‌بایگانی ماهانه

بایگانی فیلم: خرداد 1394


يادداشت نويسنده 7فاز بر اپيزود دهم فصل پنجم «بازي تاج و تخت»

نگهبانان شب جان اسنو را به بهانه اخباري كه از بنجن استارك بهشان رسيده از اتاقش خارج مي‌كنند و در مقابل صليبي كه نام خائن بر روي آن نقش بسته او را به نوبت با خنجرهايشان به نام نگهبانان شب مجازات مي‌كنند. چون يكي از آنها خواسته بود نظم قديمي ديوار را كه آدميان دو سوي آن را از هم جدا كرده بود برچيند. و او مستحق چنين كيفري بود.و طعنه‌آميز بود كه او هم به مانند ايگريت محبوبش از قبيله وحشي‌ها، به تير اولي پسربچه‌ي پر از كينه‌ي كسل بلك تسليم سرنوشت شوند. قهرمان جذاب تماشاگران سريال كه در آخرين لحظه وداعش با ند استارك قرار گذاشتند كه در ديدار بعدي هويتش آشكار شود. و حالا او هم به مانند پدر فقيدش در غربتي تراژيك جان باخت و پيكر خون‌آلودش بر زمين برفي قلعه سياه آرام گرفت تا طنين " تو هيچ چي نميدوني جان اسنو" تا انتها بر او سنگيني كند. با چشماني باز كه تا آخرين نما خيره نگاهمان مي‌كرد. او و استنيس تنها كساني بودند كه براي نجات سرزمين از دست وايت واكرها عزمشان را جزم كرده بودند. در غياب قهرمان سياه‌پوش دوست‌داشتني كيست كه ياراي نجات كشور را داشته باشد؟ حالا كه زمستان هم فرا رسيده.
27خرداد1394 66



10 نكته درباره «ويپلش» از زبان ديمين چزل كارگردان فيلم

به هم زدن (Breakup)
مدل‌هاي مختلفي از صحنه‌هاي به هم زدن وجود داشت. قبل‌تر اندرو يك‌جورهايي دختر را دك مي‌كرد و اين تغيير كرد به يك صحنه به هم زدن. رويكرد ما هم اينطور بود كه اندرو حرف‌هايش را انگار پيشتر جلوي ديواري چيزي تمرين مي‌كند و بعد كلمه به كلمه به آدمي واقعي در شرايطي واقعي تحويل مي‌دهد و تفاوتي هم حس نمي‌كند.
يادم هست كه جيسون رايتمن كه يكي از تهيه كننده‌هاي فيلم هم بود كمكم كرد كه بفهمم اين صحنه چطور بايد برگزار شود و روش كلي نگاه به آن چي بايد باشد. اين واقعا صحنه‌اي است كه من را خيلي مديونش مي‌كند.
و اين سكانسي بود كه ازش به عنوان امتحان براي انتخاب بازيگر دختر انتخاب كرده بوديم. مي‌دانستم كه مي‌خواهم دوربين بيشتر روي دختر باشد تا صدمه انساني‌اي را كه اندرو كوركورانه وارد مي‌كند كاملا ديده شود. همان تركيب درد و عصبيت و قدرت و ضعف و دلسوزي كه براي همچين صحنه‌اي نياز داريم تا تاثير بگذارد و مليسا بنويي كه در نهايت نقش را هم بازي كرد موقع انتخاب بازيگري اين صحنه فوق‌العاده بود.
24خرداد1394 1














كريستوفر نولان در گفتگوي طولاني با هاليوود ريپورتر از كارنامه فيلمسازيش مي‌گويد - بخش دوم

خب، هيچ وقت از اي‌ميل استفاده نكردم چون ديدم به هيچ‌كدوم از كارهايي كه انجام مي‌دم كمكي نمي‌كنه. واقعن نمي‌تونستم بذارم اذيتم كنه. همين‌طور در مورد تلفن همراه؛ شنيديد كه مي‌گن "تو نيويورك‌سيتي هرجا كه باشيد تو شعاع نيم‌ متري شما يك موش پيدا مي‌شه"، تو شعاع نيم متري من هرگز يك تلفن همراه پيدا نمي‌شه. منظورم اينه كه خب من با ده نفر ديگه سر كاري هستم و همه‌شون تلفن همراه دارن، پس وقتي كسي كارم داره دسترسي بهم خيلي راحته. وقتي اين شغل رو شروع كردم، آدم‌هاي زيادي نبودن كه تلفن همراه داشتن، من هم نداشتم. تابحال نگران اين نبودم كه يكي از اونها بخرم و خوشبختانه پيوسته كار كردم پس هميشه يكي دور و برم بوده كه اگه كسي كارم داشت بزنه روي شونه‌م و گوشي رو بده دستم. واقعيتش اصلن مايل نيستم داشته باشمش چون [نبودش]‌ بهم فرصت مي‌ده تا فكر كنم، وقتي يك گوشي هوشمند داشته باشيد و ده دقيقه وقت گيرتون بياد زود مي‌ريد سر وقتش و بنا مي‌كنيد به نگاه كردن به اون.
02خرداد1394 4






















استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز