقوط كرد و فيلم موفقي نبود. البته قصد هانكه اين نبود كه فيلم را مجدد بسازد در واقع مي‌خواست شانس توليد يك فيلم در آمريكا را نيز داشته باشد. در هرحال فيلم دوم اصلا موفق نبود و اين تجربه‌اي بود كه هيچ‌گاه نمي‌توان يك فيلم هنري را در آمريكا ساخت. تنها كسي كه از فيلم دوم خوشحال بود پخش‌كننده فيلم اول در آمريكا بود چون فيلم دوم باعث شده بود همه بخواهند فيلم اول را ببينند و اين موضوع باعث سود او شده بود. اين چيزي هم كه مي‌گويم بين خودمان بماند هانكه نسخه ويديويي را آورده بود و هيچ كار خاصي براي اين فيلم نكرد، حتي هنرپيشه در يكي از صحنه‌ها مي‌گفت به چپ نگاه كند و هانكه مي‌گفت نه چون در نسخه اول هنرپيشه به راست نگاه كرده بايد به سمت راست نگاه كني. بعد از ساخت هم مي‌گفت خيلي راضي و خوشحال نيستم فيلم دوم هفت ثانيه از فيلم اول بيشتر بوده است!»

او با اين توضيح كه هركس دلايل خودش را دارد ادامه داد:‌ «هانكه هم دلايل خودش را داشت شايد از نظر روحي به چنين چيزي نياز داشت. به هر حال خسارتي هم نزد. فراموش نكنيم كه انسان و مخصوصا ما توليدكنندگان خطا مي‌كنيم. من خدا نيستم اما اولين كسي هستم كه فيلم خودم را مي‌بينم و چون اولين تماشاچي فيلمم هستم احساس خودم را به آن مي‌دهم.» او در ادامه توضيحاتي نيز در اين‌باره داد كه او و هانكه هيچ‌وقت در استوديوي مونتاژ وارد نمي‌شوند با اين وجود گاهي مسئول تدوين معتقد است چند دقيقه‌اي بايد حذف شود اما هانكه به هيچ‌وجه نمي‌پذيرد كه در اين‌باره ما نمي‌دانيم حق با كيست اما مهم نتيجه است.

او در ادامه به حضور سال گذشته‌اش براي يك هفته آموزش و برگزاري كارگاه در روسيه اشاره كرد كه در آن خانمي از قرقيزستان سوال كرده بود آن‌ها چطور توانسته‌اند دولتشان را براي كمك به سينما قانع كنند كه هايدوشكا نيز پيشنهاد برگزاري كنفرانسي با حضور هنرپيشگان و كارگردانان در كنار سياستمداران را داده است: «البته به او گفتم هيچ تهيه‌كننده‌اي را نبريد. صادقانه بگويم ما فقط به دنبال پول هستيم. البته خانم گفت كه اتفاقا اين كار را در پايتخت كرده‌اند تا ببينند رئيس جمهور چه يارانه‌اي براي سينما در نظر مي‌گيرد. من يك چيزي را بايد به شما بگويم، سياستمداران در همه جاي دنيا دوست دارند با هنرپيشه‌ها و چهره‌ها عكس بگيرند اين كار را بكنيد! به هر حال وقتي واقعيت را درك نمي‌كنند بايد از راه دوم وارد شد.»

هايدوشكا كه در لحظات گذشته نيز شوخ‌طبعانه مسائلي را بيان كرده و با حاضران نيز با او همراهي كرده بودند در ادامه گفت: «شايد اين نكته‌اي كه گفتم شوخي بود اما بدانيد بدون مطبوعات موفق نمي‌شويم. مطبوعات هميشه بايد پشت شما باشند. فرقي نمي‌كند كجاي دنيا هستيد سياستمداران از مطبوعات مي‌ترسند. سعي كنيد خبرنگاران را متقاعد كنيد. بايد سياستمداران بفهمند كه فيلم كارت فرهنگي يك كشور است. فراموش نكنيم چيزي كه در مطبوعات وجود نداشته باشد انگار در دنيا وجود ندارد.»

او در ادامه به ويژگي‌هاي يك تهيه‌كننده اشاره كرد و داشتن قلب قوي و پراحساس و شناختن فيلم‌نامه را از مهم‌ترين آن‌ها دانست، به گفته اين تهيه‌كننده پس از ساخت 70 تا 80 فيلم او به بينشي در اين‌باره رسيده است كه قابل تعريف نيست.

هايدوشكا همچنين به سختي‌هاي فعاليت در حوزه سينما نيز اشاره كرد كه در واقع زندگي هركسي را از او مي‌گيرد و او ديگر متعلق به خودش نيست. اين تهيه‌كننده در ادامه به اين موضوع اشاره كرد كه قبل از سينما تجارت را ياد گرفته است و به بحث‌هاي حقوقي و مسائل مالي آشنايي دارد. در كنار آن تئاتر، فلسفه و روانشناسي خوانده است: «هنوز هم فلسفه در شغلم به من كمك مي‌كند. اخيرا مقاله‌اي در يكي از روزنامه‌هاي آمريكايي خوانده‌ام كه در آن به اين موضوع اشاره شده بود كه براي فيلم‌هاي وسترن از ديالكتيك هگل يعني تز، آنتي‌تز و سنتز استفاده مي‌شود. همين سال گذشته يكي از دوستان آمريكايي‌ام به من مي‌گفت مي‌داني ما چه مي‌خوانيم؟ به فلسفه ارسطو رجوع مي‌كنيم و اين دراماتيكي كه در فلسفه ارسطو هست تا الان حفظ شده و به هرحال فطرت‌ها از دست نرفته و مي‌توانيم از آن استفاده كنيم.»

در ادامه بحث اعتماد تهيه‌كنندگان به كارگردانان جوان مطرح شد كه هانكه كار كردن با كارگردانان جوان را بسيار سخت و يك ريسك بزرگ دانست. او همچنين به بودجه‌اي در كشور آلمان اشاره كرد كه مخصوص فيلم‌هايي است كه قرار نيست براي گيشه ساخته شوند. البته او به كارگردانان جوان توصيه كرد در ابتدا فيلم‌هايي با هزينه كم و گروه كوچك بسازند و از اول نخواهند بن‌هور بسازند چون هيچ تهيه‌كننده‌اي نمي‌تواند به كسي كه تا به حال فيلم نساخته ميليون‌ها دلار پول بدهد.

او همچنين در ميان صحبت‌هايش درباره فيلم ملي به «فروشنده» آخرين ساخته اصغر فرهادي نيز اشاره كرد و آن را نمونه‌اي از يك فيلم ملي دانست و گفت: «من اين فيلم را كه نگاه مي‌كنم خيلي بيشتر با فرهنگ ايران آشنا مي‌شوم تا از راه روزنامه‌ها و مجلات. اين راه يك فيلم ملي است.»

 هايدوشكا به خاطره جالبي درباره يكي از فيلم‌هاي هانكه اشاره كرد كه قرار بود سازمان حمايت از فيلم‌سازي و تلويزيون از آن حمايت كند اما پس از يك راي منفي در شوراي تلويزيون اين نهاد از اين فيلم حمايت نمي‌كند، هايدوشكا در ادامه شرح داد: « با او تماس گرفتم و گفتم مي‌خواهم شما را استخدام كنم. لباس‌هاي ابريشمي يا گردنبند طلا مي‌خواهيد؟ كه گفت به چه دليلي به من توهين مي‌كنيد. گفتم شما به شورايتان گفتيد اين فيلم موفق نخواهد شد. شما اولين كسي هستيد كه مي‌توانيد چنين چيزي را پيش‌بيني كنيد، هيچ‌كس نمي‌تواند چنين چيزي بگويد و فقط پيغمبري مثل شما مستحق دريافت چنين چيزهايي است. مي‌خواهم شما را استخدام كنم كه همه فيلم‌هايم موفق باشند. من به عنوان فردي باتجربه مي‌گويم اگر چيزي كه مي‌سازيم مقدار كمي هم با فيلم‌نامه يك باشد اين فيلم موفق خواهد شد نه اين‌كه صف‌هاي طولاني براي تماشاي آن تشكيل شود ولي فيلم در اين سطحي كه هست موفق مي‌شود. بالاخره پول را دادند و فيلم ساخته شد و جايزه كن را نيز برد.»

او همچنين در پاسخ به اين سوال كه چطور مي‌توان فيلمي ساخت كه هم فرهيختگان و روشنفكران را جلب كند و هم براي عوام جذاب باشد با اشاره به اين‌كه نمي‌توان همزمان به دو شاه خدمت كرد اين‌كار را تقريبا نشدني دانست. البته با اشاره به كارگردان‌هايي مثل وودي آلن و... او به اين موضوع اشاره كرد كه شما بايد با يك فيلم‌نامه خوب خودتان را تحميل كنيد.

اين كارگاه با ترجمه دكتر شفازند از آلماني به فارسي و همچنين حضور عليرضا شجاع‌نوري تهيه‌كننده و بازيگر ايراني برگزار شد. 

نظرات
نظر خود را بنویسید:
مطالب مرتبط











































































عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز